سایت خبری تحلیلی 19دی آنلاین

شجریان و 7 نکته درباره ممنوعیت خواندن او برای مردم کشورش

روز گذشته، استاد محمدرضا شجریان در مراسم نکوداشت حافظ که در دانشگاه آزاد اسلامی برگزار شد در پاسخ به درخواست حاضران برای خواندن گفت: "من در کشوری زندگی می‌کنم که چند سال است حق خواندن برای مردم خودم را ندارم." ماجرای ایجاد محدودیت برای شجریان به سال 88 و اتفاقات تلخ آن باز می گردد.

 روز گذشته، استاد محمدرضا شجریان در مراسم نکوداشت حافظ که در دانشگاه آزاد اسلامی برگزار شد در پاسخ به درخواست حاضران برای خواندن گفت: "من در کشوری زندگی می‌کنم که چند سال است حق خواندن برای مردم خودم را ندارم."

ماجرای ایجاد محدودیت برای شجریان به سال 88 و اتفاقات تلخ آن باز می گردد. در آن زمان ، شجریان حرف هایی گفت که با استانداردهای معمول فاصله داشت و همین باعث شد استاد مغضوب شود و حتی برای اجراهایش نیز ایجاد ممنوعیت کنند.

شجریان و 7 نکته درباره ممنوعیت خواندن او برای مردم کشورش

در این باره نکاتی چند قابل تأمل است:

1 - آنچه شجریان گفت و می گوید و خواهد گفت، الزاماً مورد تأیید نیست. او شهروندی است مانند 80 میلیون ایرانی دیگر که طبق قانونی اساسی از همه حقوق شهروندی از جمله آزادی بیان نظراتش برخوردار است.
بنابراین بی آن که بخواهیم حرف های او را تأیید کنیم، باید بگوییم که در یک نگاه مترقی به مقوله آزادی بیان از منظر اسلام ناب، او صرفاً از حق آزادی بیانش استفاده کرده و نظرش را گفته است. به عبارتی ، او فقط حرف زده و دست به هیچ اقدام براندازانه ای نزده است.

حضرت علی(ع) نیز با مخالفان حکومتش تا وقتی که درمقام حرف و نقد بودند، مدارا می کرد و صرفاً زمانی علیه آنها اقدام عملی کرد که دست به شمشیر بردند.
یک بار، یکی از خوارج در میان خطبه های حضرت علی(ع)، از جا برخاست و علیه ایشان سخن گفت. اصحاب خواستند با او برخورد کنند ولی امام (ع)، فرمودند که او فقط حرف زده است و کسی حق ندارد متعرضش بشود.
امام علی(ع)، نه تنها مخالفان حکومتش را تحمل کرد بلکه حقوق شان از بیت المال نیز پرداخت می کرد، چه رسد به این که نگذارد به کار و حرفه شان برسند.

حال، آنها خوارج و دشمنان قسم خورده امام علی(ع) بودند و اینجا، حداکثر با شهروندانی مواجه هستیم که فقط نظراتشان با نظرات رسمی همخوانی ندارد. آنها خوارج خشک مغزی بودند که بعدها دست شان به خون مردم نیز آلوده شد ولی اینجا با یک هنرمند اصیل به نام شجریان طرف هستیم که عمرش را پای حفظ هنر ایرن مرز و بوم گذاشته و هر چند که در بسیاری از کشورهای برایش فرش قرمز پهن است، ماندن در وطن را بر زرق و برق دیگران ترجیح داده است.

آیا برخورد با این هنرمند، آن هم به واسطه این که 5 سال پیش در جایی حرفی زده است، تبعیت از الگوی همیشگی تاریخ، امام علی(ع) است؟
یا نام مسلمان و شیعه از خود بگیریم و هر چه خواستیم بکنیم ، یا تمام قد از علی(ع) تبعیت کنیم؛ هر راه سومی ، به وهن دین می انجامد.

شجریان و 7 نکته درباره ممنوعیت خواندن او برای مردم کشورش

2 - گذشته از جنبه دینی ماجرا، وضع کنندگان این ممنوعیت که داعیه نظام و انقلاب هم دارند، به این سؤال پاسخ دهند که ممنوع کردن بزرگ ترین استاد آواز سنتی ایران از خواندن در کشورش و برای مردم کشورش، خدمت به نظام است یا عاملی برای بدبینی میلیون ها ایرانی دوستدار هنر؟!

آیا در شأن نظام بزرگ جمهوری اسلامی ایران است که قدرت خود را به رخ یک هنرمند 75 ساله بکشد و مانع از خواندن او بشود؟ این چه افتخاری می تواند برای نظام و انقلاب و دستگاه های حکومتی و امنیتی باشد؟! اصلاً مگر از نظر عده ای نظام از یک خواننده سنتی هم واهمه دارد؟!

نه به خاطر شجریان و نه به خاطر هنر ، که به خاطر حفط حرمت و آبروی جمهوری اسلامی هم که شده ، باید این ممنوعیت را برداشت تا در تاریخ ننویسند که استاد شجریان(که عمرش دراز باد) در حالی درگذشت که در کشورش حق خواندن نداشت؛ این برای جمهوری اسلامی خوب نیست (مگر آن که عده ای برای جمهوری اسلامی، بد بخواهند).

3 - گیریم که شجریان جرمی مرتکب شده باشد. کشور قانون دارد و صرفاً باید در چارچوب آن حرکت کرد. شجریان هم مانند بقیه مردم در برابر قانون یکسان است. حال کجای قانون گفته است که اگر کسی حرفی زد - ولو مجرمانه - باید او را از کار و حرفه اش منع کرد؟
خواندن و برگزاری کنسرت، حرفه و تخصص شجریان است و کسی حق منع افراد از حرفه شان را ندارد.
حتی در قانون آمده است کسی که محکومیت مالی دارد و باید اموالش را حراج کنند، حق دارد وسائلی که مربوط به حرفه و کارش هست را از حراج معاف دارد چرا که فروش آنها ، به معنای محرومیت وی از حرفه اش هست.

محرومیت از حرفه و کار و تخصص، تنها در موردی، آن هم به حکم مراجع صالحه متصور است که پرداختن فرد به حرفه اش، متضمن آسیب به دیگری باشد مانند پزشکی که در طبابت خویش مدام کوتاهی می کند و جان بیماران را به خطر می اندازد که در این صورت، ممکن است آخرین حکم، منع پزشک از طبابت باشد که این هم یک استثناست.
حال اگر شجریان کنسرتی بگذارد، به چه کسی آسیب می رسد؟ و اساساً نظر وی درباره یک موضوع سیاسی، چه ربطی به کنسرت و موسیقی و آواز دارد؟!

شجریان و 7 نکته درباره ممنوعیت خواندن او برای مردم کشورش

4 - منع برگزاری کنسرت توسط شجریان، وقتی می تواند توجیه داشته باشد که او در کنسرت خود، اقدامی علیه کشور بکند ولی آیا قرار است شجریان در کنسرت مثلاً یک ساعته اش، چیزی جز اشعار حافظ و مولانا و بزرگان دیگر شعر و ادب و عرفان بخواند؟ کنسرتی برگزار می شود، کسی می خواند، کسانی می نوازند و افرادی هم گوش می کنند و بعد به خانه هایشان می روند. چه اتفاق مجرمانه ای قرار است رخ دهد که عده ای همچنان مانع اند؟!
سیاست، تدبیر امور است نه نگه داشتن بغض ها و تشدید کینه ها و تحمیل قدرت.

5 - اگر میزان رأی مردم است، بروند در سطح جامعه و ببینند مردم ایران، ممنوعیت الفعالیت بودن شجریان را می خواهند یا شنیدن دوباره صدای هنرمندی که دهه ها با "ربنا"یش افطار کرده اند و از "یاد ایام" اش لذت برده اند و "مرغ سحر"ش را بارها و بارها زمزمه کرده اند و ... ؟

6 - یک بام و دو هوا که نمی شود! نمی شود که رئیس جمهور در دوران انتخابات، از آواز شجریان برای فیلم انتخاباتی اش استفاده کند و نامش را به نیکی ببرد ولی در دوران ریاست جمهوری اش، شجریان همچنان ممنوع از خواندن باشد.

7 - ممنوعیت آواز خوانی برای استاد موسیقی و آواز سنتی ایران، می تواند نشانه ای از امنیتی بودن فضا باشد که هرگز به نفع کشور نیست. پایان این ممنوعیت غیرخردمندانه، می تواند نشانه ای از گشایش فضای سیاسی در جمهوری اسلامی، آن گونه که در شأن جمهوری اسلامی است، باشد ؛ مگر آن که عده ای شأن جمهوری اسلامی را چندان ارجمند ندانند!

 

عصر ایران

telegram 19dey.com

تگها: شجریان, آواز, ممنوعیت, موسیقی, کنسرت

شامل تصویر کد امنیتی به صورت CAPTCHA.

شبکه خبری

نسخه قابل چاپ:
تعداد نظرات: 0
همه مطالب تاریخ: ١۶-٠٢-١٣٩۴, ٢١:١٧