سایت خبری تحلیلی 19دی آنلاین

دو رمز برای عملیات لوزان

دستیابی به توافق هسته ای در هر سطحی که باشد به سود ایران است. زیرا با وجود تحریم ها روسیه و چین و هند و هر کشور دیگری از این فرصت سوء استفاده می کرد و از ایران امتیاز می گرفت. این توافق نه تنها ایران را از انزوا خارج می کند بلکه آن را به یک بازیگر بزرگ بین المللی تبدیل می کند

بیش از 35 سال است که رابطه ایران و آمریکا تیره است. ایران بر اساس سابقه و تجربه دخالت آمریکا در امور داخلی ایران و اقدامات بی شمار علیه ملت، آمریکا را دشمن خود می داند و آمریکا ایران و انقلاب اسلامی و تفکر به وجود آورنده و ادامه دهنده آن را خلاف منافع منطقه ای خود می خواند. 35 است که دو کشور علیه هم شعار داده اند البته آمریکا از هیچ اقدام عملی علیه ایران کوتاهی نکرده است. نتیجه منازعه در این مدت بی اعتمادی دو طرف به یکدیگر است.

قدرت برتر و حق عهد شکنی: یک مساله مهم و بنیادین در دنیای سیاست و تاریخ آن این است که قدرت برتر بنا به ماهیت اقتدار خود به خود حق می دهد که سرنوشت دیگران را تعیین کند. در امور دیگران دخالت کند و نظر خود را نه تنها بر ملت خود حتی بر کشورهای همسایه و منطقه نیز تحمیل کند. بیش از نیم قرن است که کشور آمریکا به دلایلی به قدرت برتر جهان تبدیل شده است و بنا به ماهیت اقتدار، در امور داخلی کشورهای بسیاری دخالت و نظر خود را در بیشتر موارد به آن کشورها تحمیل کرده است. در مذاکرات هسته ای ایران و غرب هم آمریکا و شریکانش قصد دارند که نظر خود را بر ایران تحمیل کنند.

عهد شکنی آمریکا:

 دو دلیل عمده وجود دارد که ایران به آمریکا اعتماد نکند.

یکم: سابقه عهد شکنی های مکرر آمریکا نسبت به ایران و دیگر کشورهای جهان. آمریکا بر اساس معاهده الجزایر متعهد شده بود که 12 میلیارد دلار اموال بلوکه شده ایران در آن کشور را آزاد کند ولی بعد از آزادی گروگان ها فقط دو میلیارد دلار را آزاد کرد و ده میلیارد دلار دیگر را هم چنان نگه داشته است. عهد شکنی های دیگر آمریکا در باره هند، کره شمالی، ژاپن، قذافی، سوریه، چین و ... فراوان و مشهور است.

 دوم: ماهیت ذاتی و طبیعی قدرت برتر؛ قدرت برتر همیشه و در همه دوران تاریخ، عمل به معاهده را همیشه از طرف مقابل می خواهد و نقض معاده را هر وقت خواست حق خود می داند. از نظر قدرت برتر این طرف مقابل است که وظیفه دارد به معاهده عمل کند ولی خود او خود را ملزم به رعایت معاهده نمی داند.

سوم: ورود آمریکا به جنگ با ایران در چند مورد. حمله به کشتی های جنگی ایران؛ حمله به هواپیمای مسافربری ایران؛ حمله به نیروهای ایران در زمان جنگ ایران و عراق بر سر فاو و ....

بی اعتمادی آمریکا به ایران:

یکم: ایرانیان انقلابی  سفارت آمریکا را اشغال کرده و کارمندان آن را به مدت چند سال گروگان گرفته اند.

دوم: ایران بر اساس قوانین آژآنس انرژی اتمی متعهد بوده که تاسیسات جدید ساخت خود را به اطلاع آژانس برساند ولی فردو را اطلاع نداده است. بنا بر این معاهده را نقض کرده است. در هر دو سوی قضیه موارد دیگری هم هست.

بیش از 12 سال است که آمریکا به بهانه تلاش ایران برای دستیابی به انرژی هسته ای این کشور را تحریم اقتصادی کرده است و روز به روز بر شدت تحریم ها افزوده است. صرف نظر از انگیزه واقعی دو طرف در کارشان و میزان هزینه و فایده هر یک برای دستیابی به هدف، مدتی است دو طرف با وجود همه اختلافات، به گفتگو روی آورده اند. در 18 ماه اخیر میزان این گفتگوها بیشتر و محتوای آن ها جدی تر شده است.

توافق لوزان:

دستیابی آمریکا و شریکانش و به تعبیر خودش جامعه بین الملل به یک شبه توافق با ایران بر سر مساله هسته ای ایران در لوزان سوئیس کاری جدید و در حد معجزه بود. هر چند بنا به دلایلی آن را بیانیه یا مبنای توافق نامیدند ولی خود مذاکره کنندگان بهتر می دانند که چیزی بیش از بیانیه است. اینک مساله توافق مطرح شده و تا حدی توافق نهایی نشده انجام شده و مردم و نخبگان و منتقدان دو کشور در حال بررسی وهضم مساله هستند. پس از قرائت بیانیه لوزان مقامات دو کشور سخنانی بر زبان آوردند که دربردارنده نکات مهم است. برخی مصرف داخلی داشت و برخی از آن ها چشم انداز آینده توافق و گفتگوها را تعیین می کرد. رئیس جمهور آمریکا گویا از روزها پیش متن سخنرانی خود را بدین مناسبت آماده کرده بود تا تحلیل خود از بیانیه لوزان را ارائه کند و در همان موفقیت خود را در برابر رقیب خود اعلام کند.

دو رمز برای یک عملیات: در سخنان بزرگان هر دو کشور نکته های وجود دارد که توجه به آن ها نشان از آن دارد که دیر یا زود بر سر مساله هسته ای ایران به توافق نهایی خواهند رسید و افزون بر آن گفتگوها بر دیگر مسائل مورد نیاز دو طرف ادامه خواهد یافت. در سخنان مقام معظم رهبری ایران  رمزی وجود دارد که ادامه مذاکرات در موضوعات دیگر را آدرس می دهد. به جملات زیر دقت کنید: « البته مذاکرات درخصوص موضوع هسته ای یک تجربه است. اگر طرف مقابل از کج تابی های خود دست بردارد، این تجربه را می توان در مسائل دیگر ادامه داد اما اگر طرف مقابل به کج تابی های خود ادامه دهد، تجربه قبلی ما در بی اعتمادی به امریکا تقویت خواهد شد.[1]»

می بینید که در صورت عمل آمریکا به عهد خود راه برای مذاکرات در موضوعات دیگر باز است.

اکنون به بخشی از سخنان اوباما دقت کنید: « اوباما با بیان این که ایران حق دارد برنامه‌های صلح‌آمیز خود را ادامه دهد، گفت: مساله دیگری که مطرح است، توجهاتی ‌است که به ایران می‌شود. ما از ایران انتظار نداریم تا مساله هسته‌یی‌اش را نابود کند. ایران حق دارد تا برنامه‌های صلح‌آمیزش را ادامه دهد؛ چراکه ایالات متحده مقابل بحث‌های غیرمتعارف هسته‌یی می‌ایستد و نه مسائل صلح‌آمیز. وی ادامه داد: ما در مدت دو دهه اخیر به گونه‌ای با مسائل هسته‌یی ایران دست به گریبان بوده‌ایم. من همیشه تاکید کرده‌ام که جلوی فعالیت‌های نظامی ایران می‌ایستم و این کار را نیز کرده‌ام. اما ما همیشه باید بهترین را انتخاب کنیم و جلوی فریب‌کاری کشور مقابل را بگیریم. اگر ایران فریب‌ کاری کند، جلویش می‌ایستیم.

رییس‌جمهور آمریکا خطاب به مردم ایران اظهار کرد: از ابتدای ریاست‌جمهوری‌ام بر منافع مشترک ایالت متحده با این کشور تاکید کرده‌ام. حتی درباره‌ی فتوای آیت‌الله خامنه‌ای که درباره‌ی ممنوعیت سلاح هسته‌یی بوده گفته‌ام که این موضوع را به‌عنوان یک پایه جهت راهکاری عملی باید در نظر گرفت. اوباما ادامه داد: این توافق برای مردم ایران و جهان خوب است. اطمینان نداشتن و احترام نگذاشتن در رابطه با یکدیگر به جایی نمی‌انجامد و این احترام است که در رابطه با چنین موضوعاتی کار می‌کند.»

به ویژه به این جمله دقت کنید: « ما بحث‌های قضایی و مشکلات دیگری هم با ایران داریم که طی ماه‌های آینده روی ‌آن کار خواهیم کرد. از الان تا ۱۱ تیر بر روی این توافق مشترک کار می‌کنیم[2].»

چنان که ملاحظه می شود اوباما سخن از حق ایران برای داشتن انرژی هسته ای است و از آن مهمتر سخن از احترام و اعتماد متقابل است. خواسته 35 ساله ملت ما و سخن رئیس جمهور ایران آقای روحانی از زبان رئیس جمهور آمریکا بیرون می آید.« گفتگو بر اساس احترام و اعتماد متقابل»

تا به حال قدرت های برتر متنی می نوشتند و قدرت های ضعیف موظف بودند آن را امضا کنند. به رمزی که در کلام دو نفر وجود دارد توجه کنید توافقی نانوشته برای ادامه مذاکرات بر سر مسائل مورد اختلاف دیگر البته بر اساس احترام متقابل.

به نظر می رسد دو کشور بعد از سال ها اختلاف و شعارهای سیاسی و کشمکش به این نتیجه رسیده اند که وقت آن رسیده تا مشکلات خود را حل کنند و به عبارت دقیق تر بر سر منافع مشترک مذاکره کنند.

یکم: آمریکا دریافته است که حمایت از عرب ها و به ویژه عربستان به بهای آبروی آمریکا تمام می شود. زیرا آمریکا برای دخالت در کشورهای دیگر دموکراسی و مراجعه به آراء عمومی مردم را بهانه می کند و البته دموکراسی مهمترین و برترین دستاورد نظام سیاسی غرب می داند ولی کشورهای عربی همه نظامی استبدادی و ضد دموکراسی دارند.

دوم: از سوی دیگر عربستان خود مرکز پرورش تروریست و صدور آن است. القاعده و داعش و طالبان و الشباب و بوکو حرام و ...همه دست پرورده های نظام فکری و سیاسی و فرهنگی عربستان است و آمریکا دست کم به ظاهر با همه آنان در حال جنگ است.

سوم: رویارویی اصلی آمریکا در منطقه و تمام جهان برای جهان خواری با چین و روسیه است. از یک سو برای این رویارویی و از دیگر سو برای ایجاد نظم دلخواه خود در خاور میانه و در واقع برای تغییر نظم منطقه به دلخواه خود به شریکی قابل اعتماد و اتکا و قدرتمند نیاز دارد که کشورهای عربی فاقد این قدرت و ظرفیت اند و غیر قابل اعتماد و اتکا.

چهارم: آمریکا سال ها است قصد دارد در کشورهای عربی دموکراسی مورد نظر خود را پیاده کند و البته تا کنون مانع عمده عربستان و نفت او بوده است.

پنجم: آمریکا و غرب تا به حال به شدت به نفت خلیج فارس و به ویژه کشورهای عربی نیاز داشتند و لی اکنون و پس از کشف و استخراج نفت شل(شنی) نیاز زیادی به آن ندارند. چون آمریکا و کانادا عمده ترین کشورهای دارای نفت شنی هستند. بنا بر این دیگر نیازی صرف هزینه برای نگه داری نظام مرتجع و استبدادی عربی که مخالف نظام دموکراسی غربی است، ندارد.

ششم: آمریکا دارد آشکارا این پیام را به ایران می دهد که من قصد دارم جهان را ببلعم و نظم آن را به دلخواه خود تنظیم کنم و در این راه روسیه و چین مانع من هستند. ای ایران بیا تو هم با من شریک شو و سهم خود را ببر. زودتر از همه روسیه و پوتین این پیام آخری را گرفتند. دستور پوتین برای رفع موانع تحویل و انتقال اس 300 به ایران باجی بود که پوتین به ایران داد تا ایران با آمریکا همراه نشود در رویارویی به روسیه.

هفتم: خروج ایران از انزوای جهانی با این توافق و ادامه گفتگوها: امروز روز ایران است. دستیابی به توافق هسته ای در هر سطحی که باشد به سود ایران است. زیرا با وجود تحریم ها روسیه و چین و هند و هر کشور دیگری از این فرصت سوء استفاده می کرد و از ایران امتیاز می گرفت. این توافق نه تنها ایران را از انزوا خارج می کند بلکه آن را به یک بازیگر بزرگ بین المللی تبدیل می کند که همان باج گیران پیشین حالا وادار به باج دادن می شوند تا ایران طرف آنان را بگیرد. خروج از این انزوای جهانی و به دست آوردن جایگاه بازیگری بین المللی دستاوردی غیر قابل تصور و بسیار گران بها برای ایران است.

هشتم: توافق هسته ای آخرین میخ بر تابوت کشورهای پادشاهی عربی از جمله عربستان سعودی و قطر است. برای آمریکا تاریخ مصرف عربستان تمام شده است. آمریکا بدین نتیجه رسیده است که راه پیروزی بر القاعده منحصر به خشکاندن مرکز تولید آن است. تا این مرکز منهدم نشود پیوسته تروریست تولید می کند. آمریکا برای انهدام این مرکز نه تنها نیاز به توافق و امنیت از طرف ایران دارد بلکه برای انهدام آن نیز به همکاری ایران نیاز دارد. اگر ایران حاضر به همکاری باشد آمریکا حتی حاضر است تعیین سرنوشت آینده عربستان را به ایران واگذارد.

محمد الله اکبری.

 

 

telegram 19dey.com

تگها: مساله هسته ای

شامل تصویر کد امنیتی به صورت CAPTCHA.

شبکه خبری

نسخه قابل چاپ:
تعداد نظرات: 0
همه مطالب تاریخ: ٢٨-٠١-١٣٩۴, ١٩:١٣