سایت خبری تحلیلی 19دی آنلاین

از سردار سلیمانی‌ها تا نو دکترینال‌ها

مردم ایران به همان اندازه که حاج قاسم سلیمانی ها را دوست دارند و به آنها عشق می ورزند از آدم های تندرو که مرتب در فضای کشور، تخم خشونت و کدورت می پراکنند و برای این و آن پرونده سازی و سوء سابقه درست کرده و در صدد دوقطبی کردن جامعه هستند یا مثل آن آقای « همه فن حریف» به همه عرصه ها وارد شده ، نظریه پردازی می کنند ، متنفر هستند.


یادداشت روزنامه 19 دی شماره سه‌شنبه 14 دی

از سردار سلیمانی‌ها تا نو دکترینال‌ها

عبدالرحیم اباذری

اصلی در میان نظامیان عالم وجود دارد که می‌گوید: مادام که نظامی‌ها به انجام وظایف اصلی خود، یعنی دفاع از حریم مرزهای جعرافیایی می‌اندیشند، بازوی اقتدار، استقلال و سربلندی‌اند، اما هرگاه پا از گلیم خود فراتر بگذارند و وارد عرصه‌های سیاسی و غیره شوند، بدون اینکه خود متوجه باشند، زمینه‌های تضعیف، انقراض و سقوط کشور و حکومت خویش را فراهم خواهند آورد. شاید بخشی از فرمان نظام جمعیِ «سرباز! به جای خود» هم ناظر به همین اصل باشد.

در دولت مقتدر صفوی تا زمانی که قزلباش‌ها به شغل نظامی‌گری اهتمام داشتند، مهم‌ترین عامل صلابت و اقتدار حکومت به شمار می‌آمدند و بحق هم چنین بودند، اما در پی رقابت‌های داخلی و بخصوص ناتوانی شخصیتیِ شاه سلطان حسین، وقتی پای قزلباش‌ها به مراکز مدیریتی و سیاسی باز شد و آن‌ها مناصب دولتی «وزارت اعظم» را بر مناصب نظامی «قوللر آغاسی و قورچی باشی» ترجیح دادند، شمارش معکوس انقراض صفویان آغاز شد.

در انقلاب‌های بزرگ جهانی نیز می‌توان به سر نخ‌هایی از این واقعیت دست یافت. انقلاب فرانسه که یکی از مردمی‌ترین انقلاب‌ها و رهبرانشان هم مردمی‌ترین رهبران بودند و به خاطر رهایی از ظلم وستمِ رژیم پادشاهی وسلطتنی قیام کرده بودند، هنوز چند سالی از پیروزی نگذشته بود که در اثر سهل انگاری مسئولانشان، ناگهان افراطیون به قدرت رسیدند و رهبران واقعی را به اتهام سازش‌کاری محاکمه کردند و به جوخه اعدام سپردند. بعد اختلافات اوج گرفت و جهت رهایی از آن، به شورای سه نفره پناه آورده شد که یکی از اعضای آن، فردی نظامی به نام ناپلئون بناپارت تعیین گردید. او افسر جوانی بود که فقط به خاطر فتوحاتی در مصر و جاهای دیگر، ناگهان در میان مردم مشهور و محبوب شده بود. ناپلئون وقتی از فضای نظامی به محیط سیاسی پای گذاشت، بلافاصله برآن دوعضو دیگر تسلط یافت، آن دو را کنار زد و خود به تنهایی قدرت را در دست گرفت و بار دیگر سلطنت و پادشاهی را به کشور باز گرداند؛ یعنی مردم فرانسه که آن‌همه مبارزه کرده و خون‌ها داده و خون دل‌ها خورده بودند تا از زیر یوغ پادشاهان رهایی یابند این بار، گرفتار پادشاهی به مراتب دیکتاتورتر و خشن تراز قبل شدند.

این واقعیت تاریخی به شکل دیگر در انقلاب الجزایر هم مشاهده ‌شد؛ همچنین نقش تخریبی ژنرال‌های عراقی همچون عبدالکریم قاسم، احمد حسن البکر و صدام حسین در عرصه‌های سیاسی این کشورشیعی نیز بر کسی پوشیده نسیت.

اینکه ما ارتش وسپاه مردمی خود را با نظامیان سایر کشورها وانقلاب‌ها مقایسه کنیم در حق آنان جفای بزرگی مرتکب شده‌ایم. نگارنده که دوسال خدمت سربازی را در شرایط بحرانیِ آغازِ جنگ در میان برادران ارتشی در جبهه‌ها سپری کرده و بعد از آن هم مدت‌ها در عملیات‌های مختلف کنار برادران سپاهی حضور داشته‌ام، با تمام وجود به غلط بودن این مقایسه ایمان دارم. عشق، صلابت، شجاعت، اخلاق و ایمان، به خصوص اطاعت از ولی فقیه از جمله ویژگی‌های نظامیان ما اعم از ارتشی و سپاهی به شمار می‌آید که نظامیان سایر کشورها و انقلاب‌ها فاقد این موهبت‌ها هستند؛ اما در عین حال از آن اصل مهم در اینجا هم نباید غافل شد.

تجربه هشت سال دفاع مقدس به خوبی نشان داد هرگاه نیروهای نظامی ما ممحّض و متمرکز در امور مربوط به خود بودند، مایه سرافرازی شدند و در عملیات‌های گوناگون حماسه آفریدند، اما هنگامی که از این وظیفه و اصل فاصله گرفته و سنگرهای خود را رها کردند و به عرصه‌های اجرایی و سیاسی و تقنینی پا نهادند، خسارت‌های بسیاری نصیب خود و انقلاب و کشور و مردم کردند. در این مورد نمونه‌هایی می‌توان ذکر کرد ولی فعلاً ازطرح آن صرف نطر می‌شود.

امروز اگر در سرزمین سوریه شاهد فتوحات و آزادسازی شهری همچون «حلب» هستیم، به یقین حاصل همان تمرکز در انجام وظیفه اصلی است. مدافعان حرم در خط مقدم جبهه مقاومت، فرزندان مکتبی شهید باکری‌ها وشهید همت‌ها و شهید شیرودی‌ها هستند که عطای ورود به عرصه سیاسی و مدیریتی و قضایی و... را به لقایش بخشیده‌اند تا همچنان حماسه ساز بمانند.

این واقعیت و حقیقت را دشمنان انقلاب بخوبی فهمیدند و احساس خطر کردند آن‌ها با برنامه ریزی دقیق کاندیداتوری سردار قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس را برای ریاست جمهوری دوره دوازدهم القا نمودند تا با یک تیر چند نشان بزنند! هم جبهه سوریه را تضعیف کنند، هم فضای سیاسی و انتخاباتی کشور را باز گرفتار دوقطبی نمایند و در نهایت خودِ سردار را هم از سرداری و کارآمدی به زیر بکشند. متاسفانه برخی ساده لوحان نیز مثل همیشه از دشمن بازی خوردند و ازاین پیشنهاد، ذوق زده شدند!

روزنامه 19دی, [۰۳.۰۱.۱۷ ۱۰:۵۲]
اما در این میان خودِ سردار این توطئه و شیطنت را به درستی دریافت و طی بیانیه کوتاهی پیشنهاد فوق را « فریبکارانه و تفرقه افکنانه» خواند و تاکید نمود که تا آخر همچون « سرباز صفر» در سنگر نظامی خواهد ماند و از مردم هم خواست به این شیطنت‌ها توجهی نکنند. حال به فرض اگر سردار ساده اندیشی نموده و آن را قبول می‌کرد و یا مانند بعضی وارد عرصه سیاسی شده و طی مصاحبه‌ها و سخنرانی های تنش زا ، عامل تفرقه و تشتت می شد، به یقین هم اعتبار خودش صدمه می‌دید، هم به جبهه سوریه آسیب می‌رسید و هم در دوقطبی شدن بیشتر جامعه سهیم می‌شد.

مردم ایران به همان اندازه که حاج قاسم سلیمانی ها را دوست دارند و به آنها عشق می ورزند از آدم های تندرو که مرتب در فضای کشور، تخم خشونت و کدورت می پراکنند و برای این و آن پرونده سازی و سوء سابقه درست کرده و در صدد دوقطبی کردن جامعه هستند یا مثل آن آقای « همه فن حریف» به همه عرصه ها وارد شده ، نظریه پردازی می کنند ، متنفر هستند.

مردم ایران هرگز اجازه نخواهند داد که سرنوشت انقلاب اسلامی ایران به سرنوشت انقلاب فرانسه گرفتار شود. بنا بر این بهتر است نودکترینال های همه فن حریف به سر جای خود بازگردند و از اختلاف پراکنی ها و پرونده سازی ها دست بردارند و بیش از این برای مردم دردسر درست نکنند.

امروز وقت آن است به جای این نامیزانی‌ها، در کنار هم و برای هم باشیم و در جهت رفع مشکل میلیون ها جوان تحصیل کرده و جویای کار و مجرد و همچنین برای کارتن‌خواب‌ها و گورنشینان پایتخت! چاره اندیشی اساسی کنیم، و الا در تضعیف نظام ، هیچ نیازی به انقلاب مخملی و سایر دسیسه های آمریکا و اسرائیل و انگلیس نخواهد بود.
@qom19dey

telegram 19dey.com

تگها: سردار سلیمانی‌, نو دکترینال‌ها, انقلاب فرانسه

شامل تصویر کد امنیتی به صورت CAPTCHA.

اخبار مرتبط

شبکه خبری

نسخه قابل چاپ:
تعداد نظرات: 0
همه مطالب تاریخ: ١۴-١٠-١٣٩۵, ١٧:٣۴

   

پر مبحث ترین ها