سایت خبری تحلیلی 19دی آنلاین

مسافرم، مسافر یه جاده گرونم (طنز)

اینبار مردم آن بلاد با خوشحالی ترمزدستی ها را خوابانده و پا از کلاج برداشته و اون یکی پا را روی گاز گذاشتند و رفتند به سمت بزرگراه تازه تاسیس شده

 

محدثه نجف زاده در روزنامه 19 دی نوشت:

 

روزی روزگاری در یک سرزمینی که اتفاقا شکل جغرافیایی اش شبیه گربه بود، یک مرد با هاله نور و سوار بر بالگرد آمد و یک روبانی را قیچی کرد و یک جاده ای افتتاح شد. پس از آن مرد رفت و در بهار محو شد و دیگر سمت آن جاده نیامد. جاده مذکورطفلی خیلی جاده باحالی بود اما نمی دانیم چرا هی مردم درونش تصادف می کردند و از گوشه اش به بیابان پرتاب می شدند و جان می دادند و مصدوم می شدند و خلاصه خاکریزی بود برای خودش. مدت ها گذشت و حتی با وجود بسته شدن جاده، باز هم مردم به عشق آن هاله نور و به عشق حالت بهاری جاده همچنان می رفتند و می آمدند و می مردند. تا اینکه!  تا اینکه! جاده به صورت رسمی بسته شد و کسی دیگر حق عبور مرور نداشت.

 

گذشت و گذشت و جاده طفلی خطرناک تنها روز ها و شب ها را با کارگران راه سازی سپری کرد و پتک ها و بلدوزرها و جاده صاف کن ها و آسفالت ها خورد تا بزرگ شد و شد یک بزرگراه با 6 باند! دیگر امکان آن کشت و کشتار به شیوه سابق درونش نبود و مردم هم ناچار نبودند یا بمیرند یا چند ده ساعت بدون امکان توقف و وجود استراحتگاه و خوابیدن تا خود آن شهر( مثلا قم) رانندگی کنند تا نمیرند.

 

اینبار یک مرد دیگر نه سوار بر هلیکوپتر که سوار بر قطار، و نه با هاله نور که با یک کلید و نه با بهار، که نزدیکی های بهار آمد و جاده تنهای خطرناک سابق و اتوبان 6 بانده کنونی را افتتاح کرد و رفت و در حاشیه مذاکرات هسته ای محو شد. اینبار مردم آن بلاد با خوشحالی ترمزدستی ها را خوابانده و پا از کلاج برداشته و اون یکی پا را روی گاز گذاشتند و رفتند به سمت بزرگراه تازه تاسیس شده.

 

همگی خوشحال بودند که «آخ جون می ریم مسافرت بدون خون و خون ریزی» و .... همچنین خوشحال و شاد و خندان و متر به متر نزدیک عوارضی بزرگراه 6 بانده شدند تا عوارض را بدهند و بروند که بروند، اما نرفتند! چی شد نرفتند؟ عوارض یه طوری شد که نمی شد رفت!‌ به این شکل که برای خوردوهای سواری 10 هزار تومان، کامیونت 20 هزار تومان، اتوبوس و کامیون دو محور 30 هزار، کامیون سه محور 40 هزار و تریلی 50 هزار تومان. اینجا بود که مسافران خوشحال چند لحظه قبل  و ناراحت حالا پیش خود فکر کردند: « قبلا جانمان از خطرات این جاده به لب رسیده و امروز از عوارضش، قبلا خود جاده خونمان را در شیشه می کرد و الان سرجاده، چه کنیم؟ چه نکنیم؟ جلوی زن و بچه چه واکنشی نشان دهیم که نگویند بابایمان خسیس است؟ اینطور که نصف عیدی می رود و...»

خلاصه!‌ سرپرست های خانوار مسافران پیش خود فکر کردند و فکر کردند و آخرش به این نتیجه رسیدند که در مسیر رفت پول یارانه را بابت همین عوارض به خود دولت پس بدهند و در مسیر برگشت هم بروند سراغ همان جاده قدیم و دمخور کامیون و تریلی و باند خطرناک  و باریک  و خون و خونریزی و... شوند.

 

telegram 19dey.com

تگها: مسافر, گرمسار, عوارض

شامل تصویر کد امنیتی به صورت CAPTCHA.

شبکه خبری

نسخه قابل چاپ:
تعداد نظرات: 0
همه مطالب تاریخ: ١٣-١٢-١٣٩٣, ١١:٢١