سایت خبری تحلیلی 19دی آنلاین

رابطه مراجع و انقلاب

آقای وحید در طول هفته دیدارهای زیادی را با وزرا و ... دارند ولی ایشان هیچ گاه نمی خواهند از این دیدارها هیچ خبری انعکاس داده شود. ایشان کلا با عکس و گزارش و فیلم مخالفت دارند و با رسانه ای شدن ملاقات های خود موافقت ندارند. این به آن معنی نیست که با رای دادن و این گونه موارد مشکل دارند. آقای بهجت هم همینطور. ایشان کاملا اوایل با دوربین مخالف بوده اند که با اصرار های مکرر از سوی مردم کارها و دیدارهای ایشان هم رسانه ای شد.


رابطه علما و حکومت در دوره پس از انقلاب سوژه مهمی است که رسانه ها زیاد به آن پرداخته اند.
 
 آن چيزي که همواره و درهمه ادوار تاريخي حوزه هاي علميه به آن افتخار کرده اند، استقلالشان نسبت به حکومت هاي وقت بوده است. پس از انقلاب و با روي کار آمدن حکومتي که متوليان اصلي آن روحانيون بودند، يک بار ديگر مسئله استقلال حوزه هاي علميه مطرح شد. حجت الاسلام و المسلمين علي بنايي سال ها نماينده مردم قم بوده و اکنون نيز معاون استاندار قم است. او رابطه نزديکي با مراجع تقليد و حوزه هاي علميه دارد. در سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي او مهمان خبرآنلاين بود تا به سوالاتي درباره نسبت مراجع و حوزه هاي علميه با انقلاب اسلامي و حکومت پاسخ دهد. سوالاتي در بالاترين سطوح حوزه علميه و مراجع تا پايين ترين سطوح آن يعني امرار معاش طلبه ها. مشروح اين گفت و گو در ادامه مي آيد:

 

نسبت مراجع با انقلاب اسلامی چگونه بوده است؟

با عرض تبریک ایام الله فجر و گرامیداشت سالروز پیروزی انقلاب اسلامی،در واقع  به عقیده بنده نسبت علما و مراجع با انقلاب به صورت عام بوده است و  نهضت اسلامی در دوران اخیر مرهون پیشتازی روحانیون بوده  است. شما در دو قرن اخیر مشاهده می کنید از زمان فتوای میرزای شیرازی در مورد تنباکو تا به الان در مجموع در همه صحنه ها روحانیت  پیشتاز بوده اند و این که علما و روحانیون نسبت به رژِم شاهنشاهی مشکل داشتند و آن را از اساس قبول نداشته اند در این بحثنی نیست. همه آقایان مراجع و علما در همه اعصار رژیم سلطنتی را مشروع نمی دانسته اند ولی برای اینکه نمی توانستند با رژیم مقابله کنند از راه های دیگری ورود می کردند و اگر زمینه و شرایط فراهم می شد به آنها کمک می​کردند که در مبارزه به سرانجام برسند. به عنوان مثال میرزای نائینی  در مبارزه با استبداد کتاب تنبیه الامه و تنزیه المله را نوشته اند. کتابی بسیار عمیق؛ اجتماعی و حکومتی که در صدد تبیین نسبت با رژیم سلطنی چه می باشد چون رژیم پادشاهی بر اساس استبداد و خودکامگی شکل گرفته است و صلاحیت ندارد این موضوع را مرحوم نایینی در کتابشان مفصل مورد بحث قرار داده اند. اما چون حکومت در دستشان نبود طبیعتا مدعی نبودند در دوره اخیر که از زمان امام خمینی شروع می شود.  در سال 1342 وقتی که لایحه انجمن ها ایالتی و ولایتی توسط دولت وقت به مجلس برده شد  اینجا امام برای اولین بار سخنرانی کردند و مقداری از طرح های انقلاب سفید را بیان کردند  و از همانجا شروع به نامه نگاری کردند و کار آغاز شد در حقیقت امام خمینی توانست نسبت به همه در این زمینه پیشتازی داشته باشد. البته کمک سایر روحانیون و مراجع هم به ایشان در این زمینه بی تاثیر نبوده است.

امام با روحیه و برداشتی که از وضعیت جامعه داشت او را از سایر روحانیون متمایز می کرد و اقبالی که مردم به ایشان داشتند در طول سال ها  بی سابقه  و بی نظیر بوده است. البته در  زمان آیت الله کاشانی هم مدتی این اقبال مردمی وجود داشت اما وی جایگاه امام خمینی را نداشت. ولی امام خمینی توانست به خاطر رفتار خالصانه به سرعت در قلوب مردم مورد توجه واقع شوند. بنده مکررا به خانه های شهدای 15 خرداد سال 42 رفته ام. از مادر شهید می پرسیدم که چی شد که جوان شما به امام علاقه مند شد در مقام پاسخ می گفتند همه این ها ناشی از رفتارامام بود. به عنوان مثال زمانی که امام سوار اتوموبیل می شدند همه به صف می استادند تا ایشان را فقط تماشا کنند. ایشان حتی درب ماشین را خودش باز می کرد و اجازه نمی داد شخص دیگری این کار را انجام دهد. در نتیجه اقبالی که مردم از امام خمینی در آن زمان داشته اند فوق العاده بود  و مردم به خاطر صلابشان، ایشان را برگزیدند. پس در نتیجه به عقیده بنده روحانیت و مراجع همیشه با اساس رژِم سلطنتی مشکل داشته اند. بنابراین روحانیت و مرجعیت با انقلاب یک نسبت هماهنگ دارند و زمانی هم که عملا حکومت انقلابی تاسیس شد همه روحانیون دست به دست هم دادند برای کمک به این حکومت. به همین دلیل کسی بعد از این قضایا دیگر هیچ مخالفتی نکرد.

 

شما فرمودید که  همه روحانیون با انقلاب همراه و موافق بودند اما این در حالی است که عده ای در آن سال ها حکومت را از نظر فقهي غصب می دانستند. یعنی تنها حق امام زمان است. به همین خاطر امام یک زمانی روحانیون را هم منع کردند که وارد حکومت شوند به نظر شما در حال حاضر  اينچنین نگاهی هست؟

شرح غصب حکومت با این مورد فرق دارد. این جایگاه تا ابد برای امام معصوم نگاه داشته شده است و  هیچ گاه هیچ یک از علما اين چنین دیدگاهی را نداشتند و همواره سعی کرده اند در تمام ارکان های نظام به کشور و مردم کمک کنند و در حکومت وظیفه ای را داشته باشند و کسی هم مخالف این امر نمی باشد.اصلا خود امام به عنوان یک روحانی موسس انقلاب بودند و یک حکومت اسلامی پایه گذاری کردند و هیچ کار غصبی هم صورت نگرفت. امام خمینی بعد از انقلاب باز هم خودشان به کار حوزوی پرداختند. این نشان دهنده کمال و زهد و متانت و آقایی امام بود که حکومت را تاسیس نمود ولی بعد گفت من می خواهم به کار طلبگی بپردازم و در حوزه مشغول باشم من تنها یک طلبه ام مانند سایر طلبه ها . بعد از اینکه ایشان به قم رفتند امام به این دلیل که نظام بدون ایشان معنایی پیدا نمی کرد و باید بالا سر تمام نظام می بودند به همین خاطر هر هفته نخست وزیر و .... با هلیکوپتر به قم می آمدند و با ایشان به مشورت و مصلحت می پرداختند در نتیجه امام نظام را از قم اداره می کردند.

 

پس آن دلیلی که روحانیون را در یک دوره ای کارهای حکومتی منع کرده بودند چه بود؟

طلبه ها اجازه نداشتند به صرف اینکه به حکومت دسترسی داشتند، مقام حکومتی را تصاحب نمایند. خود امام هم بعد از انقلاب به حوزه رفت تا به طلبه ها نشان دهد ما برای گرفتن حکومت انقلاب نکردیم. اینجا بود که دستور داده شد طلبه ها به کار و حوزه خود بازگردند. اما در هرحال بعضی مشاغل در نظام نیاز هست که طلبه و یا مجتهد آن مسئولیت را بر عهده بگیرد . به عنوان مثال در آن سال ها شهید بهستی و شهید باهنر. در آن برهه نظام به اين چنین روحانی هایی نیاز داشت چرا که از یاران نزدیک امام و مسئولیت پذیر بودند. بعد از این قضیه وقنی در جامعه و نظام احساس نیاز به روحنیون شد اجازه آن توسط امام صادر شد و به قلب نظام و حکومت برگشتند.

 

حوزه های علمیه در طول تاریخ همواره استقلال مالی و فکری خود را خفظ کرده اند بعضی ها در این میان عنوان کردند که این حکومت که شیعی می باشد ممکن است استقلال حوزه زیر سوال برود چرا که هم حوزه از حکومت حمایت می کند و هم حکومت از حوزه از نظر شما همچنان این استقلال وجود دارد؟

به عقیده بنده استقلال حوزه همچنان وجود دارد و پابرجاست به این معنا که نظام برگرفته از حوزه می باشد. در حقیقت حوزه علمیه قم بانی و عامل اصلی پیروزی انقلاب اسلامی بوده است و دقیقا این نظام از حوزه متولد شده است و همچنان استقلالش علی الخصوص در حیطه مالی حفظ شده است. حوزه مبنا و پایه نظام مي باشد و اينکه بخواهد از خود نظام بودجه بگیرد کاملا حرف اشتباهی است و هیچ کس حق این کار را ندارد. به عنوان مثال کسی که مدرس حوزه هست، مراجع تقلید حاضر و خود شخص رهبری تاکید دارند که حوزه ها استقلال خود را حفظ کنند. به این معنا که به دولت وابسته نشوند و نگوییند خرج ما را دولت بدهد و اگر ندهد ما مشکل پیدا میکنیم. چنانکه در دوره های قبل، از این قبیل مسائل پیش آمد. در دوره ای بر سر موضوعاتی دولت و حوزه با هم به مشکل برخوردند. این نشان می دهد که اگر حوزه استقلال نداشت در جا می زد و محتاج دولت می ماند اما چنین نشد. حوزه هیچ وابستگی ندارد و ما کار خودمان را انجام می دهیم . به این دلیل می گویند که وابسته به دولت نشوند چون دولت ها می آیند و  می روند و با سلیقه های متفاوت. اگر دولتی بخواهد درب حوزه را مي بندد. در صورتی که حوزه به دولت مربوط نمی شود و اجازه چنین کاری را ندارد. به خاطر همین حوزه سعی می کند استقلال خود را حفظ کند و این طور نباشد که دولت ها خود را آقا بالاسر حوزه ها بدانند. در حال حاضر مراجعی که در قم هستند؛ آیت الله وحید خراسانی و آیت الله صافی و آیت الله مکارم و ديگران نظرشان بر این است که حوزه باید استقلال داشته باشد تا با جا به جایی دولت ها با مشکل روبه رو نشود.

 

سوالی که اذهان را به خود مشغول کرده این است که طلبه ها چگونه و با چه پولی امرار معاش می کنند آیا دولت آنها را حمايت می کند ؟

وضعیت معیشت طلبه ها قبل و بعد انقلاب هیچ فرقی نکرده است و حتی روحانیون که بعد از انقلاب در کار اجرایی رفتند مثل ما واقعا انگشت شمارند. نظام آخوندی معیشتش به همان حال سابق است. در حقیقت سهم سادات و سهم امام و خمس و این ها بین طلاب داده می شود. با تفاوت اینکه متاهل یا مجرد هستند یا در چه مقطعی در حال تحصیل می باشند بر اساس این آیتم ها. مراجع بر اساس وجوهاتی که به ايشان داده می شود برایشان شهریه مشخص می کنند. در کنار این حقوق در ایام ماه محرم و صفر به تبلیغ فرستاده می شوند و قسمتی از هزینه های زندگی اینگونه به وجود می آید. باید اعتراف کرد که زندگی با حقوق طلبگی بسیار سخت است. تنها فرقی که طی این سال ها کرده بیمه شدن طلبه هاست .

 

در طی این سال ها کساني که به قم سفر مي کنند مي بينند که تعداد مراکز علميه در اين شهر هر روز افزایش پيدا مي کند. آیا همه این ها از وجوهات شرعیه ساخته می شود یا دولت هم کمک مي کند ؟

برخی از آنها بله. به عنوان مثال مرکزي که دو ماه پیش افتتاح شد  که به دست آیت الله  مکارم شیرازی ساخته شد، در هزینه ساخت آن هیچ بودحه دولتی به کار نرفت. ولی برخی ها کاملا بودجه مشخص شده از مجلس برایشان تصویب شده و دارای بودجه هستند و برای ساخت مراکز خود از آن استفاده می کنند. موسسه امام خمینی رسما از مجلس بودجه گرفته است و برخی موسسات ریز و درشت هستند که دارای ردیف هستند. این بودجه ها از قبل تعیین شده اند و ساز و کاری برای آن ها مشخص شده است و بر اساس نیازهایي که وجود دارد دولت و مجلس بودجه ای را برایشان مقرر می کنند. اما بعضی ها هم خودشان برای خوشان موسسه درست می کنند. مانند موسسه آقای فاضل لنکرانی که در آن یک ریال از بودجه دولتی استفاده نشده است و با بانی و خیر ساخته شده است. از طرفی هم باید حوزه ها و جامعه ها ساخته شوند. باید حوزه پوست بیندازد، نو و به روز شود. باید این موسسات علمی وجود داشته باشند که نیازهایی که در نظام پیدا می شود به این نیازها بتوانند پاسخگو باشند. در قبل حوزه آمادگی چنین کارهایی را نداشته است ولی درزمان حاضر که حکومت را به دست گرفته  همواره به صورت آنلاین در مورد بحث های مالیات عوارض و بانک و..... پاسخ دهد. در تمام ابواب مختلف فقهی باید راه گشا باشد و بتواند مردم و نظام را کمک کند. در قبل از انقلاب ابواب فقهی کارآمدی نداشت ولی الان به شکلی قانونی در می آید و به مرحله اجرا می رسد . در نتیجه باید این مراکز در سطح کشور زیادتر شودند ولی مراجع همواره سعی بر این دارند که در این مورد استقلالی مالی خود را حفظ کنند.

 

وجوهات زیادی که از طریق مردم به مراجع سر شناس داده مي شود. بعد از درگذشت آن مرجع تکلیف آن اموالی که از مردم در بیت مانده چه می شود؟

زمانی که امام خمینی هم به عنوان یک مرجع از دنیا رفت در آن زمان 700 میلیون در حسابش بود که حاج احمد خمینی بیانیه ای صادر کردند که این 700 میلیون را مستقیما به حوزه علمیه قم واریز کردیم. آن زمان رئیس حوزه علمیه آقای فاضل بود و رسما اعلام داشتند که همه وجوهاتی که مردم به امام داده بودند به حوزه علمیه قم داده شد. همچنین مرحوح آقاي حسن تبریزی اموال را احتمالا به آقای وحید سپرده است. علما به وجوهات همواره توجه زیادی دارند که بعد از آنها وجوهات به مراجعی که انس و الفت دارند  سپرده شود. در نتیجه از این وجوهات کاملا مراقبت می شود و در مسیر حفظ حوزه ها صرف می شود.

 

آیا برای بعضی مراجع در مورد رای دادن معذوریتی وجود دارد یا خیر؟چون احساس می شود خیلی ها از ورود به این مسئاله احتیاط می کنند؟ مثلا من اصلا يادم نمي آيد که آقاي وحيد خراساني راي داده باشند.

آقای وحید در طول هفته دیدارهای زیادی را با وزرا و ... دارند ولی ایشان هیچ گاه نمی خواهند از این دیدارها هیچ خبری انعکاس داده شود. ایشان کلا با عکس و گزارش و فیلم مخالفت دارند و با رسانه ای شدن ملاقات های خود موافقت ندارند. این به آن معنی نیست که  با رای دادن و این گونه موارد مشکل دارند. آقای بهجت هم همینطور. ایشان کاملا اوایل با دوربین مخالف بوده اند که با اصرار های مکرر از سوی مردم کارها و دیدارهای ایشان هم رسانه ای شد.

 منبع: خبرآنلاین

telegram 19dey.com

تگها: حجت الاسلام علی بنایی, استقلال حوزه, رابطه مراجع و انقلاب, رای دادن مراجع

شامل تصویر کد امنیتی به صورت CAPTCHA.

شبکه خبری

نسخه قابل چاپ:
تعداد نظرات: 0
همه مطالب تاریخ: ٢٣-١١-١٣٩٣, ١٨:١۵