سایت خبری تحلیلی 19دی آنلاین

مشکل اصولگرایان از کجاست و دوای دردشان چیست؟

انتخابات هفتم اسفند 1394 مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری که منجر به پیروزی اصلاح طلبان و اعتدالگران و شکست سنگین اصولگرایان شد، سوالاتی را به وجود آورد که لازم است بزرگان و ریش سفیدان آن طی جلسات و نشست هایی در این باره آسیب شناسی جدی کنند که چطور شد مردم تهران و بعضی شهرهای دیگر این گونه شگفت انگیز از اصولگرایان رویگردان شدند و به حامیان دولت تدبیر و امید رای دادند به طوری که همه را غافلگیر ساختند؟مشکل اصولگرایان از کجاست و دوای دردشان چیست؟

 انتخابات هفتم اسفند 1394 مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری که منجر به پیروزی اصلاح طلبان و اعتدالگران و شکست سنگین اصولگرایان شد، سوالاتی را به وجود آورد که لازم است بزرگان و ریش سفیدان آن طی جلسات و نشست هایی در این باره آسیب شناسی جدی کنند که چطور شد مردم تهران و بعضی شهرهای دیگر این گونه شگفت انگیز از اصولگرایان رویگردان شدند و به حامیان دولت تدبیر و امید رای دادند به طوری که همه را غافلگیر ساختند؟مشکل اصولگرایان از کجاست و دوای دردشان چیست؟

در این میان علل و عوامل گوناگونی را می توان در ابعاد و زوایای مختلف مطرح کرد که فعلا به چند مورد اشاره و بسنده می شود:

1 - یکی از آسیب های اصولگرایان این است که خودشان را «تالی تلو معصوم»، «قسیم الجنه والنار» و «تمام اسلام و انقلاب و نظام» می پندارند!
آنگاه مخالفان خود را مخالف خدا و پیامبر فرض کرده و خیلی راحت به خود اجازه می دهند درباره دیگران قضاوت کنند و تصمیم بگیرند که چه کسی باید به بهشت برود و چه کسی جهنمی باشد! در حالی که سیره معصومین و فقهای عظام چنین اجازه ای را به احدی نمی دهد.

همان طوری که دیدیم وقتی نتیجه نهایی آرا در تهران مشخص شد بعضی از اینان مردم تهران را اهل کوفه نامیدند و شهر تهران را پایگاه ضدانقلاب و ضدولایت فقیه توصیف کردند!

البته این گونه مطلق گرایی ها و انحصارطلبی ها از این آقایان محترم تازگی ندارد. در خرداد 1376 نیز شبیه همین اتفاق افتاد، اینان آرای بیست میلیونی مردم به آقای خاتمی را رای به خارج نظام تحلیل می کردند و می گفتند تنها 7 میلیون رای دهندگان به آقای ناطق نوری مسلمان واقعی هستند و بقیه مردم را بی دین، لامذهب، ملحد و مشرک و کافر می شمردند که باید همه به دریای خزر ریخته شده تا خوراک کوسه ها شوند!

آن ایام رهبر معظم انقلاب در مقابل این کج سلیقه گی ها و تنگ نظری ها ایستادند و طی بیانیه ای رای به خاتمی را، رای به نظام قلمداد و در فضای سیاسی کشور آرامش ایجاد کردند.

2 - یکی دیگر از آسیب ها این است که بعضی از این افراد گرفتار «جهل مرکب» هستند و نمی دانند که نمی دانند. در بسیاری از مسائل و موضوعات اصلا اطلاعات و آگاهی لازم را ندارند اما خیال می کنند در همه چیز صاحب نظر هستند، وارد می شوند و بی محابا اظهار نظر می کنند.

در ماجرای پرونده هسته ای میان اصولگرایان، الی ماشاالله شاهد «پرفسورهای هسته ای»(!) بودیم که مثل قارچ یک شبه سر بیرون آورده و هر شب در یکی از شبکه های صدا و سیما نظریه پردازی می کردند. در حالی که بیشتر آنها از ابتدایی ترین مسائل و موضوعات هسته ای بی‌اطلاع بودند، حتی آنهایی هم که ادعای تخصص و مسئولیت در این عرصه داشتند، دیپلماسی هسته ای را با کلاس فلسفه عوضی گرفته بودند.

3 - ظاهرنگری و ساده اندیشی از دیگر آسیب های این جریان سیاسی است. این خصلت سبب شد اینها از جریان انحرافی و شخص احمدی نژاد بازی خوردند. می گفتند: او ساده زیست است! صبحانه، نان و چای شیرینِ بدون پنیر می خورد! می گفتند: او اولین نفری بود که نام امام زمان (عج) را در سازمان ملل مطرح کرد.

اصولگرایان کسانی بودند که «هاله نور» وی را که دروغ آشکار بود، باور کردند و از وی بازی خوردند و این از عمق ظاهر نگری و ساده لوحی آنان حکایت دارد.

4 – درک درست از اوضاع و احوال و مقتضیات زمان و پدیده های نوِ اجتماعی به مسؤولین کمک می کند که در قبال آنها موضع مثبت گرفته و آنها را مدیریت کنند و از آسیب های احتمالی آن مانع شوند. اما باید گف مت اصولگرایان فی الجمله این درک را نداشته یا کمتر دارند و اغلب در برابر این پدیده ها مانند ورزش بانوان، ماهواره، اینترنت، شبکه های اجتماعی و... موضع منفی اتخاذ کردند فلذا نه تنها مشکل را نتوانستد حل کنند بلکه بر مشکلات قبلی هم افزودند.

بعضی از این آقایان محترم به قدری از زمان خود عقب هستند، گویا که در عصر قاجار زندگی می کنند.

5 – روح ابتکار، نو آوری و تولید علم در محافل اصولگرایی یا وجود ندارد و یا اگر هم باشد کم رنگ است. به عنوان مثال دو مجله و فصلنامه «حوزه» و«نور علم» را اگر ملاحظه کنید، دست اندرکاران اولی گرایش اصلاح طلبی داشتند و دومی اصولگرایی. ابتکار، نوآوری و به روز بودن در اولی موج می زند، اما در دومی اصلا خبری از این امور به چشم نمی خورد و یا کمتر است.

یا اگر خروجی های دفتر تبلیغات اسلامی و بخش های وابسته به آن را که مسؤولان و مدیرانش گرایش اصلاح طلبی داشتند با موسسه امام خمینی که اغلب گرایش جبهه پایداری دارند، مقایسه شود، تولید علم در مجموعه های دفتر کاملا مشهود است ولی موسسه از این نظر چندان خروجی قابل قبولی ندارد که مورد تایید محافل علمی - تحقیقی باشد.

چنانکه در سایر عرصه ها نیز چنین است، شما می توانید در عرضه سیاست خارجی و مسائل هسته ای، دیپلماسی آقای ظریف را با دیپلماسی آقای جلیلی مقایسه بکنید و کارآمدی هر یکی را نسبت به دیگری بسنجید.

6 – عدم درک صحیح نسبت به جایگاه مردم از جمله مشکلات جبهه اصولگرایی است. تعریف آنها از «حقوق شهروندی» و «مردم سالاری دینی» معنای خاص خودش را دارد، بعضی ها اصلا اعتقادی به مردم سالاری ندارند و رای مردم را تزئینی و مصلحتی می دانند، بعضی دیگر هم اگر چه در ظاهر دم از هر دو می زنند، اما در مقام عمل و با زبان حال فقط کسانی را جزو شهروند می شمارند که در تمام عرصه ها با آنها موافق و بله قربان گو باشند.

7 – یک‌دندگی و لجاجت را هم می توان از جمله آسیب های جبهه اصولگرایی بر شمرد. همین خصلت ها سبب شده که بعضی از آقایان محترم از اشتباهات خود عبرت نگیرند و دوباره آنها را تکرار کنند. اگر چه بارها تجربه کردند که اتهام زنی و هتک حرمت دیگران تاثیر معکوس دارد و علیه خود تمام می شود اما متأسفانه این کار غیر اخلاقی را همچنان ادامه می دهند، انگار این حدیث را نشنیده اند که مومن هیچ وقت از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود.

8 – اصولگرایان به رغم حرف های دینی واخلاقی که می زنند و قیافه و هیکل به ظاهر ارزشی و انقلابی به خود می گیرند اما در مقام عمل کمتر به گفته های خود اهتمام می ورزند. تا جایی که مردم با زبان حال از خود می پرسند: « توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند؟»

مجموعه بد اخلاقی ها، اتهام زنی ها وهتک حرمت ها که از سوی برخی مدعیان اصولگرایی نسبت به بعضی شخصیت های محترم در طول این ده سال انجام گرفت، واقعا جای تاسف و خون دل خوردن داشت و دارد. در همین انتخابات 7 اسفند لیست رقیب را به انگلیس و بیگانگان نسبت می دادند.

آنها حتی مخالفان خود را ضد امام حسین(ع) نامیدند! در کشوری که ارمنی ها، مسیحی ها، زرتشتی ها و حتی کمونیست ها به امام حسین علاقه دارند و عشق می ورزند، مگر می شود طرفداران رقیب که شیعه دوازده امامی هستند، ضد امام حسین(ع) بشوند!؟ آیا یک بچه دبستانی این را باور می کند؟!

اصولگرایان در این ده سال شعرهایی سرودند که بعدها در قافیه های آن گیر کردند. از همه مهم تر در هر مورد جزئی و پیش پا افتاده ای، مرتب از رهبری هزینه کردند و به جایگاه رفیع آن آسیب های جدی وارد ساختند، حتی دفاع شان از رهبری نیز چندان عاقلانه نبود و بیشتر به اسم دفاع، ضربه زدند!

مجموعه این آسیب ها و نقاط ضعف ها با تاثیر متفاوتی که داشتند جریان اصولگرایی را در وادیِ سراشیبی و افول قرار داد و موجب آزردگی، بدبینی، جدایی و انزجار مردم از این تشکل سیاسی شد و نتیجه انتخابات را به نفع اعتدالیون واصلاح طلبان رقم زد.

همان طوری که می دانید با وجود این آسیب ها حتی نمی توان نانوایی های یک شهر کوچک را اداره کرد تا چه برسد به این که انقلاب و نظام اسلامی می خواهد برای دنیا الگو باشد و تئوری زندگی از گهواره تا گور را به آنها ارائه دهد.

پیشنهاد می شود اصولگرایان در رفتار، کردار و گفتارهای گذشته خود تجدید نظر کنند؛ به گونه جدی در عقل نظری خود کار کرده و آن را تقویت کنند تا در عقل عملی بتوانند کارآمد باشند. واقعا به اصول و مبانی امام خمینی و توصیه های رهبری برگردند و به آنها عمل نمایند.

در کنار آن از افکار و اندیشه ها و آثار مکتوب شاگردان درجه یک امام مثل شهید مطهری، شهید بهشتی و امام موسی صدر، پیرامون آزادی، عدالت، حقوق شهروندی، حقوق زن، مردم سالاری دینی و ... غافل نباشند.
بخصوص سیره سیاسی، تربیتی و اخلاقی امام موسی صدر در طول دودهه فعالیت در لبنان را با دقت مطالعه کرده و در مواجهه با مردم از آن الگو بگیرند.

همین طور سعه صدر، ظرفیت و توان تحمل خود را بالا ببرند وهر از چند گاهی به تفسیر «فرهنگ قرآن» آیت الله هاشمی در 33 جلد و « تفسیر راهنما»ی ایشان در 20جلد سری بزنند، در نکته های ظریف و دقیق آن تامل کنند و راه و روش مسؤولیت پذیری، مردم داری و چگونگی مواجه با رقیب ومعنای درست عدالت، آزادی، زهد ، تقوا و... را خوب یاد بگیرند.

* تاریخ پژوه و محقق حوزه علمیه

 

telegram 19dey.com

تگها: اصولگرایان

شامل تصویر کد امنیتی به صورت CAPTCHA.
uhvt    26 اردیبهشت 1395 20:13
واقعا استدلال های شما مرا به حیرت در اورد از بس که منطقی بود
وااااااای پدر استدلال

اخبار مرتبط

شبکه خبری

نسخه قابل چاپ:
تعداد نظرات: 1
همه مطالب تاریخ: ١۶-١٢-١٣٩۴, ١٨:١٠

   

پر مبحث ترین ها