سایت خبری تحلیلی 19دی آنلاین

مرثیه ای براقتصاد کشورم

مجبور است ببیند که فرزندانش از شنیدن خبر فساد 3 هزار میلیاردی برق از سرشان پرید و خود را فراموش شده دیدند. مجبور است ببیند که بیمه ایران، این ملجا ملت در حوادث و درماندگی ها خود بستری برای ضربه زدن به اعتماد مردم و ناامیدی میلیون ها جوان به دلیل نداشتن سهم از آنچه توسط عده ای خورده شده باشد. باید زجر بکشد و شاهد باشد که چگونه بابک زنجانی ها می آیند و می روند و کسی نمی فهمد آیا حقیقتا سرمایه گذار خیر بودند یا یاغی فرصت شناس!
این روزها اخبار ریز ودرشت از آدم های ریز و درشت منتشر می شود که رسانه های ریز و درشت با تیترهای مختلف آن را کار می کنند. برای مردم من این روزها که نه، ماه ها هم نه، بلکه سال ها است که شنیدن دستگیری فلان فعال اقتصادی یا تعطیلی کارخانه بهمان یا اخراج N تعداد کارگر و ورشکستگی چند بانک و شرکت عادی شده است.
همچنین دیدن اخبار فسادهای مالی هم مدتی است دیگر آنگونه که باید لرزه بر اندام کسی نمی اندازد. لرزه ای که از فسادهای مالی شهرام جزایری ها و خیلی از متهمان در دهه 70 که درمقابلش پیش لرزه هم محسوب نمی شود شروع شد و ادامه دارد. این روزها اقتصاد کشور بزرگ من همچون پدربیماری است که با وجود مشکلات زیاد نمی تواند کاری انجام دهد و منتظر است تا اطبا و مسئولان خیر! به دادش برسند.
پدری که در چشمان فرزندانش نگرانی فردا و دلخوری گذشته را می بیند و نمی تواند آنچه وظیفه اش است انجام دهد، حقیقتا که خدا هیچ پدری را نزد خانواده اش شرمنده نکند. امروزبستر بیماری پیکر اقتصاد کشورم همچون بیننده ای درمقابل صفحه نمایشی دراز به دراز افتاده است و چون نای عوض کردن کانال را ندارد مجبور به دیدن تمام برنامه های آن است.
مجبور است ببیند که فرزندانش از شنیدن خبر فساد 3 هزار میلیاردی برق از سرشان پرید و خود را فراموش شده دیدند. مجبور است ببیند که بیمه ایران، این ملجا ملت در حوادث و درماندگی ها خود بستری برای ضربه زدن به اعتماد مردم و ناامیدی میلیون ها جوان به دلیل نداشتن سهم از آنچه توسط عده ای خورده شده باشد.
باید زجر بکشد و شاهد باشد که چگونه بابک زنجانی ها می آیند و می روند و کسی نمی فهمد آیا حقیقتا سرمایه گذار خیر بودند یا یاغی فرصت شناس!
با وجود پرونده سازی ها و اتهام زنی های اقتصادی گروه های سیاسی به یکدیگر این تنها مردم اند که باید زانو در بغل و منتظر بنشینند که آیا نتیجه ای از تحقیق و تفحص های خارج می شود یانه! این اقتصاد سال ها بود که بیمار شد اما آنچه ضربه کاری را بر او وارد کرد فرارخاوری ها و شرم و خجالت ناشی از آن در مقابل ملت بود.
اینکه ناله های استغاثه فرزندانش را بشنود ودر مقابل نه بتواند گوشش را بگیرد و نه جوابی در خور داشته باشد. هر روز یکی از اسناد پرونده تخلفات مالی تامین اجتماعی و دست داشتن نهادها و سازمان های رسمی و غیر رسمی پیش چشمان بهت زده اش عیان شود و ذهنش از هرچه تا به حال تصور می کرده خالی شده و جمجمه اش تنها میزبان علامت سوال ها و چراهای ریزو درشت باشد! و چه بد اطبایی! روزی با طرح های تعدیلی و تزریق مسکن یارانه نقدی به جانش می افتندو یک روز بعد واکسن سکه و دلار را برایش تجویز می کنند و به گمانشان دیگر واکسینه اش کرده اند.
اطبایی که شاید عده شان دستی در بورس داشته باشند و در عینک هایشان بتوان انعکاس برق دلار و طلا را دید. ویروس این بیماری اول از هرچیز قدرت تکلم را از این پیکر بیمار گرفت و نگذاشت تا صدای ناله هایش به گوش مردم برسد. مردم با دریافت حقوق و یارانه هایشان یا کالا ها و کوپن هایشان زندگی می کردند، همواره طنین گنگی به گوششان می رسید اما صدا واضح نبود.
تنها زمانی مردم آگاه می شدند که بوی بد فسادهای مالی بلند می شد و مفسدان با برخی چهره ها آبشان در یک جوب نمی رفت، یا پیش از انتخابات و یا پس از آن، یا در ابتدای دولت ها و یا انتهای عمرشان.
هرکدام از مسئولان اقتصادی با نیت صادقانه یا غیر آن در پی کشف این بیماری بودند و هریک نظریات خود را بیان می کردند، اما بوی بد رانت خواری و رانت گیری تنها به مشام عده ای از دلسوزان کشور رسید و پس از آن به مشام مردم. امروز بحران های مالی همچو توپی از زمین تحریم به زمین بی تدبیری و از زمین بی تدبیری به زمین کاسبان تحریم پرتاب می شود و در این بین مردم دیگر حتی نای دنبال کردن این بازی را هم ندارند.
سبد کالا و یارانه و مشاغل دولتی و غیر دولتی و کار آفرینی و هرحرکت اقتصادی دیگری می تواند به بهبود این پیکر بی جان کمک کند اما آنچه پادزهر حقیقی این بیماری مهلک است، پاک شدن رانت های عیان و پنهان و ریز و درشتی است که در گوشه گوشه این بدن بی جان خانه کرده و هر روز یک عضوش را از کار می اندازد.
پادزهر این بیماری نه گزارش های تفصیلی و کوتاه مجلس نشینان و تصمیم های عجولانه مدیران اجرایی و پریدن ناگهانی رسانه ها از خواب خرگوشیشان است، درمان حقیقی این درد تنها و تنها برچیدن نظام اداری و اقتصادی فاسد و احساس مسئولیت تک تک مسئولان در هر بدنه و دستگاهی است.
راز درمان این درد فاش کردن حقایق در زمان خود و نه پس از گذشتن تاریخ مصرفش و صرفا زمانی که دیگر رفاقت ها از بین رفته و کمرنگ شده است. پس ای نخبگان و چهره ها و رسانه های جریان های خاص و عام و کاسبان تحریم! دست بکشید از برنامه ریزی برای تشییع این پیکر! این بدن هنوز جان دارد ! این بدن بیمار را برای خوش کردن دل مردم به یکدیگر حواله نکنید، درمان این بیمار بستگی به مراقبت های ویژه با تزریق صداقت و مسئولیت پذیری و دفع عفونت رانت خواری از تمام اعضایش است.
امروز دیگر حتی اگر صدای این بیمار به گوش مردم نرسد، این ملت می داند که بابک زنجانی ها و شهرام جزایری ها کم نیستند و حتی اگر از خود غافل شوند هریک می توانند با شرایط و بسترهایی که مهیا است بابک زنجانی دیگر یا شهرام جزایری دیگری شوند! این بسترها را جمع و رانت خواری را ریشه کن کنید.
telegram 19dey.com

تگها: اقتصاد, فسادمالی, بابک زنجانی, بیماری, تحقیق و تفحص

شامل تصویر کد امنیتی به صورت CAPTCHA.
هم وطن    19 دی 1392 17:10
بسمه تعالی
مقاله خوبی بود، ممنون از این روشن بینی. مخصوصا قسمت آخر مقاله بهتر از ابتدا بود.
اما تیتر مقاله خیلی ناامید کننده و دور از وضعیت نظام اسلامی بوده است. در کل سیاه نمایی اول مقاله جالب نبود . ممنون

شبکه خبری

نسخه قابل چاپ:
تعداد نظرات: 1
همه مطالب تاریخ: ١٧-١٠-١٣٩٢, ١٢:٠٠