سایت خبری تحلیلی 19دی آنلاین

این روزها هاشمی کیست؟

بروز شده : ۶-٠٢-١٣٩۴, ٢١:١٩    نسخه چاپی    
خیال هیچکس و هیچ جناحی نمی‌تواند از هاشمی آسوده باشد و نباید از او این توقع بیجا را داشت

 

همیشه در تیتر یک التهابات سیاسی رد پای او دیده می‌شود. دوست و دشمن، موافق و مخالف، به زبان بیاورند یا نیاورند، در این مورد با هم هم عقیده‌اند که مرد بزرگ سیاست ایران است و تحلیل معادلات سیاسی تاریخ انقلاب تا به امروز بدون در نظر گرفتن او ممکن نیست. از نخست وزیری موقت بازرگان و حزب جمهوری به عنوان زیربنای تشکیلاتی نظام نوپای جمهوری اسلامی گرفته تا اتفاقات پیچیده و عمیق 88 و انتخابات ریاست جمهوری 92، همیشه یک سر داغ ماجرا حضور و حاشیه‌های اوست. هر بخش از دفتر انقلاب را که ورق می‌زنی او حضور جدی و تعیین کننده دارد، مجلس و قانون گذاری، ریاست جمهوری و اجرا، غائله‌ها و ترورها، ادارۀ جنگ، ماجرای مک فارلین، بحران جانشینی امام، و و و.
از تیتر روزنامه‌ها پایین نمی‌آید، فرقی ندارد که روزنامۀ شیفتۀ او مانند "آرمان امروز" باشد یا هفته‌نامۀ مخرب او مانند "پرتوسخن".
هاشمی مرد پیچیده و کهنه‌کار سیاست ایران است، در این شکی نیست، اما چرا این‌ روزها هاشمی در نظر برخی خود را کوچک می‌کند؟
چرا وقتی لاریجانی به او پیام می‌دهد که در فیلتر شورای نگهبانِ انتخابات 92، رد صلاحیت شده‌ای و محترمانه کنار بکش، مانند باقرلنکرانی محترمانه کنار نمی‌کشد و مهر رد صلاحیت را که برای ابرمرد سیاست ایران حرمت شکنی بسیار بزرگی است بجان می‌خرد؟
چرا با اینکه می‌داند تنها دو جلسه به پایان خبرگان رهبری باقی مانده و اکثریت اعضا به او رأی نخواهند داد با طیب خاطر کاندیدا شده و شکست سختی می‎‌خورد و با این کار، موقعیت خود را اینگونه جلوه می‌دهد که اینک دیگر در میان روحانیون سنتی نظام هم جایگاهی ندارد؟
چرا با نقل خاطره‌ای از همسر امام خمینی (ره)، که رد و تایید آن در سپهر سیاسی ایران برای نفی و اثبات او آنچنان اهمیتی ندارد، دشمنانش را در حمله به خود مصمم و متحد می‌سازد؟
چرا وی با یکی کردن دلواپسان و اسرائیل، پایگاه عظیمی از نیروهای ارزشی را در دشمنی با خود مصمم تر می‌کند؟
در یک سؤال چرا هاشمی به ظاهر و عقل ما حرمت خود را نگه نمی‌دارد؟
برای پاسخ به این سؤال‌ها باید به کلید شخصیت هاشمی پی برد. هاشمی دو ویژگی ممتاز نسبت به سایر سیاسیون دارد، او به طرز خستگی ناپذیری "مستقل" و بصورت شگفت‌آوری "بازی‌خوان" است!
برای اثبات این مدعی بگذارید به عقب‌تر برگردیم، رژیم پهلوی بر سرکار است، هاشمی در اوج جوانی و شهوات است، پدر او و هیچ یک از برادران او روحانی نیستند، هاشمی مغز اقتصادی خوبی دارد و با فعالیتهای مختلف اقتصادی مانند ساختمان‌سازی در تهران به همراه شهیدباهنر درآمد زیادی دارد، در زمانیکه بسیاری از طلبه‌ها به نان شبشان محتاج‌اند به امریکا و ژاپن سفر کرده است. همه چیز مهیاست تا او در هتل‌های گران قیمت و کافه‌های زمان طاغوت به عیش و عشرت بپردازد.
اما هاشمی راه طلبگی و مبارزه و شکنجه و زندان و مرگ را به جان می‌خرد آن‌هم در ایامی که هیچ‌کس خواب پیروزی این نهضت را نمی‌دید و بسیاری از انقلابیون تا اواخر سال57، فقط اصلاحات اساسی رژیم را محتمل می‌دانستند. بنابر نظریه‌های تحلیل رفتار انقلابیون، به هرکس بتوان این اتهام را وارد نمود که از فقر و کمبود و عقده‌های ادیپ و ... انقلابی شده‌اند، هاشمی این نظریات را به هم می‌ریزد.
هاشمی با کسی تعارف ندارد، در خاطرات احمداحمد از مبارزان انقلابی آمده است که هاشمی در ماه رمضان سرش را از سلول انفرادی بیرون آورده بود و برای بند، منبر می‌رفت! در خاطرات هاشمی است که وقتی او را به خدمت سربازی می‌برند چنان پادگان را به تکاپوی مذهبی وا می‌دارد و جلسات سخنرانی و مذهبی برگزار می‌کند که فرماندهی با عصبانیت تشر می‌زند که اینجا را حوزۀ علمیه کرده‌ای! هاشمی کاری ندارد که زندانی است، کاری ندارد که سرباز پادگان رژیم پهلوی شده، کار خودش را می‌کند.
هنوز اول پیروزی انقلاب است، هاشمی بخاطر کاندیدا شدن بنی‌صدر و اصرارش بر گزینۀ ورود بهشتی، در ملاقات خصوصی با رهبر قدرتمند نهضت، به بحثی چالشی وارد می‌شود به گونه‌ای که امام و مقتدای خود را اینگونه خطاب می‌کند که شما در خارج بوده‌اید و از مسائل اطلاع ندارید! بزرگی امام جلوی هاشمی را نمی‌گیرد، با اینکه هاشمی می‌داند اگر امام او را نخواهد، منتظری قائم مقام هم که باشد حذف و منزوی می‌شود، اما حرفش را می‌زند و امام هم قبول نمی‌کند؛ اما یاران امام را متملق‌ها تشکیل نداده‌اند، بهشتی، هاشمی و خامنه‌ای‌هایی هستند که با امام حرف و گفتگو دارند، امام به یارانش آموخته است که تکلیف‌گرا باشند، اگر کاری به نظرشان غلط است، پیش از امر مولوی مخالفتشان را بگویند.
هاشمی از ابتدا مشق کرده که موج بسازد نه در موج متلاطم شود. همین عامل مهمی است که او در بسیاری مواقع، برای بسیاری یک مزاحم تلقی شود. در ایام اصلاحات طوفان تخریب تندروها باعث استعفایش از مجلس و بی‎‌حرمتی‌های کم نظیری در مورد او شد اما همان اصلاح طلبان مانند سعید حجاریان اشتباه استراتژیک خود را در تخریب هاشمی اعلام نمودند و امروز پی بردند که در فضای قدرت گرفتن تندروها، تنها راه تنفسشان همان هاشمی است. آنها نمی‌دانستند که هاشمی آلت دست هیچ شخص و جریانی در کشور نیست. خیال هیچکس و هیچ جناحی نمی‌تواند از هاشمی آسوده باشد و نباید از او این توقع بیجا را داشت؛ اما اصولگرایان باز هم این را ندانستند و به خطای استراتژیک اصلاح‌طلبان در زمان قدرت گرفتنشان دچار شدند و بجای نقد و انتقاد، رویۀ حذف مردی را در پیش گرفتند که با تمام حملات روز به روز ریشه‌های مستحکمی می‌دواند و خود از آن غافل بودند که اگر هاشمی اینی است که ما می‌گوییم چرا همیشه حرف از او حرف اول محافل سیاسی است؟
هاشمی قهر نمی‌کند، تخریبش با کسی قابل مقایسه نیست اما مانند کروبی سال 84، یک شبه از تمام مناصب خود کنار نمی‌کشد، گاهی مواضعی می‌گیرد که بخشی از سلیقۀ سیاسی به او بسیار امیدوار می‌شود و ناگهان با موضعی خواب همه را آشفته می‌کند.
اما این روزها قطعا هاشمی مرد قدرتمند حقوقی سیاسی ایران نیست، اما به لحاظ حقیقی شاید جزو مردان فوق العاده قدرتمند معادلات قدرت در ایران باشد.
سلاح این روزهای هاشمی جلب افکار عمومی است.
در انتخابات ریاست مجلس خبرگان و در آستانۀ انتخابات پیش روی خبرگان، برای اولین بار افکار عمومی شدیدا به نوع بافت و سلیقۀ سیاسی مجلس خبرگان رهبری جلب شد و کمترین برد او حساس کردن جامعه به مجلس خبرگان است که تا پیش از این با بی تفاوتی بخش کثیری از مردم مواجه بود.
ثبت نام او و رد صلاحیت او در انتخابات92 که اظهرمن الشمس است که هاشمی 80 ساله، یک تنه چنان موج و حرکتی ایجاد نمود که معادلات همۀ طراحان را به شدت به هم ریخت و با مدیریت او، جلد دوم هاشمی در میان ناباوری سایرین در همان دور اول با فاصلۀ 13 میلیونی با نفر دوم، سکان ریاست جمهوری کشور را در دست گرفت.
با تحریک دلواپسان هم، هاشمی می‌کوشد تا بیشتر نقاب از چهره‌های آنان برگیرد که بصورت عریان مواضع درونی خود را بیرون بریزند و جامعه‌ای که هاشمی می‌خواهد همچنان برای مبارزۀ سیاسی گرم بماند، مسیرش را خوب بشناسد.
به هر حال هاشمی چون ققنوسی است که حتی اگر بمیرد از خاکستر خود متولد می‌شود. او دریافته که باید هرازگاهی اردوگاه‌های سیاسی را به تلاطم وادارد و دو باره آرام سازد.
برگ برگ زندگی سیاسی هاشمی مانند خطبه‌های نمازجمعۀ تیرماه88 او نشان می‌دهد که اکبرهاشمی رفسنجانی تفاوت عجیبی دارد؛
هاشمی مرد کنش است که دیگران خواسته یا ناخواسته، دانسته یا ندانسته محکوم به واکنش در مقابل اویند.

سهراب زند / raheshabha@yahoo.com

telegram 19dey.com

تگها: هاشمی

شامل تصویر کد امنیتی به صورت CAPTCHA.

شبکه خبری

نسخه قابل چاپ:
تعداد نظرات: 0
همه مطالب تاریخ: ۶-٠٢-١٣٩۴, ٢١:١٩