سایت خبری تحلیلی 19دی آنلاین

میگم توافق میراث منه! افتاد؟؟؟؟ (طنز)

بروز شده : ٣-٠٣-١٣٩۴, ١٠:١٠    نسخه چاپی    
( اوباما یک نگاهی به اطراف می کند و بعد چشمانش را با حالتی زیرکانه ریز می کند و دستی به سیبیلش می کشد و با ادا و اصول دهانش را بازمی کند و می گوید) بیبین من ُ! من حلش می کونم!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

محدثه نجف زاده در روزنامه 19 دی نوشت:

 

باراک اوباما طی روزهای اخیر به صورت هیجان زده ای در جاهای مختلف هی اعلام کرد « نام من با توافق هسته ای با ایران گره خورده است» یا « توافق هسته‌ای میراث من است » و...

رفتیم و رفتیم و اوباما را در مراسم افتتاح یک فست فود زنجیره ای که خودش پای تنور ایستاده بود پیدا کردیم:

 

- نظرتون درمورد توافق هسته ای چیه؟

 

چی چی؟ توافق چی؟ یه بار دیگه تکرار کن.

 

- توافق هسته ای!

 

توافق هسته ای چیه؟ توافق من! این توافق واس ماس! یعنی همش ماس ماس!‌ این توافق منه! من. مال خودمه، به هیچ کسی هم نمیدمش!

 

- خب باشه، توافق هسته ای شما! نظرتون درموردش چیه؟

 

خب قطعا نظرم مثبت، ببین می خوام اینطوری بهت بگم که اسم من که " باراکِ"، فامیلیم هم " اوباما"، پسوندم هم " توافق".

 

- اگه این توافق حاصل نشه چی؟

 

حاصل نشه؟ مگه دست خودشه؟ بیبین ! ( اینجا اوباما ناگهان شباهت عجیبی با حشمت فردوس پیدا کرده و ابروهایش را بالا می دهد ) خوب اون جفت گوشات و باز کن بیبین چی میگم تا خوب بِشنُفی، این توافق همه آبروی منه، همه زندگی منه، اصلا میراث منه، پس دست خودش نیست که حاصل نشه، افتااااااد! ( در این لحظه کلا حشمت فردوس با جفت انگشت های شصت رو به بالا و اشاره رو به پایین‏، جلوی ما ایستاده بود)

 

- بله حشمت خان! ببخشید باراک خان! فقط شما خودتون که در جریان هستید، نتانیاهو و سران برخی کشورهای منطقه خیلی بی تابی می کنن!

 

( اوباما یک نگاهی به اطراف می کند و بعد چشمانش را با حالتی زیرکانه ریز می کند و دستی به سیبیلش می کشد و با ادا و اصول دهانش را بازمی کند و می گوید) بیبین من ُ! من حلش می کونم! دعوتشون می کونم کمپِ دیویدینا! اگرم جواب نداد میبرمشون مزرعه جورج بوشینا، خلاصه یه جور سیبیلشون و چرب می کونم!

 

- خب چرا انقدر از خودتون مایه میگذارین! چرا انقدر سنگ توافق رو به سینه می زنید؟ مگه شما همه گزینه هاتون و روی میز ندارین؟

 

( اوباما دوباره به صورت رسمی در جلد حشمت خان فردوس ظاهر شد. اینبار با عصبانیت سینی پیتزارو پرت کرد رو میز و ظرف سس و یه گوشه دیگه و فریاد زد) دِ میگم این  توافق میراث منه! عشق منه! همه زندگی منه! چرا حالیت نیمیشه؟ باید جوشش بزنم! می فهمی؟ ( ناگهان بغض اوباما درهمان حالت برافروختگی می ترکد و با دستمال یزدی!!!! که روی گردنش بود به اصطلاح اشکهایش را پاک می کند و می گوید) مگه من چه دستاورد درست و درمونی تو هشت سال ریاست جمهوری خودم داشتم؟ ها؟ نه یه جنگ درست و حسابی، نه یه صلح درست و حسابی، دیگه زیر کنگره و چارسوق سنا هیچ کس جواب سلامم و نمیده! حتی هیلاری و دارو دستش! میفهمی یا بفهمونمت؟

 

خلاصه بعد از این جمله تهدید آمیز یک " عزت زیاد"  به ما گفت و دستمال یزدی را به بینی اش کشید و یک پیتزا در ظرف گذاشت و بعد رو به یکی از مشتری ها فریاد زد: جونم! اومدن داداش! دندون رو جیگر بذاریه دقّه !

 

 

telegram 19dey.com

تگها: اوباما, توافق, میراث, حشمت فردوس

شامل تصویر کد امنیتی به صورت CAPTCHA.

شبکه خبری

نسخه قابل چاپ:
تعداد نظرات: 0
همه مطالب تاریخ: ٣-٠٣-١٣٩۴, ١٠:١٠