سایت خبری تحلیلی 19دی آنلاین

طائب ورسایی کی از ماشین احمدی نژاد پایین آمدند/ ماشین سواران را چه شد؟(طنز)

.البته جناب طائب نسبت به ما به ایشان نزدیک تر بودند و قطعا بهتر می دانند ایشان برچه مرکبی سوار شده و از چه مرکبی پیاده شده اند. مسئله مهم دیگر این است که چون ما ماشین با سرعت 180 کیلومتر جناب دکتر را ندیدیم پس نمی توانیم آن فشاری که به گفته جناب طائب بر مسافران این خودرو وارد شد را تصور کنیم و قطعا فشارهایی که ما و مردم در این مدت تحمل کرده ایم از نوعی دیگر است، اما احتمالا جناب طائب که چون از ما به ایشان نزدیک تر بودند و با این توصیفات گویا بغل دست راننده هم نشسته بودند، فشاربسیار بسیار زیادی را طی هشت سال گذشته تحمل کردند
س. پژواک در ستون طنز خط خطی روزنامه 19دی نوشت:
حقیقتا که برخی چهره های کشور ما حلال زاده اند، همین امروز در ذهنم مرور می کردم که ببین سوریه ای که دوجبهه درگیر درون خود داشت الان شاهد درگیری بین مخالفان با هم است، بعد همین طور مسائل سوریه آمد جلوی چشمم و رسید به سخنان جناب مهدی طائب که بعله، " اگر دشمن بخواهد سوریه یا خوزستان را بگیرد اولویت با این است که ما سوریه را نگه داریم."
دقیقا چند دقیقه بعد از این تاملات بنده بود که سایت های خبری اطلاع دادند جناب طائب در جدیدترین سخنانشان فرمودند: " ‌ احمدی نژاد پدر همه را درآورد و با ماشینی که حداکثر سرعت آن 180 کیلومتر در ساعت بود، 200 کیلومتر می رفت و این سبب می شد که همه در این ماشین فشار زیادی را تحمل کنند."

ماشینی که ما از رئیس جمهور محترم سابق یادمان است یک پژوی قدیمی است و احتمالا سرعتش از 80 کیلومتر هم بیشتر نمی شد اما کی و کجا جناب احمدی نژاد سوار ماشین با سرعت 180 شد ما خبر نداریم...البته جناب طائب نسبت به ما به ایشان نزدیک تر بودند و قطعا بهتر می دانند ایشان برچه مرکبی سوار شده و از چه مرکبی پیاده شده اند. مسئله مهم دیگر این است که چون ما ماشین با سرعت 180 کیلومتر جناب دکتر را ندیدیم پس نمی توانیم آن فشاری که به گفته جناب طائب بر مسافران این خودرو وارد شد را تصور کنیم و قطعا فشارهایی که ما و مردم در این مدت تحمل کرده ایم از نوعی دیگر است، اما احتمالا جناب طائب که چون از ما به ایشان نزدیک تر بودند و با این توصیفات گویا بغل دست راننده هم نشسته بودند، فشاربسیار بسیار زیادی را طی هشت سال گذشته تحمل کردند، البته این جملات که " این خصوصیت بارز و مثبت دولت آقای احمدی نژاد بود که در دل شعار عدالت، مبارزه با مفاسد اقتصادی ، حرکت در راه تعالی جامعه، حمایت از محرومین و مستضعفین اهمیت داشت" از جناب طائب در گذشته دلیل بر نبود فشار بر ایشان نیست و شاید مسئول قرارگاه عمار حین بیان این سخنان در کنار راننده ماشین رئیس جمهور با سرعت 180 کیلومتر یا یکی از آشنایان ایشان بودند که این صحبت ها را اظهار داشتند. حتما برای همه ما پیش آمده که با اقوام و دوستان و آشنایان در فرصت مناسبی که پیش می آید برویم گردش و تفریح و خلاصه خوش بگذرانیم که ناگهان از یک طرف چون خیل مشتاقان به همراهی زیاد و جا کم است و از طرف دیگر به دلیل میل باطنی خودمان، مجبورباشیم به صورت کمپرس وار درون خودرو بنشینیم و همه فشارها را هم تحمل کنیم، نگویید تاحالا تجربه نکردید که قبول نمی کنم! جناب طائب هم یکی از ما! بنابراین نباید ناراحت شد که چرا جناب طائب در گذشته فشارها را احساس کرده یا نکرده و دم برنیاورده و الان که دیگر نه خبری از دکتر هست و نه از ماشین، بیایند و از راننده گله کنند که پدرهمه را درآوردی، این چه وضع رانندگی است، یواش تر برو، به جای 180 که 200 نمی روند و این حرف ها...

دیالوگ ها:

ماشین دکتر احمدی نژاد،چندماه بعد از 3 تیر 84:
جناب طائب در کنار دست راننده و در حالیکه با یکی از معاونین رئیس جمهور سابق در یک صندلی شریک شده اند: دکتر جان ماشالا چقدر رانندگیتان خوب است! عین شعارهایتان! عین حرکت عدالت محورتان! دست فرمانتان پاینده باد...
جناب پورمحمدی و دانش جعفری و خوش چهره در صندلی عقب: دکتر یک کم آرام تر، جان دکتر رنگمان پرید! دکترجان حداقل آینه بغل ها را بپا!
در این حین ماشین توقف کرده و بعد گردو خاک به پا می شود و ماشین گازش را میگیرد و می رود و پس از فرونشستن گردو خاک می بینیم که به! جناب پورمحمدی و جناب دانش جعفری و جناب خوش چهره پیاده شده اند و در افق محو می شوند...به گفته نامبردگان چند کیلومتر جلوتر جناب محسنی اژه ای هم پیاده می شود...
 طائب ورسایی کی از ماشین احمدی نژاد پایین آمدند/ ماشین سواران را چه شد؟(طنز)

ماشین دکتر احمدی نژاد قبل از انتخابات ریاست جمهوری سال 88:
جناب طائب در حالیکه اینبار به صندلی عقب رفته اند و در کنار 15 یا 16 نفر از جمله جناب رسایی و جناب حسینیان و جناب آقا تهرانی نشسته اند: دکتر جان ! ماشالا چقدر رانندگیتان خوب است! عین شعارهایتان! عین حرکت عدالت محورتان! دست فرمانتان پاینده باد...( کف و هورای دوستان)
گفتنی است در این زمان هیچ کس از سرعت بالای دکتر گله ندارد و جناب مشایی و جناب دانشجو و جناب محصولی هم صندلی جلو نشسته اند...

ماشین دکتر احمدی نژاد در سال 1390:
جناب طائب در حالیکه هنوز در صندلی عقب با تعداد کثیری مدیر و وزیر و وکیل و ...نشسته اند: دکتر جان ! ماشالا چقدر رانندگیتان خوب است! فقط یک لطفی کنید علائم را دقت بفرمایید ممنون می شوم! ماشالا!
به گفته حاضران دراین صحنه با وجود اینکه جناب متکی دراین زمان در ماشین حضورا نداشت اما شاید به دلیل اینکه بدون اجازه سوار هواپیمای ریاست جمهوری شدند دستور داده شد که دیگر حق سوار شدن بر ماشین را نخواهند داشت! همچنین براساس گزارش ها جناب مصلحی با حالت قهروار گوشه صندلی پشت راننده نشسته و فقط بیرون را نگاه می کند.

ماشین دکتر احمدی نژاد، آبان سال 1391:
جناب طائب در حالیکه وسط صندلی عقب نشسته و به صورت نقل محفل وار در حال تعریف کردن یک ماجرا است: آره خلاصه، خبرنگار روزنامه اعتماد از من پرسید: با توجه به مجادلات بین اصولگرایان و دولت به نظر می رسد که اصولگرایان به دنبال اعلام برائت از آْقای احمدی نژاد هستند....

جناب رسایی در حالیکه با هیجان گوش می دهند: خب تو چی گفتی؟
جناب طائب با اعتماد به نفس : منم نه گذاشتم و نه ورداشتم و خودم یه سوال گذاشتم توی کاسش که " کجا این مساله اثبات شده که شما چنین چیزی را از آن استنباط می کنید؟"، تازه در ادامه اش که پرسید پس اصولگرایان دولتی و غیر دولتی چه فرقی دارند گفتم " این تقسیم بندی را قبول ندارم. کلاآن کسی که اصولگراست دنبال این است که آقای احمدی نژاد تا پایان دوره ریاست جمهوری به بهترین شکل عمل کند و در بهترین وجه ممکن هم ریاست جمهوری را به نفر بعدی تحویل دهد."

دکتر محمود همچنان که این سخنان را گوش می دهند با خنده ای بر لب و چشمانی خندان تر در حال رانندگی هستند، هم چنین یکی یک پرچم ایران دست سرنشینان داده اند و همگی با علامت ایشان تکان داده و با علامت ایشان از تکان دادن دست می کشند، به گفته شاهدین وقتی همه از تکان دادن دست می کشند تازه جناب مشایی در صندلی جلو که تنها هم رویش نشسته اند شروع می کنند به تکان دادن.

ماشین دکتر احمدی نژاد پیش از انتخابات سال 1392 و پس از ردصلاحیت مشایی:
جناب طائب در حالیکه در ایستگاه منتظر رسیدن ماشین دیگری( احتمالا ماشین دکتر جلیلی) هستند: هی می گویم این مشایی را پیاده کن! هی می گویم دکتر جان! قربان رانندگیت! از این مشایی و جریاناتش فاصله بگیر! نمی گیری نگه دار تا ما پیاده شویم!
( به گفته شاهدان در این لحظه ماشین دکتر احمدی نژاد چند کیلومتری از ایستگاه دور شد اما گویا بنزین کم آورد و مجموعه دولت در حال فروختن ابزار موتور اند تا بتوانند ادامه راه را طی کنند)

پس از انتخابات 24 خرداد 92:
جناب طائب که فعلا یا قصد مسافرت ندارند یا شرایطش مهیا نیست: "احمدی نژاد پدر همه را درآورد و با ماشینی که حداکثر سرعت آن 180 کیلومتر در ساعت بود، 200 کیلومتر می رفت و این سبب می شد که همه در این ماشین فشار زیادی را تحمل کنند"
در این لحظه طبق گفته ها و شنفته ها ماشین دکتر با مجموعه دوستان دم درب دانشگاه ایرانیان رویت شده و همگی منتظرند که آیا آقایان حاج بابایی و مرتضوی هم می آیند یا خیر!

...
telegram 19dey.com

تگها: ماشین, جناب طائب, مشایی, احمدی نژاد, انتخابات

شامل تصویر کد امنیتی به صورت CAPTCHA.

شبکه خبری

نسخه قابل چاپ:
تعداد نظرات: 0
همه مطالب تاریخ: ١۶-١٠-١٣٩٢, ٠٣:١۶