سایت خبری تحلیلی 19دی آنلاین

مارو باش با کیا شدیم 1+5 (طنز)

به چشمای من نگاه کن لوران!‌ تو باید نقشت رو تو پرده آخر بازی کنی!‌ باید بازی کنی!‌ وگرنه همه میگن چرا فرانسه توی مذاکرات حضور داره اصلا! میفهمی مرد؟ میفهمی لوران؟

 

 

محدثه نجف زاده در روزنامه 19 دی نوشت:

 

لوکیشن صحنه تئاترمذاکرات هسته ای:

جان کری خیلی عادی با محمدجواد ظریف خداحافظی می کند و می گوید که باید برود با کاخ سفید مشورت کند، همینطور که به سمت پشت صحنه سن می آید ناگهان در دومتری پرده، خودش را پرت می کند آنطرف پرده و خطاب به فابیوس می گوید: پس چت شده لوران؟ چرا خودت رو باختی؟ چرا انقدر میخوابی که چشمات ورم کنه؟

لوران فابیوس عین اونایی که عصر جمعه از خواب بیدارمیشن و فقط به یکجا خیره می مونن: ها؟ با منی؟ آخه برم اون جلو چی بگم؟

جان کری: مگه دیالوگت رو نخوندی؟ باید بری بگی ایران نباید به سلاح هسته ای دست پیدا کنه، ایران اجازه غنی سازی نداره و اینا!

فابیوس: بازم لابد بده من بشم!‌ها؟ مثل سری قبل! ببین جان!‌ خودتم میدونی که اگه این جمله رو بگم اولش ظریف میزنه زیرخنده و بعد خیلی جدی توی چشمم نگاه می کنه و میگه: لوران!‌ سعی کن سیاسی فکر نکنی! ‌کاری نکن دنیا بگه همش تقصیر تو بوده!

جان کری: اصلا نمیخواد زول بزنی توی چشم ظریف تا هل بشی! برو رو سن همینطوری ییهو داد بزن اینا رو بگو!

فابیوس با چشمهای ریزشده و پوزخندی به لب: لابد میخوای مثل نتانیاهو سکه یه پول شم! نه!‌نه!‌دیگه انقدرها هم خواب آلود نیستم!

جان کری با عصبانیت سرلوران فابیوس را در دستان خود می گیرد و نزدیک صورت خود می آورد و چشم در چشم می گوید: به چشمای من نگاه کن لوران!‌ تو باید نقشت رو تو پرده آخر بازی کنی!‌ باید بازی کنی!‌ وگرنه همه میگن چرا فرانسه توی مذاکرات حضور داره اصلا! میفهمی مرد؟ میفهمی لوران؟

فابیوس که تحت تاثیرنگاه نافذ کری قرار گرفته یک سرفه بلند از ته اعماق وجودش که نشانه جزم شدن عزمش است می کند و سپس با سرعت فراوان می رود روی سن و رو به تماشاچیان فریاد می زند: بودن یا نبودن؟ به راستی مساله چیست؟ فعالیت هسته ای ایران باشد یا نباشد؟ غنی سازی آری یا خیر؟

به محض تمام شدن جمله نتانیاهو صدای خنده جمعی از تماشاچیان بلند می شود و تخت روانچی که همراه سایراعضای تیم ایرانی پشت میزمذاکرات روی سن نشسته است از خنده اشک از چشمانش جاری می شود اما عراقچی هی بهش اشاره می کند که اوهون! خودت و کنترل کن! ظریف اما خیلی شیک و با یک پوزخند ودر حالیکه پا روی پا انداخته و یک دستش روی پشتی صندلی است و با دست دیگر بالای لبش را می خاراند، فقط به فابیوس نگاه می کند!

فابیوس که در یک لحظه کلا اعتماد به نفسش به هم ریخت بدو بدو رفت پشت پرده و سرخ شد و شروع کرد ناخن جویدن. ناگهان رو کرد به جان کری که صورتش رو از ناراحتی گذاشته بود بین دستاش، و گفت: همین و میخواستی؟ ها؟ همین و میخواستی؟ میخواستی همه بهم بخندن؟ میخواستی عین نتانیاهو بشم؟ شما که قراربه توافق برسین؟ چرا با من این کارو کردی؟

جان کری در حالیکه با ناامیدی بلند شده و کت و شلوارش را می تکاند رو به فابوبیس می گوید: کجایی عمو فابیوس!‌ هنوز تو خواب و کابوس؟ گفتم اینطوری بگی؟ با این زهرچشم گرفتنت! مارو باش با کیا شدیم 1+5، اه.

 

 

 

 

telegram 19dey.com

تگها: فابیوس, جان کری, عمو, ظریف

شامل تصویر کد امنیتی به صورت CAPTCHA.

شبکه خبری

نسخه قابل چاپ:
تعداد نظرات: 0
همه مطالب تاریخ: ١٩-١٢-١٣٩٣, ١٠:۴٩