سایت خبری تحلیلی 19دی آنلاین

به ما گفتند شما پیشانی نظام هستید

وقتی ما در جایگاه گوینده سیاسی خبر گزینش شدیم، به ما گفتند شما پیشانی نظام هستید و باید تلاش کنید که این پیشانی، سفید باقی بماند. ما هم تلاشمان را به کار بستیم تا پیشانی نظام، سفید و بی خط و خش باشد و نسبت به این موضوع بسیار حساس و مسئولیت پذیر بودیم؛ اما خب باید دید نسل جدید هم همین گونه تعلیم دیده است یا نه.
به گزارش پارسینه به نقل از خبرگزاری برنا، مهناز شیرازی، گوینده پیشکسوت خبر، یکی از مطرح‌ترین مجریان تلویزیون طی سال‌های گذشته به شمار می‌رود و تا کنون توانسته کارنامه درخشانی را در عرصه خبر از خود به جای بگذارد و جزو معدود بانوان گوینده‌ای به شمار می‌رود که خبرهای مطرح سیاسی را خوانده است.

وی مدتی است که بی‌سروصدا از کار خبر کناره‌گیری کرده است. با او گپی در مورد علت این کناره‌گیری زدیم.

خانم شیرازی مدتی است که در تلویزیون حضور ندارید. این موضوع، دلیل خاصی دارد؟
این روزها ترجیحم این است که به استراحت بپردازم و در حوزه دیگری دست به فعالیت بزنم.

جایی از قول شما خوانده بودم که روند گزینش نیروهای جوان و همچنین بازنشسته شدن نسل طلایی خبر باعث شده شما ترجیح بدهید از این حرفه دور بیفتید؟
این طور نیست و این موضوع ارتباطی با کناره گیری‌ام از گویندگی ندارد. در یکی از معدود مصاحبه‌هایی که طی سال‌های گذشته داشتم به این موضوع اشاره کردم که ورود نسل جوان ما در حرفه خبر کمی شتاب‌زده انجام می‌شود؛ وگرنه من با حضور نسل جوان هیچ مشکلی ندارم و از ورود آن‌ها استقبال می‌کنم. اما به این معتقدم که این کار باید پله پله انجام شود و مراحل خاص خودش را طی کند؛ چرا که اگر این پله‌ها طی نشود و فرد شتاب‌زده به آن چیزی که باید دست پیدا کند، دیگر قدر آن جایگاه را نمی‌داند و ارزش چندانی برای آن قائل نیست. متأسفانه گاه پیش می‌آید که فرد تازه‌واردی را به سرعت در اجرای خبر در کنار فرد با تجربه و پیشکسوتی قرار می‌دهند. طبیعی است که آن فرد دیگر خودش را هم‌سطح و هم رده آن فرد با تجربه می‌داند و دیگر حاضر به آموختن نیست. البته من نگاه انتقادی به این افراد ندارم، بلکه نگاه انتقادی به سیستم دارم؛ وگرنه بسیاری از این افراد، بااستعداد هستند؛ اما دوره‌های آموزشی را در این عرصه طی نکرده‌اند.

در طول سال‌های اخیر، تلویزیون سعی در جذب نیروهای تازه‌کار در عرصه خبر داشته است. به نظرتان آن‌هایی که وارد این عرصه شده‌اند تا چه حد توانستند جای خالی نسل شما را پر کنند؟
بر این باورم که مردم بهترین قاضی در این زمینه به شمار می‌روند و به خوبی می‌توانند تفاوت بین گوینده خوب، متوسط و ضعیف را متوجه شوند. نکته پر رنگی که در این مورد وجود دارد این است که در نوع گزینش گویندگان نسل قدیم و جدید تفاوت‌های اساسی وجود دارد و همین تفاوت‌ها هم در نوع خودش باعث بروز اختلاف‌هایی به لحاظ نوع و سطح اجرا شده است. در آن مقطع، شیوه جالبی وجود داشت و آن این بود که افراد در کنار گزینش، آموزش هم می‌دیدند و همین موضوع باعث می‌شد که در مسیر درستی قرار بگیرند. اما خب متأسفانه در حال حاضر نیمی از نیروهایی که گزینش شد‌ه‌اند از استانداردهای یک گوینده خارج هستند.

شما این ضعف را متوجه نحوه گزینش می‌دانید؟
بی‌شک، بله. این ضعف در نحوه گزینش و انتخاب وجود دارد؛ چون این افراد طبق یک آزمون و یا امتحان مراحل پیشرفت را طی نمی‌کنند. در زمانی که ما وارد این عرصه شدیم بر اساس آزمون و شرایط خاطی پله‌ها را یک به یک طی کردیم. ما در چند سال قبل کمیته‌ای را به‌عنوان «کمیته گویندگان» داشتیم که من و محمدرضا حیاتی عضو این کمیته بودیم و کسانی را که علاقه‌مند به کار گویندگی بودند مورد ارزیابی قرار می‌دادیم و افراد مناسب را از میان آن‌ها برای این حوزه انتخاب می‌کردیم. ضمن این‌که برای این افراد منتخب شرایطی را هم در نظر می‌گرفتیم. مثلاً می‌گفتیم صاحب این صدا بعد از آموزش‌های لازم، برای اخبار علمی- فرهنگی مناسب است با این‌که بهتر است در بخش سیاسی و یا ورزشی مشغول به کار شود.

به نکته جالبی در مورد گزینش افراد و تفکیک حوزه‌های خبری اشاره کردید. یعنی به نظر شما خود صداست که تعیین می‌کند مناسب چه نوع سبک خبرخوانی است؟
بله، ما بر اساس صدا، نوع چهره و فرم اجرا این تفکیک را ایجاد می‌کردیم؛ چرا که اساساً صدای گوینده خبر ورزشی با فردی که خبر سیاسی می‌خواند کاملاً متفاوت است.

برگردیم به همان کمیته گویندگان. چه شد که شما از آن خارج شدید؟
بعد از مدتی دیدم که افرادی را که ما با در نظر گرفتن شرایط، مناسب خواندیم و تأکید زیادی بر آموزش آن‌ها داشتیم یا در مرحله گزینش نهایی تغییر کردند و کسانی دیگرجایگزین آن‌ها شدند یا این‌که اصلاً این افراد، آموزش‌ندیده مشغول به کار شدند یا اگر آموزشی هم دیدند، دوره‌اش بسیار کوتاه و غیرکاربردی بوده است. در هر حال نباید فراموش کرد که برای گویندگی خبر صرفاً دانستن تئوری کافی نیست و فرد باید به لحاظ تجربی و عملی هم به طور کامل با این فن آشنایی داشته باشد. مثلاً استادی که به تدریس این هنر می‌پردازد باید این کار را به شکل عملی انجام داده باشد تا بتواند تجربیات حاصل از آن را در اختیار هنرجویان قرار دهد و به او نحوه مقابله با مشکلات را به شکل تجربی آموزش دهد تا او بتواند از پس مشکلات به وجود آمده و اجتناب ناپذیر بر آید؛ چرا که وقتی دوربین خبر روشن می‌شود، اجرای زنده- آن هم از نوع سیاسی- روی آنتن می‌رود. شما باید توانایی مقابله با مشکلات احتمالی را داشته باشید و این امر با کمک مدیریت تجربه و مدیریت علم حاصل می شود. اینکه من صرفاً بعضی مسائل تئوریک را بدانم دلیل نمی‌شود که گوینده خوبی باشم.

ما در کشوری تک رسانه‌ای زندگی می‌کنیم و بسیاری از کارشناسان معتقدند با توجه به این ویژگی، رسانه ملی ما باید تلاش مضاعفی را در انتخاب نیروی مناسب و جذب مخاطب داشته باشد.
به نکته بسیار خوبی اشاره کردید. در شرایطی که ما تک رسانه‌ای هستیم، بیش از سایر کشورها در مقابل افکار عمومی باید پاسخ‌گو باشیم و کارمان را به درستی انجام دهیم و بهترین‌ها را در کارمان گزینش کنیم، نه این‌که در مورد آن‌ها سلیقه‌ای رفتار کنیم و در نهایت باعث از دست رفتن مخاطب شویم. متأسفانه اکثر افرادی که وارد این عرصه می‌شوند، مراحل را به‌طور جهشی پشت سر گذاشتند. این توجیه نامناسبی درخصوص حذف همکاران هم دوره‌ای ماست که مثلاً چهره‌ آن‌ها برای مخاطب تکراری شده است. به نظرم، با یک نظر سنجی ساده می‌توان به علاقه‌مندی مردم به این فراد پی برد. اگر شما نگاهی به قبل بیندازید می‌بینید با وجود سادگی‌ای که در دکور و نوع رنگ بندی لباس‌ها وجود داشت و تعداد شبکه‌های ما از دو کانال تجاوز نمی‌کرد، مردم به گویندگان آن نسل علاقه‌مند بودند؛ در حالی که در این سال‌ها با وجود تغییرات گسترده و هزینه‌های آن‌چنانی در دکور و به کار گیری رنگ و لعاب و گسترش تکنولوژی، هنوز گوینده‌ای نتوانسته جا پای نسل قبل بگذارد.

شما سال‌ها از معدود گویندگان مطرحی به شمار می‌رفتید که اخبار سیاسی مهم را قرائت می‌کردید. معمولاً زندگی افرادی در این سطح همیشه زیر ذره‌بین قرار دارد. این موضوع برای شما محدودیتی ایجاد نمی‌کرد؟
وقتی ما در جایگاه گوینده سیاسی خبر گزینش شدیم، به ما گفتند شما پیشانی نظام هستید و باید تلاش کنید که این پیشانی، سفید باقی بماند. ما هم تلاشمان را به کار بستیم تا پیشانی نظام، سفید و بی خط و خش باشد و نسبت به این موضوع بسیار حساس و مسئولیت پذیر بودیم؛ اما خب باید دید نسل جدید هم همین گونه تعلیم دیده است یا نه.

بی‌شک برای خیلی‌ها جالب است که بدانند شما چه‌طور وارد عرصه گویندگی شدید؟
سال‌ها قبل در حالی که یک دختر جوان بودم و تحصیلاتم را در مقطع دبیرستان به پایان نرسانده بودم وارد این عرصه شدم و از همان مقطع شیفته این هنر و یادگیری در آن بودم. به همین دلیل تمام سختی‌های که در این کار وجود داشت را به جان خریدم و بدون کوچک‌ترین چشم‌داشتی به مسائل مالی، با عشق و علاقه خاصی کار کردیم و اصلاً برای‌مان مهم نبود یک شبه جلوی دوربین قرار بگیریم و خبر بخوانیم. به همین علت ورودمان در این عرصه پله پله و از اعلام زمان و مکان تا خواندن اخبار شهرستان‌ها شروع شد و بعد از گذشت سال‌ها، خبر سیاسی را در ساعت‌های پر مخاطب خواندیم.

------------------------------------------------------------

همچنین به گزارش پارسینه، شفقنا رسانه نوشت:

شفقنا رسانه- محمد قاسمی: بعد از سالها گویندگی خبر، یک سال و نیم است که دیگر مقابل دوربین قرار نگرفته است. برای کناره‌گیری‌اش دلایل زیادی دارد و در گفت‌و‌گو با شفقنا رسانه می‌گوید به خاطر برخی شرایط بخش خبر سیما از گویندگی دلزده شده است. مهناز شیرازی، از گویندگان نسل اول خبر صدا و سیما معتقد است رابطه بیشتر از ضابطه اهمیت دارد و از اعمال سلیقه و نظر شخصی افراد در اجرای خبر تلویزیون مثال می آورد. شیرازی اگر چه به صدا و سیما انتقاد دارد اما همه ی این انتقادها را از سر دلسوزی می داند. او که این روزها یک موسسه ی فرهنگی هنری تاسیس کرده است، دربارۀ بعضی بخشهای خبری نظر نمی دهد چون خود را متخصص این زمینه نمی داند و شاید به تعبیر خود همه می دانند و این سوال را نباید از او پرسید. آنچه در ادامه می خوانید به بررسی وضعیت فعلی گویندگی خبر در ایران و تفاوتهای آن با استانداردهای بین المللی و مشکلات اجرای خبر در صدا و سیما می پردازد.

برای شروع بحث بهتر است بگویید ارزیابی شما از وضعیت فعلی گویندگی خبر در صدا و سیما چگونه است؟

در حال حاضر بسیاری از ملاک‌ها و معیارها در نظر گرفته نمی‌شود زیرا به اندازه‌ای که سلیقه و رابطه تعریف دارد، ضابطه و استانداردها هیچ تعریفی ندارد. گاهی بعضی ها می‌گویند به دلیل وجود رسانه های مختلف، گسترش ارتباطات و شبکه‌های ماهواره‌‌ای، طبیعتا بیننده‌ها وشنوندگان ما کمتر می‌شوند اما معتقدم اتفاقا در این شرایط رقابت بیشتر معنا پیدا می‌کند. در رقابت هم باید تا حد امکان از استعداد و توانایی‌های لازم بهره مند باشید. همان طور که برای محصولات، استانداردهای خاصی وجود دارد در کار گویندگی هم به همین شکل است. در هنر استانداردهایی وجود دارد که با توجه به گسترده تر شدن ارتباطات در جهان باید این استانداردها را بالا برد اگرچه در چند سال گذشته در کشور ما چنین اتفاقی نیفتاده است.

منظور این نیست که نیروهای جوان و تازه نفس نباید وارد کار شوند، این غیر ممکن است. وقتی ما هم وارد عرصه گویندگی شدیم جوان بودیم اما هر چیزی باید به تدریج و مرحله به مرحله انجام و دوره‌های لازم برای گویندگی گذرانده شود. متاسفانه اما در حال حاضر شاهد چنین مراحلی در سیستم گزینش و انتخاب مجریان نیستیم و در این شرایط گویندگانی را می‌بینیم که طول عمر چندانی ندارند چه در عالم خبر سیاسی چه در عالم اجراهای دیگر. زیرا هر چه قدر هم که من از طریق یک رابطه‌ی قوی آمده باشم، باز با افکار عمومی در ارتباطم و اگر نتوانم کار خودم را به درستی انجام دهم این افکار عمومی مرا پس می‌زند. گاهی از اصطلاح «مجری یا بازیگر یک بار مصرف» استفاده می‌شود دلیلش همین است که چون آن فرد استعداد و توانایی لازم را در حیطه‌ی کار خودش ندارد، کنار زده می شود.
گویندگانی که از گذشته کارشان را شروع کردند چون بر اساس ملاک و معیار جلو آمده‌اند حتی اگر خودشان هم حضور نداشته باشند، نام و صدایشان در ذهن مردم باقی می‌ماند ولی حالا وضعیت برخی از گویندگان جدید را ببینید که چگونه است. هنر امری ذاتی است و بخشی از آن باید در وجود شما نهادینه باشد و سپس آن را رشد و پرورش دهید. متاسفانه عده‌ای این استعداد را ندارند به عنوان مثال من در هنر خطاطی هیچ استعدادی ندارم و اگر نزد بهترین استادان هم بروم چیزی از آب در نمی‌آید. رشته گویندگی هم همین‌گونه است. ابتدا باید مقداری از این هنر در وجود شما نهادینه شده باشد. پس از آن اولین مساله داشتن یک صدای مورد قبول است. این صدا باید توسط اساتید فن شناسایی و پس از آن پرورش داده شود زیرا در ابتدا این صدا خام است و نمی‌داند که حیطه‌ی فعالیت و مسوولیتش چیست. همچنین یک گوینده باید از چهره‌ی مناسب و قابل قبولی برخوردارد باشد. نمی‌گوییم این چهره باید بسیار فتوژنیک و سینمایی باشد. نه، چهره‌ای که مقبول من ایرانی مسلمان باشد. این چهره باید به گونه‌ای باشد که وقتی می‌خواهم خبر را نگاه کنم، تا اندازه‌ای من را متقاعد کند که پای تلویزیون بنشینم ولی در حال حاضر این معیارها واقعا رعایت نمی‌شود.

به نظر می‌رسد زمانی که شما وارد عرصه کار گویندگی شدید، به انتخاب افراد توجه بیشتری می‌شد و حتی شما مدت‌ها در رادیو حضور داشتید و پس از آن به تلویزیون آمدید. در واقع نسل شما پله پله بالا آمد.

در همان رادیو هم به راحتی اجرا نمی‌کردیم. ابتدا ماه‌ها باید در استودیو می‌نشستیم و فقط کار تنظیم کننده خبر را نگاه می‌کردیم. بعد با گویندگان در استودیو می‌نشستیم و چندین ماه آنها را نگاه می‌کردیم و اصلا حق ورود به استودیوی تلویزیون را نداشتیم. به همین دلیل است که افراد قدیمی قدر و منزلت جایگاهشان را می‌دانند چون با سختی به اینجا رسیده‌اند. خود من تمام این مرحله‌ها را گذرانده‌ام. ماه‌ها در استودیوی رادیو می‌نشستم و پس از آن تازه به من اجازه داده می‌شد که اعلام زمان و مکان کنم. پس از خبر اوضاع آب و هوایی را می‌گفتم و پس از آن هم به من اجازه داده می‌شد که خبرهای دوخطی، آن هم اخبار خارجی، نه داخلی را بگویم تا احتمال خطا پایین‌تر باشد. پس از آن اندک اندک به کابین تلویزیون رسیدیم و آنجا هم در ابتدا روی تصاویری که پخش می‌شد، مطلب می‌خواندیم. همان کاری که امروز به عنوان گزارش می‌بینید. چنین روالی ادامه پیدا کرد تا زمانی که به گفتن مشروح اخبار رسیدیم ولی در حال حاضر شما می‌توانید یک شبه مقابل دوربینی بنشینید که مشروح خبر را پخش می‌کند. این کار غلط است. حالا هر کسی که می خواهد باشد و از جانب هر فردی هم معرفی شده باشد و هر جایگاهی داشته باشد غلط است.

زمانی شما به همراه آقای حیاتی مجری خبر، کمیته‌ای به نام کمیته گویندگان تشکیل داده بودید. چگونه تصمیم به چنین کاری گرفتید؟

تشکیل این کمیته به درخواست خود مسوولان پخش خبر سیما بود. وقتی این پیشنهاد داده شد ما فکر کردیم شاید کار دارد شکل قانونمند و ضابطه‌مندی را به خود می‌گیرد.

_ منظورتان این است همان موقع هم رابطه در انتخاب گویندگان تاثیر داشت؟

بله. همان موقع هم این اتفاقات می‌افتاد.

_ وظایف این کمیته چه بود و چه مسائلی را در این کمیته مورد توجه قرار می‌دادید؟

ابتدا هدف از تشکیل کمیته گویندگان ارزیابی گویندگان در حال فعالیت بود. عملکرد آنها بررسی می‌شد و بر این اساس برای آنها معیار حقوق و دستمزد مشخص می‌شد. بعدها گفتند در دل همین کار نیروهای جدید را هم گزینش کنید و درباره شان نظر دهید. افرادی را می دیدیم که تست می دادند اما دریغ از اینکه یک نظر ما اعمال شود.

_ در حالی که خود سازمان از شما خواسته بود این کمیته را تشکیل دهید اما نظرهایتان را اعمال نمی‌کرد؟!

بله، مسوولان وقت خبر گفته بودند ولی هیچ کدام از آن نظرها را ندیدیم. اگر هم دقت کنید می‌بینید که پس از دوره‌ی ما هیچ دوره‌ی تخصصی گویندگی خبر برگزار نشده است. دیگر این موضوع جدی گرفته نشد. خود ما قبل از این که حتی در استودیو و تحریریه بنشینیم حدود یک‌سال و نیم دوره فشرده داشتیم. فکر کنید که ما ادبیات زبان انگلیسی، زبان فارسی، جغرافیای سیاسی، عربی، خبرنگاری، فن بیان و نحوه گویندگی را در این مدت با اساتید مجرب کار کردیم. بعد از این دوره عده‌ای از ما ریزش پیدا کردند و تنها سه چهار نفر وارد صحنه کار شدند. باز هم از میان این چند نفر تست گرفته شد.
من به دوستانی که در حال حاضر کار می‌کنند اعتراضی ندارم آنها اصلا مقصر نیستند. به سیستم و نحوه ی انتخاب اعتراض دارم. در میان آنها افرادی هستند که ممکن است زمینه و صداهای خوبی داشته باشند ولی باید پرورش پیدا کنند. بعضی‌ها می‌گویند افرادی که در چنین رشته‌هایی فعالیت می‌کنند فقط باید پر رو باشند. خیر، این طور نیست بلکه باید اطلاعاتشان به روز باشد. وقتی مقابل دوربین می‌نشستیم گاهی اتفاق می‌افتاد خبر نخوانده‌ای به دستمان می‌رسید. در این شرایط اگر من در جریان تحولات روز جهان نباشم، دستپاچه می‌شوم و اشتباه می‌کنم ولی الان می‌بینیم حتی در خبرهای بسیار ساده اشتباهات چشمگیری انجام می‌شود که به نظرم غیر قابل گذشت هستند. زیرا این صندلی و جایگاه گویندگی امروز از گذشتگانی به من رسیده است که در درجه اول باید به آن جایگاه حرمت گذاشت و ارزش آن را حفظ کرد. از آن مهمتر مخاطبان من مردمی هستند که در مقابل آنها مسوول هستم. اگر بخواهم تنها به این فکر کنم که از طریق گویندگی مردم مرا بشناسند و به شهرت برسم ولی محبوب نباشم اصلا فایده‌ای ندارد. من رسالت و مسوولیتی دارم که باید به آن پایبند باشم.
خدا شاهد است در این 25 سال لحظه‌ای نبود که مقابل دوربین تلویزیون یا میکروفون رادیو حسی جز احساس مسوولیت داشته باشم. همیشه سعی می‌کردم کارم را تا حد توان به نحو احسن انجام دهم. اگر هم زمانی کسی از کارم تعریف می‌کرد می‌گفتم در مورد کار ما باید نیمه خالی را دید. آن نیمه پر وظیفه‌مان است. تلاش من و افرادی که آن زمان کار می‌کردیم، افرادی که در حال حاضر کار می‌کنند و آنهایی که در آینده در عرصه گویندگی فعالیت می‌کنند باید این باشد که نیمه خالی را پر کنیم. نیمه پر که فقط تعریف و تمجید است و فایده‌ای ندارد.

زمانی که شما کارتان را آغاز کردید تنها دو شبکه وجود داشت و شاید به این دلیل میزان توجه کمتر بود. همچنین با افزایش تعداد شبکه‌ها و بخش‌های خبری به کیفیت و نحوه ی اجرای آنها نیز باید بیشتر توجه شود در حالی که با توجه به صحبت‌های شما در حال حاضر این طور به نظر نمی‌رسد.

بله، ‌با توجه به گسترده شدن ارتباطات رقابت معنای درست‌تری پیدا می کند.

پس چرا در این شرایط همان‌طور که گفتید توجه لازم به نحوه انتخاب گویندگان نمی‌شود ؟


ببینید من 25 سال مقابل دوربین بودم و می‌توانم بگویم بین مردم هم جایگاه خوبی دارم. پس دنبال خراب کردن چیزی یا آباد کردن خودم نیستم. واقعا دلسوزانه در مورد این موضوع صحبت می کنم. زمان ما تنها دو شبکه تلویزیونی بود، ماهواره‌ای وجود نداشت و همه پای تلویزیون می‌نشستند اما حالا که ماهواره آمده، شبکه‌های فارسی‌زبان هم زیاد شده و از طرف دیگر تعداد شبکه‌های ما هم گسترش پیدا کرده است باید ببینیم مردم کدام را انتخاب می‌کنند. ارزیابی در شرایط فعلی مهم است که مخاطب قدرت انتخاب دارد و حالا باید ببینید او چه چیزی را انتخاب می‌کند. اگر الان مخاطب من مقابل تلویزیون نشست و خبر را گوش داد برگ برنده برای من است و این اتفاق زمانی می‌افتد که هر چیز از کانال درست خودش انجام شود.
در حال حاضر شما صداهایی را از رادیو و تلویزیون می‌شنوید که صدا نیستند و گوش را آزار می‌دهند. اصلا به فرد کاری ندارم. حرف من این است که این صدا و تصویر مناسب نیست. واقعا می گویم مسوولانی که در خبر هستند افراد این کاره نیستند و یک بار هم دوربین را تجربه نکرده‌اند. اگر برای این مدیران مسوول یک دوره فن بیان بگذارند و آنها با استادان مختلف کار کنند و ببینند فن بیان چه پایه، اساس و استانداردهایی دارد خودشان متوجه می شوند که کدام یک از این افراد قابلیت و شایستگی این کار را دارند و کدام ندارند.

حالا که اهمیت با کیفیت بودن گویندگان در این رقابت برای جذب مخاطب بیشتر است، آیا مجموعه‌ای وجود دارد کار کمیته گویندگان را انجام دهد؟

حدود یک سال و نیم است که از کار گویندگی کنار رفته‌ام. حتی وقتی مدیر یکی از شبکه ها خواست در این شبکه اخبار بگویم آنقدر دلزده بودم که آنجا هم نرفتم و حاضر نیستم با این شرایط دیگر دوربین را تجربه کنم. حتی تاکنون برنگشتم که ببینم اوضاع و احوال چگونه است. بنابراین اصلا نمی‌دانم آنجا چه خبر است و چه کار می‌کنند. آن زمان که در متن کار بودیم نتیجه را دیدیم. حالا بخواهیم بدانیم یا ندانیم چه تفاوتی دارد؟ فقط می‌دانم نظر شخصی است که در کار اعمال می‌شود نه نظر حرفه‌ای.

چرا نباید از افراد خبره‌ی عرصه گویندگی و کسانی استفاده شود که سالها تجربه دارند و امروز در متن کار نیستند؟

بسیار جای تعجب دارد. افراد خبره‌ای مانند فؤاد بابان و قاسم افشار کجا هستند؟ چه استفاده‌ی درستی از این افراد می‌شود؟ چرا افشار کنار کشید؟ آیا واقعا قابلیت کار کردن نداشت؟ خیر، آنها هم به همان دلایلی کنار رفتند که من رفتم. دیگر شرایط غیر قابل تحمل بود. چرا از تخصص و تجربه‌ی این افراد استفاده نکردید؟ آقایانی که در صدر نشسته‌اید! اگر ما از لحاظ تخصص به جایی رسیدیم مدیون همین سازمان هستیم که فضا و آنتن در اختیار ما گذاشت ولی نه به صورت خام. ما دوره دیدیم، کار کردیم و عمرمان را گذاشتیم. ما از سرمایه‌های این مملکت هستیم. شما از این سرمایه‌ها چه استفاده‌ای کردید؟ منِ گوینده می‌توانم خیلی راحت استعداد و مهارتی که دارم و هنری را که آموخته‌ام به صورت آزاد در اختیار همه بگذارم و در قبال آن وجه دریافت کنم. اما این بهتر بود که شما نیروهایتان را حفظ می‌کردید و به آنها دلگرمی و اعتبار می‌دادید و از این همه تجربه‌شان برای پرورش نیروهایتان بهره می‌بردید.

جالب است گاهی برای گویندگان دوره‌های کوتاه مدت می‌گذارند اما از چه کسی به عنوان استاد استفاده می‌کنند؟ فردی که اصلا با خبر آشنایی ندارد. در کار خودش استاد اما برای بازآموزی گویندگان باید از کسانی استفاده شود که گوینده سیاسی بوده باشند چون بسیاری از تعالیم ما انتقال تجربیات ماست. مسائل آکادمیک این کار شاید به اندازه یک جزوه‌ی چند صفحه‌ای باشد اما آنچه که اهمیت دارد، آن هم در کشوری تک رسانه‌ای، تجربه‌ای است که ما کسب کرده‌ایم. این تجربیات در غالب خاطراتی است که به افراد می‌گوییم و به آنها آگاهی می‌دهیم در چه شرایطی چگونه برخورد کنند. حالا اگر آنها بتوانند با علم بیشتر برخورد مناسب‌تری هم انجام دهند بهتر. مگر این کار از نظر علمی چقدر مطلب دارد؟ کمی در مورد زبان بدن (body language) و این که عضلات گفتاری چگونه باید تقویت شود و نحوه خواندن مطلب وجود دارد و تمام می‌شود. مهم این است که به گوینده آموزش دهیم در شرایط خاص مقابل آنتن زنده چه کار باید بکند و به مخاطب چه بگوید. گاهی ممکن است در زمان خواندن خبر، سردبیر خبر دیگری را به دست گوینده برساند و او باید آن را ارائه دهد. نحوه ی واکنش در چنین شرایطی را تنها کسی می‌داند که خودش مقابل دوربین قرار گرفته باشد.

زمانی که من فعالیت می‌کردم بعضی از دوستان جدید به من اظهار لطف داشتند و می‌خواستند بعضی مسائل را یاد بگیرند و من به آنها می‌گفتم گوینده متبحر خبر کسی است که وقتی اتفاق خاصی می‌افتد بتواند آن را جمع و جور کند. آنجایی گوینده ارزیابی می شود که یک خبر نخوانده برایش بیاید. در این شرایط است که به اصطلاح می‌توانید نشان دهید چند مرده حلاجید.

به نظر می‌رسد در حال حاضر باشگاه خبرنگاران به تربیت و آموزش گویندگان می‌پردازد و گویندگان جدید از این طریق به بخش‌های خبری می‌رسند.

من با سیستم کار باشگاه خبرنگاران آشنایی ندارم و در جریان کارهایشان نیستم. زمانی که باشگاه خبرنگاران تاسیس می‌شود و اهدافی را دنبال می‌کند، باید از افراد وارد در این کار نظرخواهی شود اما نه نظر خواهی شد نه حتی در مراسم تاسیس دعوتی به عمل آمد. من نمی‌دانم آنجا چه اتفاقی می افتد. می دانم بعضی اساتیدی هستند که مثلا در مورد آموزش خبرنویسی و این چیزها تدریس می‌کنند اما در مورد فن بیان در مورد فن بیان نمی‌دانم. ‌نشنیدم از همکاران که در مورد فن بیان آموزشی داده شود. من هم در دنیای خبر سیاسی کسی را ندیدم که بگوید از گوینده خبر استفاده می‌شود. حداقل در میان همکاران سابقم که با آنها در ارتباط هستم کسی را ندیدم که بگوید با باشگاه خبرنگاران همکاری و در آنجا تدریس می‌کند. نمی‌دانم که آنجا چه اتفاقی می‌افتد.

کار گویندگان فعلی را پیگیری می‌کنید؟

خیر، یکسال و نیم است که واقعا کم بخش‌های خبری را پیگیری می‌کنم.

به نظر برخی در حال حاضر بسیاری از مخاطبان عام هم چندان پیگیر نیستند و جالب است شما هم به عنوان فردی که چندین سال در این کار بوده‌اید بخش‌های خبری را دنبال نمی‌کنید.

بله من بسیار کم نگاه می کنم. اطلاعات و خبرها را از مجاری خبری دیگری دریافت می کنم. شاید براساس عادت گاهی، آن هم گاهی سر فصل خبرها را بشنوم و زمانی که این بخش را می بینم دقیقا می دانم چه می خواهند بگویند و حتی متوجه می شوم چه کسی خبر را تنظیم کرده است. در کل زیاد بخش‌های خبری تلویزیون را نگاه نمی‌کنم.

با توجه به همان گاهی دیدن بخش‌های خبری نظرتان درباره ی بخش‌های مختلف چیست، مثل مجله خبری که در آن از گویندگان جدید استفاده می‌شود.

مجله خبری... به موضوعاتی که پرداخته می شود کاری ندارم. چون بحث زیادی دارد و در تخصص من نیست. متخصصان خودش را می خواهد. در این زمینه تجربه دارم اما متخصص نیستم. در مورد گویندگی‌اش هم... . خودتان می‌دانید از من نپرسید. همیشه می‌گویم دربارۀ بعضی از کارها از افرادی نپرسید که در آن حرفه‌ای هستند. زیرا ممکن است بعضی از کسانی که در آن حوزه کار می‌کنند بگویند او حسودی می‌کند.

ولی افرادی که تجربه دارند و سالها کار کرده‌اند نیازی ندارند که بخواهند کسی را تخریب کنند. این طور نیست؟


ولی به شما قول می‌دهم همین دوستان و همکاران اگر این مصاحبه را بخوانند می‌گویند چون خودش مقابل دوربین نیست ترور شخصیت می‌کند. در حالی که بارها به خود آن افراد هم می‌گفتم که فرد شما برای من عزیز است. من تنها از نظر کاری با شما صحبت می‌کنم. با کسی دشمنی ندارم. من هر آنچه که باید داشته باشم، دارم و دنبال چیزی نیستم حتی برنامه‌های مختلف تلویزیونی پیشنهاد می‌شود اما نمی‌روم. پس احتیاجی به دوربین ندارم. دوست دارم همان تصویری بماند که سالهاست از من در ذهن مردم است.

به نظر می‌رسد در حال حاضر خیلی‌ها اخبار شبکه‌های خبری غیرداخلی را راحت‌تر هضم می‌کنند حتی با علم اینکه می‌دانند این شبکه در اخبارش نسبت به کشور ما سو‌گیری دارد.

ناراحتی من هم واقعا از همین موضوع است. خود من از کانال‌ها و مجاری مختلف خبرها را رصد می‌کنم ولی از این ناراحتم که چرا؟ ‌چرا باید این چنین باشد؟ ما کاری کردیم که مردم به خبر خودمان بی اطمینان شده‌اند و می‌گویند این درست نیست. گاهی اوقات از من در خیابان یا در محافلی که هستم می‌پرسند که چرا آن قدر دروغ می‌گویید؟ يا این که آیا خبرهایی که می‌خوانید راست است؟ چرا باید این طور باشد؟ این که منافع و مسائل عمومی رعایت شود امری عادی است و هیچ حرف و تردیدی در آن نیست اما اطلاع‌رسانی را به شکل بهتری هم می‌توانیم انجام دهیم. خبری در کشورمان اتفاق می‌افتد، امشب از رسانه‌های بیگانه این خبر را می‌شنویم اما شبکه‌‌های داخلی ما سه چهار روز بعد به آن می‌پردازند؟ چرا؟ ‌آیا مطلع نشدیم یا می‌خواهیم مردم نفهمند؟ مردم که متوجه می‌شوند.

به بحث برگردیم. دربارۀ ویژگی‌های صدا و چهره بیشتر صحبت کنید و بگویید در این دو مقوله از نظر استانداردهای بین المللی چه مواردی باید در نظر گرفته شود و ما تا چه اندازه با این استانداردها فاصله داریم؟

معتقدم گویندگی در هر فرهنگ و کشوری، گذشته از یک سری استانداردهای کلی، استانداردهای محلی دارد و به فرهنگ جایی که در آن زندگی می‌کنیم مربوط می‌شود. شما می‌بینید که در شبکه‌های خارجی گویندگان کنار هم می‌نشینند و با هم شوخی هم می‌کنند. حتی خارج از متن خبر بگو و بخند دارند ولی در فرهنگ ما چنین مسائلی جایگاهی ندارد و اتفاقا من هم موافقم که نباشد.
از نظر استانداردهای کلی، صدا باید به گوش رسا و دلنشین باشد. گاهی می‌بینیم افرادی هستند که لکنت زبان دارند و به عنوان خبرنگار یا گوینده فعالیت می‌کنند. این فرد نمی‌تواند خروجی یک حرف را بگوید. پس چه اصراری است که در این زمینه فعالیت کند؟

گاهی بعضی از این افراد در تلفظ " سین و شین" هم مشکل دارند.

بله. برای این که این ایراد از بین برود آموزش‌هایی وجود دارد. چه کسی می‌تواند این آموزش‌ها را بدهد؟ ما بلد هستیم. نه این آقایان یا خانم‌هایی که ادعا دارند.
تصویر یک گوینده چه استانداردهایی باید داشته باشد؟
فرهنگ کشور ما آمیخته‌ای از تمام باورها شده است. باورهای مذهبی شدید، باورهای مذهبی متعادل و حتی باورهای غربی. افراد با عقاید مختلفی در جامعه ما زندگی می‌کنند. بنابراین باید تلاش کنیم تا به شکلی ظاهر شویم که بتوانیم تمام این باورها را مجاب کنیم. این رسانه برای تمام کسانی است که در این کشور زندگی می‌کنند و ایرانی هستند. حتی ایرانی‌های خارج از کشور که برنامه‌های ما را دنبال می‌کنند. باید به سلایق تمام این افراد توجه شود. از نظر تصویری هم باید به این موضوع ها توجه کنیم. چهره باید مقبول باشد تا وقتی مخاطب تلویزیون را روشن می‌کند بتواند این آدم را ببیند. نیازی نیست که چهره، زیبایی بسیار زیادی داشته باشد. این آراستگی ظاهر است که اهمیت دارد.
گاهی در آموزش‌ها افرادی حاضر می‌شوند که صدایشان زمینه خوبی دارد اما وقتی صحبت می‌کنند نمی‌توانند حرکات لب و دهانشان را کنترل کنند. دوربین هر چیزی را 10 برابر بزرگتر می‌کند و ما به این افراد آموزش می‌‍‌‌دهیم که برای برطرف کردن این ایراد چه کار باید بکنند.
همیشه معتقدم که گویندگی خبر نوعی بازیگری زیر پوستی است. گوینده ی خبر سیاسی، موفقیت کشورمان در یک عرصه و خبری مربوط به گل و گیاه را می‌خواند. گوینده نمی‌تواند با خبر گل و گیاه بخندد یا هنگام خواندن خبر به شهادت رسیدن فلسطینیان اخم کند. این کارها باید به صورت زیرپوستی انجام شود. در حال حاضر چه کسی این مسائل را به گویندگان آموزش می‌دهد؟ برای دوستانی که در حال حاضر مشغول فعالیت هستند یا کسانی که ممکن است در آینده وارد حوزه گویندگی شوند باید ماه‌ها کلاس گذاشت و سپس از میان آنها افرادی را گزینش کرد که تازه پایه‌ی کار را آموخته‌اند و حالا خودشان باید پله پله جلو بروند همان‌طور که ما این کار را انجام دادیم.

موضوعی که در بعضی از بخش‌های خبری دیده می‌شود این است که گویندگان با حرکت دست و تغییراتی در چهره‌شان به نوعی نسبت به متن خبر اعلام موضع می‌کنند. آیا این کار درست است؟

در واقع می‌خواهند خط فکری خودشان را به مخاطب تلقین کنند. بارها گفته‌ام که این کار اشتباه است.

این کارها باعث نمی‌شود که مخاطب نسبت به رسانه بی اعتماد شود؟


بله. به خدا وقتی که در کار هم بودم گفتم و الان هم می‌گویم. باور کنید نگاه ما منتقدانه‌ی دلسوزانه است نه مغرضانه. ببینید در کار ما هر عقیده سیاسی، اقتصادی و فرهنگی که دارید مختص به خودتان است و باید یاد بگیرید وقتی مقابل دوربین می ایستید خبر را غیر خطی و بدون سوگیری بخوانید. درست کارتان را انجام دهید. مخاطب خود شعور، عقل و درایت دارد و خود انتخاب می‌کند. اگر افکار سیاسی من به چپ یا راست یا متعادل متمایل است نباید آن را وارد کارم کنم. نباید خبر را مغرضانه بخوانم تا قدرت تفکر را از مخاطب بگیرم. گوینده باید خبر را درست بخواند و لازم نیست با حرکت دست، چشم، ابرو و کارهای خاص حواس مخاطب را پرت یا خط فکری خودش را اعمال کند یا آکسون‌هایی بدهد که نیازی به آنها نیست. یعنی چه؟ شما زمانی می‌‌توانید چنین کاری انجام دهید که به عنوان تحلیلگر مقابل دوربین نشسته باشید. به عنوان مثال اگر من تحلیلگر مسائل خاورمیانه باشم، در این حوزه تحقیقات کرده‌ام و نظر دارم. در این شرایط می‌توانم اتفاقا خیلی خطی هم صحبت کنم ولی وقتی گوینده خبر هستم اجازه این کار را ندارم. در شرح وظایف مدون و غیر مدون من چنین چیزی تعریف نشده است و در رسالت کاری‌ام چنین چیزی نیست. اما چه کسی رعایت می‌کند؟ هیچ کس.

در آموزش اصول اولیه‌ کار روزنامه‌نگاری هم گفته می‌شود خبر گزارش عینی از یک رویداد است. یعنی نمی‌توان در آن دست برد.

بله. ولی چند نفر این کار را می کنند؟ ممکن است خبرنگاری این موضوع را رعایت کند ولی وقتی خبر به دست سردبیر می‌رسد چه اتفاقی می‌افتد و چقدر در آن دخل و تصرف می‌شود؟
من مشاهده کردم خبرنگاری خبری را غیر خطی و غیر مغرضانه تهیه کرده و خبرنگار دیگری با هدف خاصی آن خبر را دنبال کرده است اما سردبیر گزارش خبرنگار اول را کنار گذاشته و گزارش خبرنگار دوم را کار کرده است. این روال غلط است و متاسفانه همه جا وجود دارد و تنها مختص به کار ما نیست.

با توجه به کلیت بحث دربارۀ مقایسه شرایط فعلی با استانداردهای بین المللی دربارۀ ارتباط کلامی و غیر کلامی هم صحبت کنید. در این زمینه چقدر با استانداردها فاصله داریم؟

ارتباط کلامی هم به کیفیت صدا مربوط می‌شود. گوینده باید به درستی، فن بیان را رعایت کند و خودش از مفهوم خبری که می‌خواند آگاهی داشته باشد. گاهی یک گوینده خبری را می‌خواند اما نمی‌داند چه چیزی را می‌خواند. گوینده باید از مفهوم خبر اطلاع کامل داشته باشد تا بداند هنگام خواندن آن چه آکسون‌هایی باید بدهد. اینها خیلی مهم است. در کار ما موارد بسیار ریزی وجود دارد که مهم و تاثیرگذار هستند ولی ما به آنها توجه نمی‌کنیم. همین مسائل است که باعث می‌شود یک گوینده کارش را خوب انجام ندهد.
ارتباطات غیر کلامی هم به نگاه شما ربط پیدا می‌کند. هنگام خواندن خبرهای مختلف باید مواردی را در میمیک صورت و حرکت‌های بسیار کوچک رعایت کنید. گاهی حتی نحوه خودکار گرفتن گوینده اهمیت دارد. ممکن است جایی لازم باشد که این خودکار را کمی بیشتر تکان دهید و جایی هم لازم باشد که اصلا به این خودکار حرکتی وارد نشود. اینها همه باید آموزش داده شود. به همین دلیل است می‌گویم استانداردهای موجود را نمی‌توانیم با استانداردهای بین‌المللی مقایسه کنیم. زیرا فرهنگی که بر ما حاکم است یک سری اجازه‌ها را به ما نمی‌دهد.

بنابراین ما باید با توجه به فرهنگ کشور یک سری استانداردها و چارچوب‌هایی را مشخص می‌کردیم که به نظر می‌رسد این کار را انجام نداده‌ایم ؟

دلیلش این است که هر کسی در مسوولیت مدیریتی این بخش‌ها قرار گرفته، متخصص این کار نبوده است. هر کسی که آمده سعی کرده است تا نظر شخصی خودش را اعمال کند. مدتی پس از جنگ مدیران به ما گفتند برای اینکه فضا کمی تغییر کند مقابل دوربین لبخند بزنید. من متوجه نشدم که چرا باید این کار را انجام دهیم مثلا وقتی خبر کشته شدن یک نفر را می‌خوانم چرا باید لبخند بزنم؟ خواندن چنین خبری لبخند دارد؟ اگر خبری هم هست که نیاز به لبخند داشته باشد من باید تبسم داشته باشم نه لبخند. آن زمان مشاهده می‌کردیم هر کسی که مقابل دوربین قرار می‌گیرد لبخند می‌زند. نمی‌دانم هنگام سلام و علیک این کار چه معنایی دارد؟
یادم می‌آید در یکی از روزهای تعطیلات نوروز که معمولا خبر هم کم است، خبری در مورد نمایشگاه گل و گیاه در هلند داشتیم. من این خبر را با کمی تبسم خواندم زیرا واقعا تصاویر زیبایی داشت. خدای من شاهد است که وقتی هنوز از استودیو بیرون نیامده بودم دیدم مدیر خبر در رژی منتظر من بود تا بگوید که این لبخند چه دلیلی داشت. می‌خواهم بگویم خودشان هم نمی‌دانند چه می‌گویند و چه می‌خواهند. این کار ملاک و اساسنامه‌ای دارد و تهیه آن کار مشکلی نیست. اگر می‌خواهیم نیروی نظارتی داشته باشیم باید از افراد کارکشته و اساتید این کار استفاده کنیم و اگر هم می‌خواهیم از نظر تئوریک و حرفه‌ای نگاه کنیم، خیلی راحت می‌شود برای این کار اساسنامه تنظیم کرد ولی مشکل اینجا است که کسی نمی‌خواهد دل به کار بدهد. همه می خواهند نظر شخصی خودشان را اعمال کنند. من امروز مدیر هستم و از یک چهره یا صدا خوشم می‌آید و از او استفاده می‌کنم. نظر دیگران اهمیتی ندارد. زیرا من مدیرم و حرف اول و آخر را من می‌زنم. اینکه سایر افراد خوششان نمی‌آید ایرادی ندارد.

پس در این میان مخاطب چه می‌شود؟ نباید در ابتدا به مخاطب احترام گذاشت؟

اگر مخاطب و مردم ارزش داشتند شاهد این ریزش مخاطب تلویزیون نبودیم.

نکته جالب اینجا است که گاهی برخی از مسوولان به آمارهایی از سال‌های گذشته اشاره می‌کنند و مثلا می‌گویند مخاطبان تلویزیون در سال 86 بیش از 41 درصد بوده‌اند.

شما ببینید که جامعه آماری را از کجا انتخاب می کنند؟ زمانی که مدیران به من می‌گفتند مقابل دوربین خیلی بد اخلاق هستم از نگاه مردم به عنوان برترین گوینده انتخاب شدم و در سه دوره جشنواره سیاسی نیز به عنوان برترین گوینده انتخاب شدم. وقتی از نگاه مخاطبان در شبکه جام جم به عنوان گوینده برتر انتخاب می‌شوم یعنی چه؟ پس من متوجه شدم که چه کار باید بکنم تا مخاطب من در اروپا، آسیا یا آمریکا با هر فرهنگ و شرایطی که زندگی می‌کند بپسندد.

آیا در زمان گویندگی شما شرایطی وجود داشت که بازخورد مخاطبان نسبت به بخش‌های مختلف خبری در نظر گرفته شود؟

گاهی فقط می‌آمدند و روی تخته ی اتاق خبر آمار و ارقامی می‌دادند که مثلا شبکه‌ی یک این تعداد بیننده دارد و شبکه دو این تعداد یا هیات ارزیابی تعداد اشتباه‌های صورت گرفته در بخش‌های خبری را اعلام می‌کرد و دلیل این ایرادها را می‌پرسیدند. پس از آن هم برای گویندگان دوره‌هایی را برگزار می‌کردند. جالب است برای ما جلسات هفتگی‌ برگزار می‌کردند و افرادی را به عنوان متخصص رسانه می‌آوردند تا دربارۀ گویندگی با گویندگان با تجربه صحبت کند. ما هم مجبور بودیم در این جلسات شرکت کنیم زیرا اگر حاضر نمی‌شدیم توبیخمان می‌کردند و از حقوقمان کسر می‌شد. این فرصت را باید به کسانی بدهند که کار را بلد هستند.

زمانی تمام بخش‌های خبری ما به شیوه ی کلاسیک اجرا می‌شد و گویندگان به شکلی رسمی و خشک اخبار می‌گفتند اما از چند سال پیش بخش‌هایی به شیوه‌ای جدید و غیر رسمی‌تر به ارائه اخبار پرداختند این تغییر را شما چگونه ارزیابی می‌کنید؟

اگر دقت کنید زمانی هم که این بخش های خبری راه اندازی شد از نیروهای جوان و تازه نفس استفاده کردند. به هر حال وقتی مسوولان این بخش خبری می‌خواهند چنین ویژگی‌های جدیدی را پیاده کنند از گویندگان جدید بهره می‌برند زیرا گویندگان صاحب سبک نمی‌توانند یکباره با این سبک و سیاق جدید خبر بخوانند. آن بخش خبری با اهدافی راه‌اندازی شد و نیروهایی را آوردند تا با همان هدفها به آنها تعلیم بدهند. طبیعتا منِ مهناز شیرازی پس از سالها کار با یک سبک نمی‌توانم بیایم و حرکاتم و نوع گویندگی‌ام را مقابل دوربین تغییر دهم.

یعنی شما معتقدید که این انعطاف در گویندگان نباید وجود داشته باشد و اخبار به همان شکل گذشته گفته شود؟

قبول دارم ولی در این مسیر هم به بیراهه می‌رویم.

دربارۀ مزیت‌ها و معایب هر دو سبک هر کدام بیشتر توضیح می‌دهید؟

اگر دقت کنید در تمام دنیا بخش‌های اصلی خبر همیشه خیلی جدی و با همان اصطلاح کلاسیک که شما می‌گویید اجرا می‌شوند. این سبک جدید مناسب بخش‌های خبری میان برنامه و بخش‌هایی شبیه 20:30 است. چنین شیوه‌ای لازم است اما حرف من این است که اگر من در بخش کلاسیک گویندگی می‌کنم باید با اصول آن آشنا باشم و اگر هم قرار است کمی منعطف‌تر کار کنم، آن هم باز اصل و اصولی دارد. حرف من این است که آقا و خانم عزیز! من که هنوز فن بیان بلد نیستم چگونه می‌توانم در ابتدا گوینده باشم؟ حتی بداهه گویی گوینده اصولی دارد. این کار هر کسی نیست. عده‌ای فکر می‌کنند بیایند مقابل دوربین و پشت سر هم صحبت کنند می‌شود بداهه‌گویی. خیر، این گونه نیست. بداهه گویی یعنی در همان زمانی که صحبت می کنید پیش بروید ولی زیاده گویی نکنید. این دو موضوع با هم متفاوت است.
ایده راه‌اندازی یک بخش خبری‌ مانند 20:30 خیلی خوب بود و در ابتدا هم توانست مخاطبان خود را جذب کند. این بخش توانست بعضی از چارچوب‌ها و خط قرمزها را بشکند و می‌شد دربارۀ برخی از مسائل صحبت کنیم که در بخش‌های خبری قابلیت پرداختن به آنها وجود نداشت. اما شیوه گویندگی این بخش‌ها هم اصولی دارد. این خوب است که گوینده جوانی آمده و می‌خواهد انعطاف‌پذیر باشد اما آیا حرکت‌های گوینده نباید تعریف داشته باشد؟ این لبخندهای مداوم روی لب گوینده چه تعریفی دارد؟ من نمی فهمم. واقعا خیلی چیزها را متوجه نمی‌شوم.

اگر شما با سابقۀ سالها فعالیت در این زمینه علت را نمی دانید، پس چه کسی باید بداند؟

همین. واقعا نمی فهمم. دیگر از ملاک و معیار گذشته است. گاهی حتی از اینکه بتوانید قضاوت کنید هم گذشته است. ممکن است دربارۀ یک مشکل، دو مشکل و چند مشکل دیگر صحبت کنیم اما این همه مشکل را کجا بگذارم؟ در چنین شرایطی می‌شود که می‌گویم نمی‌دانم و کم می‌آورم.

گاهی در میان بخش‌های خبری ما دیده می‌شود که از شبکه‌های خبری غیرداخلی از دکور گرفته تا نوع گویندگی تقلید می‌کنند. نظر شما دربارۀ این کار چیست؟ تقلید به دلیل این که بگوییم آنها اصو
telegram 19dey.com

تگها: گزینش, سیاسی, گوینده, نظام, بخش خبری, رسانه

شامل تصویر کد امنیتی به صورت CAPTCHA.

شبکه خبری

نسخه قابل چاپ:
تعداد نظرات: 0
همه مطالب تاریخ: ٢١-٠١-١٣٩٣, ١٣:٢١