سایت خبری تحلیلی 19دی آنلاین

عرش عظیم از اشک یتیم می‌لرزد/ در حسرت آغوش پدر

بروز شده : ۵-٠۵-١٣٩٣, ١۴:٠٨    نسخه چاپی    
زندگی با علی سخت بود اما زندگی بدون او سخت‌تر است. از روزی که رفته نگاه‌ها روی من و بچه‌ها سنگین شده. به ندرت از خانه بیرون می‌روم اگر هم جایی بروم بچه‌ها را با خودم می‌برم
ماه رمضان باشد، در خانه سه یتیم نشسته باشی و از حسرت‌های زندگی بدون پدر بشنوی؛ بی اختیار یاد ناشناسی می‌افتی که شب‌ها در کوچه‌های کوفه، انبانی از نان و خرما به دوش می‌کشید و دست نوازش بر سر یتیمان می‌گذاشت.

به گزارش خبرنگار ما، از انتهای خیابان جواد الائمه(ع) در محله نیروگاه تا حرم حضرت معصومه(س) پیاده چقدر راه است؟ طفلی یازده ساله با جثه‌ای نحیف هر روز این راه را پیاده می‌رود تا در مراسم جزء خوانی قرآن نوجوانان حرم شرکت کند شاید دوچرخه‌ای برنده شود و یکی از حسرت‌های روزگار یتیمی‌اش به پایان برسد. مهدی بزرگترین فرزند یک خانواده چهار نفره است که با مادر و دو خواهرش در یکی از کوچه پس کوچه‌های نیروگاه زندگی می‌کند. یکی از همان محله‌هایی که کوچه‌‌های باریک، درهای کوچک و دیوارهای فروریخته‌اش هر کدام حکایت از داستان‌هایی دارد که کم از هزار و یک شب ندارند.ماه رمضان است و روز بیست و یکم. خلوتی سر ظهر خیابان‌ها هم حکایت از گرمای هوا دارد و هم تعطیلی، خانه مهدی را ساده پیدا کردیم. در باز است. زنگ را فشار می‌دهیم و از پله‌ها پایین می‌رویم. زیرزمینی که او در آن زندگی می‌کند بیشتر از 40 متر نیست.

قالی لوله شده کنج اتاق، عروسک بی‌لباسی که گوشه‌ای افتاده، آشپزخانه‌ای که در و دیوارش از عکس میوه پر شده و چهره رنگ پریده بچه‌ها ... زندگی اینجا هم مانند هر خانه دیگری پستی و بلندی دارد. منتهی بلندی‌هایش به قد آرزوهای کودکانه بچه‌هایی نمی‌رسد که مدت‌هاست حتی میوه‌ای برای خوردن در یخچالشان پیدا نمی‌شود.

مهدی، 11 ساله، فاطمه هشت ساله و نرگس 18 ماهه، فرزندان این خانواده هستند. مهدی در راه بازگشت از مراسم جزءخوانی قرآن در حرم حضرت معصومه(س) است و فاطمه و نرگس با اسباب‌بازی‌های از رمق افتاده‌شان بازی می‌کنند. زهرا، مادر مهدی، داستان زندگی‌اش را با حوصله تعریف می‌کند:

«پنج سال اول زندگی‌مان را در یک خانه نیمه کاره در یک بیابان به سختی گذراندیم. شوهرم کارگر بود. حتی سیگار بلد نبود دستش بگیرد. زیر پایش نشستند تا به مواد آلوده شد. من هر کاری از دستم برمی‌آمد انجام دادم تا نجاتش دهم. تا پولی دستم می‌آمد می‌بردمش کمپ تا‌ترک کند. سر به دنیا آمدن نرگس، با اینکه پول نداشتم تا بچه‌ را از بیمارستان‌ ترخیص کنم، باز پول قرض گرفتم تا شوهرم را‌ترک بدهم.»
عرش عظیم از اشک یتیم می‌لرزد/ در حسرت آغوش پدر

مداح کوچک

بارها بستری شدن در کمپ‌های‌ترک اعتیاد و یک بار گرفتاری در زندان لنگرود نتوانست علی را از اعتیاد نجات دهد. زندگی هر روز به زهرا و بچه‌هایش سخت‌تر می‌گرفت. تا به خودش می‌آمد، می‌دید فرش زیر پایش یا ظرف آشپزخانه‌اش را برده تا بفروشد و مواد بخرد. نرگس بی تابی می‌کند؛ اسباب بازی فاطمه دو گلوله زرد رنگ است که با نخی به هم متصلشان کرده و دور انگشت‌هایش می‌پیچاند. هنوز مادرشان داستان اعتیاد پدرشان را تمام نکرده که مهدی هم از راه می‌رسد. از گرمی هوا و درازی راه به نفس نفس افتاده.

روز شهادت امام علی(ع) است و مهدی لباس مشکی پوشیده. مادرش می‌گوید عاشق مداحی است: « آخرش یا روحانی می‌شود یا مداح. » پسرک لبخندی می‌زند و سرش را زیر می‌اندازد. گوشه‌ای می‌نشیند تا به باقی حرف‌های مادرش گوش دهد.

بدون او سخت‌تر است

«زندگی با علی سخت بود اما زندگی بدون او سخت‌تر است. از روزی که رفته نگاه‌ها روی من و بچه‌ها سنگین شده. به ندرت از خانه بیرون می‌روم اگر هم جایی بروم بچه‌ها را با خودم می‌برم.» زهرا قبل از فوت شوهرش با فیلم‌برداری در مجالس روزگار می‌گذراند اما حالا کمتر می‌تواند با جامعه ارتباط بگیرد. از حرف و حدیث‌‌ها می‌ترسد. قبلا قالی بافی هم می‌کرد اما الان دست راستش ناتوان شده و این کار هم از او برنمی‌آید.

کمیته امداد این خانواده چهار نفره را تحت تکفل نگرفته است. پدر زهرا حقوق مستمری دارد که مادر و خواهرش از آن استفاده می‌کنند. کمیته امداد می‌گوید زهرا هم باید سهمی از همان مستمری ناچیز را بگیرد و این یعنی او و سه فرزندش نیازمند نیستند. همین موضوع موجب شد مادر و خواهرش او را طرد کنند تا مجبور نباشند مستمری‌شان را با او تقسیم کنند. « فامیل‌ها و دوستانمان هم از‌ترس حرف و حدیث‌ها رفت و آمدشان را با ما قطع کرده‌اند. چند روز پیش پسرم اصرار داشت که افطاری بگیریم. هر چه در ذهنم مرور کردم کسی را پیدا نکردم بیاید به مهمانی ما... »

عبدالله جلالی، مدیرکل کمیته امداد امام خمینی(ره) استان قم در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به اینکه خانواده‌هایی که مستمری تامین اجتماعی را دریافت کنند، نمی‌توانند تحت تکفل کمیته امداد باشند، گفت: با این حال اگر یک خانواده سرپرست خود را از دست داده باشد و تشخیص بدهیم مستمری که دریافت می‌کنند، تکافوی هزینه‌ها را نمی‌دهد، کودکان می‌توانند با شرکت در طرح اکرام ایتام حامی مالی داشته باشند.

زهرا اما چند باری در ماه رمضان با دهان روزه به کمیته امداد مراجعه کرده و تقاضای شرکت یتیمانش در این طرح را داده اما با در بسته روبه‌رو شده است. جلالی قول می‌دهد کمیته امداد این موضوع را پیگیری کند.

عرش عظیم از اشک یتیم می‌لرزد/ در حسرت آغوش پدر


زهرا برای زیرزمین کوچکی که در آن زندگی می‌کند باید ماهی 150 هزار تومان اجاره بدهد در حالی که حتی چک پول پیش هم موجودی ندارد و موعدش نزدیک است. از زمانی که همسرش فوت کرده باید جواب طلبکارهایش را هم بدهد. حتی پولی نداشت تا پدر بچه‌هایش را کفن و دفن کند.

تازیانه بی رحم فقر بر تن کودکان

تازیانه بی رحم فقر به تن کودکان شدیدتر می‌تازد. مهدی و زهرا کم خونی دارند. این را از رنگ و رویشان هم می‌شود فهمید. نرگس از زمان تولد مشکل آسم دارد و باید اسپری‌های کمکی برای تنفس استفاده کند. مهدی که یادگاری‌های کتک‌های پدر در حالت خماری هنوز روی صورتش است، دست‌هایش را دور زانوهایش حلقه کرده و ساکت نشسته. مادرش می‌گوید به روزهای با پدر بودن فکر می‌کند. به هر بهانه‌ای دلتنگ آغوش پدر می‌شود. مهدی در رویای شب‌هایش پدری را گم کرده که مهربان و مقتدر، دست نوازش به سرش می‌کشد؛ پدری که شاید هیچ وقت نداشته اما حالا بیش از همیشه جای خالی‌اش را حس می‌کند.

خود زهرا هم این روزها دلتنگ شوهرش است. این را می‌شود از قطره اشکی که گوشه چشمش لانه کرده فهمید. می‌گوید هر قدر هم زندگی با علی برایش سخت بوده باشد، باز بودن مرد بالای سر زندگی نعمت بزرگی است.

دنیای یتیمی یعنی دنیای حسرت‌ها. فاطمه حسرت‌هایش را در پس پرده چشمان درشت و سیاهش پنهان کرده و از آرزوهایش چیزی نمی‌گوید. مهدی همچنان در فکر قرعه‌کشی مراسم جزء خوانی حرم است. نرگس مدام بی قراری می‌کند...ماه رمضان باشد، در خانه سه یتیم نشسته باشی و از حسرت‌های زندگی بدون پدر بشنوی؛ بی اختیار یاد ناشناسی می‌افتی که شب‌ها در کوچه‌های کوفه، انبانی از نان و خرما به دوش می‌کشید و دست نوازش بر سر یتیمان می‌گذاشت. جوانمردی که نمی‌گذاشت هیچ یتیمی حسرت به دل یک مهمان بماند...

...........................
زینب آخوندی
telegram 19dey.com

تگها: یتیم, نیروگاه, حرم حضرت معصومه, پدر

شامل تصویر کد امنیتی به صورت CAPTCHA.

شبکه خبری

نسخه قابل چاپ:
تعداد نظرات: 0
همه مطالب تاریخ: ۵-٠۵-١٣٩٣, ١۴:٠٨