سایت خبری تحلیلی 19دی آنلاین

نامبرده چگونه انتخاب شد؟ ( طنز)

در یک لحظه نامبرده را روی دست گرفته و همینطور روی دست تا دفتر معاونت مطبوعاتی بردند. اینطور شد که ایشان به این سمت انتخاب شد، البته تحقیقات ما و کمیته حقیقت یاب پیرامون اینکه آیا واقعا آن روز تولد جناب رامین بود یا خیر همچنان ادامه دارد.
نامبرده چگونه انتخاب شد؟ ( طنز)

محدثه نجف زاده در روزنامه 19 دی نوشت:

آقای محمدعلی رامین، معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد در دولت دهم طی مصاحبه ای، در پاسخ به اینکه چرا از این معاونت رفتید گفت: "نه خودم آمدم و نه خودم رفتم."
در راستای سخنان جناب رامین و به صورت شرلوک هلمز وار، چند فرضیه راجب به نحوه ورود ایشان مطرح می کنیم:
1- طرفای سال 88 بود، ایشان در خیابان راه می رفت که چندنفر از نهاد ریاست جمهوری جلوی پایش ظاهر می شوند، نامبرده پس از کنکاش در چشم آن چندنفر و پیدا نکردن هیچ علامتی از شوخی و طنز، لبخند خود را قورت داده و دست هایش را بالا می برد، چیزی نمی گذرد که خود را در یک خودروی وَن می بیند و نهایتا عین عزت الا انتظامی که نفهمید چطور روز ثبت نام ریاست جمهوری با دوستان دولت دهمی رسید دم درب وزارت کشور، رامین هم بدون اینکه خودش متوجه شود، ناگهان خود را در دفتر معاونت مطبوعاتی ارشاد می بیند. دفتری که روی میزش پر بود از پوست گردو با هندوانه. تحقیقات ما پیرامون اینکه چه کسانی ایشان را با وَن به معاونت آوردند ادامه دارد.
2- یک صبح دل انگیز پاییزی در سال 88 بود که محمدعلی رامین احساس کرد دلش برای بچه های وزارت فرهنگ و ارشاد تنگ شده، بلند شد و با یک ماشین دربست رفت وزارت خانه و پایش از گیت نگهبانی رد نشده بود که دید همه جا تاریک است، کمی که جلو رفت ناگهان برق ها روشن و آتش بازی شروع شد و کلی کارمند بُن کتاب به عنوان شاباش روی سرش می ریختند و آهنگ :Happy birthday را می خواندند، در یک لحظه نامبرده را روی دست گرفته و همینطور روی دست تا دفتر معاونت مطبوعاتی بردند. اینطور شد که ایشان به این سمت انتخاب شد، البته تحقیقات ما و کمیته حقیقت یاب پیرامون اینکه آیا واقعا آن روز تولد جناب رامین بود یا خیر همچنان ادامه دارد.
3- نامبرده به اداره مطبوعات وزارت ارشاد برای پیگیری کار یکی از دوستانش رفته بود، به دلیل خستگی ناشی از بوروکراسی اداری تصمیم گرفت برود تا آبی به سرو صورتش بزند، بدون اینکه متوجه اطرافش باشد با نیت شستن دست و صورت وارد یکی از اتاق ها شد، از روشویی خبری نبود اما یک پارچ آب یخ روی میز بود، یک لیوان آب با یک بیسکویت کنجدی از روی بشقاب برداشت و خورد و احساس کرد خستگی اش در رفت، همین که تصمیم گرفت از اتاق خارج شود دید ای داد! در قفل است، باز نمی شود،براین اساس و به دلیل اینکه نان و نمکی در آن اتاق خورده بود تصمیم می گیرد تا زمانی که در باز شود همانجا بماند و به کشورش خدمت کند. گفتنی است تحقیقات ما پیرامون اینکه آیا آن روز درِ اتاق معاونت مطبوعاتی خودش قفل شد یا دیگران قفلش کردند ادامه دارد.
4- طوفان! بله. تحقیقات ما پیرامون اینکه چرا سازمان هواشناسی هیچ پیش بینی درستی از طوفان نداشته که موجب درگیر شدن جناب رامین در مسندی دولتی شده همچنان ادامه دارد.
5- فرضیه آخر که به تحقیقات زیادی نیاز دارد این است که جناب رامین احتمالا در یک شب از شب های سال 88 بنابر عادتی که می توان آن را راه رفتن در خواب نامید از جایش بلند می شود و چشم بسته یا باز، می رود سمت خیابان کمال الملک، به آنجا که می رسد یک ساندویچ فلافل از فلافلی کنار وزارت خانه ارشاد می خرد و می خورد و بعد می پیچد دست راست که وزارت خانه باشد. خلاصه اینطوری می شود پشت آن صندلی معاون وزیرمی نشیند. البته پیگیری های ما بابت اینکه چرا آن وقت شب وزارت خانه و فلافلی کنارش باز بودند همچنان ادامه دارد.
telegram 19dey.com

تگها: رامین, نامبرده, منصوب, معاون مطبوعاتی, ارشاد

شامل تصویر کد امنیتی به صورت CAPTCHA.

شبکه خبری

نسخه قابل چاپ:
تعداد نظرات: 0
همه مطالب تاریخ: ٢٠-٠٣-١٣٩٣, ١٠:٢٣