سایت خبری تحلیلی 19دی آنلاین

لزوم نیت خوانی دردریافت سبدکالا(طنز)

پدر کارخانه دار دارای تمکن مالی خطاب به پسر دانشجویش که ماه هاست در زیرزمین نمور خانه زندگی می کند: بیا! بگیر! اینم سبدکالات! ببین مسئولان چقدر به فکرتن! من که باباتم انقدر هوات و ندارم! فقط یادت باشه اگه اجاره این ماهت رو ندیدی دیگه از سبدحمایتی دولت هم خبری نیست! میدمش بچه ها توی بازار سیاه بفروشن!
محدثه نجف زاده در ستون خط خطی روزنامه 19 دی نوشت: یک مقام مسئول در وزارت کار ، تعاون و رفاه اجتماعی با اشاره به جزئیات فاز دوم توزیع سبد کالا گفت: ممکن است فردی دارای تمکن مالی بالا باشد وبه فرض صاحب یک کارخانه باشد اما فرزند وی دانشجو و طبق معیارهای دولت مشمول دریافت سبد کالا شده باشد؛ بنابراین چون آن دانشجو فاقد کارت یارانه بوده و یارانه ها هر ماه به حساب پدر وی که کارخانه دار است، واریز می شود، بنابراین واگذاری سبد کالا برای آن کارت یارانه تایید شده است ولی در اصل دولت به دنبال واگذاری سبد کالا به آن دانشجو بوده است. بسیار خوب! بسیار عالی! بسیار مطلوب جان! ماکه از اولش گفتیم دولت فکر همه جارا کرده و دست به توزیع سبد کالا زده! مسئولان ماشالا انقدر به همه سوابق مالی و جانی و روحی روانی مردم آگاه اند که چنین سخنانی ایراد می کنند. درواقع مسئولان به خوبی فهمیدند که همه مردم به طور طبیعی و روحا به علوم نیت خوانی مسلط اند. یعنی مردم می توانند نیت مسئولانشان را فهمیده و منظورشان را درک کنند. یکی از تفاوت های اصلی ما با سایر ملل دنیا در همین است! تاحال فکر کردید که وقتی یک مسئولی می گوید "انقدر قطعنامه صادر کنید تا .....دانتان بترکد" ، یا " آب را بریزید همانجایی که سوخته" یا " اون ... رو لولو برده" ، چرا روسایِ سایر ملل منظور اصلی مسئول مارا درک نکرده و عوضش تحریم و قطعنامه حوالمان می کنند؟ نه فکر کردید؟ به خاطر اینکه آن ها درک و علم نیت خوانی ندارند تا بفهمند منظور مسئول ما از ....دان یعنی شورای امنیت یا همانجایی که سوخته یعنی قلب و اون .....که لولو برده یعنی سلاح کشتار جمعی!
به همین پاراگراف بالا دقت کنید! نه! دقت کنید! شما اگر علم نیت خوانی ندانید که متوجه منظور این عزیز نمی شوید! اما چون نیت خوانی در ژن همه ایرانی ها به صورت بالقوه وجود دارد پس آن پدر کارخانه دار منظور دولت را درک کرده و سبدکالایش را به پسر دانشجوی بیچاره اش که مدت هاست مرغ نخورده و قطعا به خاطر مصرف نکردن تخم مرغ، امگا 3 بدنش به زیر صفر رسیده و به خاطر فقر و نداری چندماهی است پنیر نخورده و یک قطره کلسیم هم در وجودش نیست می دهد. ایضا سایر داراهایی که سبد کالا گرفته اند تا با علم نیت خوانی خودشان دودستی سبدشان را به نیازمندانی که اتفاقا آن ها هم نیت خوانی بلدند و منتظر رسیدن اقوام دارایشان هستند بدهند. درواقع هدف دولت از این رویه این بود که :

1- علم نیت خوانی مردم را تقویت کند و فرهنگ قضاوت ظاهری را از جامعه بزداید.
2- دل های مردم را بیش از پیش به هم نزدیک کند و با رفتن داراها به نزد ندارها و دادن سبدکالا به ایشان فاصله طبقاتی کاهش یابد.
3- بخش دولتی را مستقیما با ندارها و افراد نیازمند روبه رو نکند و خودش به مردم ماهی ندهد، بلکه ماهی گیری را به آن ها بیاموزد.( حالا ماهی راکی داده! کی گرفته؟) درواقع نمی خواهد کاری کند که ندارها به دولت وابسته شوند.( درضمن با این شیوه عملا بخش خصوصی هم وارد می شود و مردم از اقوامشان کمک می گیرند تا غریبه)
4- سنت حسنه صله ارحام را به جا بیاورد.
5- خلاصه با این کار یک تحول عظیم در نظام اجتماعی و فرهنگی و شایدهم اقتصادی ایجاد می کند.

دیالوگ ها:
یک روز پس از توزیع سبدکالا:
پدر کارخانه دار دارای تمکن مالی خطاب به پسر دانشجویش که ماه هاست در زیرزمین نمور خانه زندگی می کند: بیا! بگیر! اینم سبدکالات! ببین مسئولان چقدر به فکرتن! من که باباتم انقدر هوات و ندارم! فقط یادت باشه اگه اجاره این ماهت رو ندیدی دیگه از سبدحمایتی دولت هم خبری نیست! میدمش بچه ها توی بازار سیاه بفروشن!

وسط کوچه کنار تیرچراغ برق:
زن اکبرآقا کبابیِ سرکوچه خطاب به زن امیرعلی خان کارگر ساختمانی: به شما سبدکالا تعلق گرفته؟ زن امیرعلی خان: نه! اما اونطور که فهمیدیم به پسرعموی امیر علی خان که تو دانشگاه درس میده تعلق گرفته! زن اکبر آقا کبابی سرکوچه: اِوا! مگه میشه؟ اکبر آقا که دیروز رفت گرفت! پیگیر باشید بهتون تعلق می گیره ها! بچه هام از بس که کباب خوردن خسته شدن! آخیش! یه چندروز میتونن نون و پنیر بخورن! زن امیر علی خان: معلومه که میگیره! درواقع دولت اومده به پسرعموش داده تا وقتی امیرعلی بالای ساختمونِ اون بره سبدمون رو بگیره! بالاخره دولت میدونه اون ماشین داره! فروشگاه زنجیره ای توی مسیرشِ! وقت آزادش بیشترِ! برا همین هم ریختن به حساب اون تا اون بده به امیرعلی! خدا خیرشون بده که فکر همه جارو کردن!

سالن غذاخوری یکی از ادارات:
کارمند اولی با 20 سال سابقه کار خطاب به کارمند دومی با 11 سال سابقه: به تو سبد کالا تعلق گرفت؟ کارمند دومی: نه! اما از بچه ها شنیدم به رئیس تعلق گرفته! کارمند اولی در حالی که قاشق را با عصبانیت به ظرف غذا می کوبد: یارو 5 سال نیست اومده شده رئیس! تازه سبدکالاشم به راهِ، من با بیییییییییییست سال سابقه هنوز اجاره نشینم و سبدکالا هم نمی گیرم! کارمند دومی دستش را روی شانه کارمند اولی می گذارد: ناراحت نباش! رئیس آدم خوبیه! شنیدم می خواد یه مزایده بذاره! سبدکالا رو بفروشه! بعد پولش رو بگیره به ماها وام بده! اصلا برا همین به روسا سبدکالا تعلق گرفته! که با بده و بستون پول بیشتری به کارمنداشون بدن.
telegram 19dey.com

تگها: سبدکالا, خطاب, تمکن مالی, دانشجو, مسئول, وزارت تعاون

شامل تصویر کد امنیتی به صورت CAPTCHA.

شبکه خبری

نسخه قابل چاپ:
تعداد نظرات: 0
همه مطالب تاریخ: ٢١-١١-١٣٩٢, ١٣:۵٧