سایت خبری تحلیلی 19دی آنلاین

تداوم عصبانیت ها از نقش «هاشمی» در «حماسه سیاسی» 24 خرداد؟

بروز شده : ۵-٠۵-١٣٩٣, ٢١:٢٢    نسخه چاپی    
هرچند حلم، بردباري، صبر و سکوت معنادار آيت الله هاشمي رفسنجاني و ديگر بزرگان و شخصیت­های معتدل نظام در برابر حجم تخریب­ها، اهانت­ها و عصبانیت اين طيف افراطی، زبانزد خاص و عام بوده و راز موفقيت و محبوبيت آنان نزد مردم نيز همين سكوت و بردباري و تحمل فحاشي‌ها و بداخلاقي‌هاي سياسي و باندي بوده است، ولي آيا نباید مدعي العمومی براي برخورد با اين حجم از عقده گشايي‌ها و تخريب‌هاي ناجوانمردانه پيدا ‌شود؟!!
رضا سلیمانی در انتخاب نوشت:
معروف است وقتي قاضي غیرعادلی، حكم ناحق متهمی را برايش خواند و از او خواست برگه حکم را امضا کند، متهم، چون به اصل حکم اعتراض داشت، در حالي كه با دست تقاضاي خود كار مي‌كرد، گفت: لطفاً، آن كلنگ خود را بدهيد تا امضا كنم. قاضي با تعجب گفت: اين يك خودكار است. متهم كه حالا ديگر محكوم هم بود، گفت: نخير، خودت خبر نداري، آنچه در دست توست و با آن حکم ناحق صادر کردی، مي‌تواند به مراتب مخرّب‌تر از كلنگ باشد، زير خانه‌ام را ويران كرده است.

با اين مقدمه و با نهايت احترامي كه براي قلم و صاحبان شريف آن قائلم، بايد بگويم متأسفانه برخي قلم‌ها، چنان در دست‌هاي بعضي‌ها مي‌چرخند كه گويي رسالت آن را فراموش كرده و يا خود را به فراموشي زده‌اند. قلمي كه در قرآن كريم، مقدس ياد شده، تا جايي كه به آن و سطرهاي نوشته شده در «نون والقلم و ما یسطرون» سوگند مي‌خورند، گاه در ادبيات سياسي كشور، آن هم در ماه مبارك رمضان، ماهي كه فرصتي براي تذهيب نفس و دوري از گناه، غيبت و تهمت است، چنان، دروغ­ها، تهمت­ها و خبرسازی­های جعلی در بعضي از روزنامه‌ها و سايت‌هاي مدعی اصول ارزشی، مشاهده می­شود كه نه تنها هيچ نشاني از نزاكت ندارند، بلكه به هجويه‌هاي قاجاريه شبيه است كه به سفارش شاهزادگان قجری در ديوان منشأت تهيه و تدوين مي‌شد. گويا اين عده از به اصطلاح نويسندگان، مصداق كامل «قلم به مزدها» هستند كه نمي‌دانند چه مي‌نويسند، فقط مي‌دانند براي كه و چه مي‌نويسند!

نگاهي از سر تأمل به مطالبي كه طي يكي دو ماه اخير عليه آيت‌الله هاشمي رفسنجاني در يكي، دو روزنامه معلوم‌الحال طرفدار دولت‌هاي نهم و دهم و معروف القال و سايت‌هاي خبری همسو، به طور هماهنگ و برنامه ريزي شده به رشته تحرير و انتشار درآمده و مي‌آيند، با هيچ يك از معيارهاي مثبت و منفي «نقد» سازگاري ندارند و در ادعاي دين‌مداري و استناد به آيات و روايات، نعل بالنعل شبيه بيانيه‌هاي سلطنت‌طلب­ها و گروهك‌هاي فرقان و فدائيان خلق در سالهاي قبل و بعد از انقلاب اسلامي است كه پس از ترور فيزيكي بزرگان نظام، پخش مي‌كردند و در الفاظ نيز انگار قلندران تاريخ هستند که براي سرقت اعتبار ديگران و كمك به همفکران و افزودن به اعتبار نداشته خود، نقشه راه مي‌كشند، وگرنه در فضاي سياسي فعلي كشور كه «تدبير» محور تصميمات دولت و «اميد» معيار ابراز احساسات ملت است، نگارش متوني سراسر توهين به رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام را هيچ عقل سليمي نمي‌پسندد و نمي‌توان پذيرفت كه اين نوع نوشته‌ها كه متأسفانه از ناحيه افكار مدعي ارزش­مداري و اصولگرايي نيز نشأت مي‌گيرد، در جهت تقويت نظام باشد، البته براي كساني كه در فضاي مملو از غبار و بوي سرگين هياهو، به نان و نام و نوا رسيده‌ بودند و از يارانه‌هاي بي‌حساب و كتاب مطبوعاتي بیت المال، به عنوان نورچشمي‌ها استفاده كرده بودند، تنفّس در فضاي سياسي سرشار از شميم آرامش گل سخت است كه از يارانه ويژه مطبوعات شولاي تبعيض گذشته را بركند و خرقه عدالت پوشيد، لذا آن گروه قلم را وسيله عقده‌گشايي و انتقام‌گيري مي‌نمايند كه البته هدف، وسيله آنان را توجيه مي‌كند.

نكته ظريف اين نوع نوشته‌ها، سلاخي تفكر اعتدال است كه اين تفكر با دو احتمال به مسلخ مي‌رود:

1- اگر با صاحبان اين نوع قلم‌هاي افراطي و عقده گشا، برخورد قانوني شود، مرگ زود هنگام «آزادي بيان» را يكصدا فرياد مي‌زنند و با استفاده از تريبون‌هاي باز و با حاشيه امن نوشتاري، گفتاري، ديداري و شنيداري كه به وفور در اختيار دارند، شيوه خود را مرّ قانون و خود را شاقول اعتدال و هرگونه تذكر را عدول از فرهنگ اعتدال و ورود به وادي افراط و تفريط مي‌خوانند!! در حالي كه همين جماعت مدعي، در عصر قدرت انحصاري خود، كوچكترين نداي مخالف و انتقاد را تاب نياورده و با برچسب‌ها و انگ‌هاي عجيب و غريب سياسي، مخالفان را از ميدان به در كرده و به آن افتخار نيز مي‌كردند.

2- اگر اين عده به حال خويش رها شوند (كه گويا فعلاً سياست بر همين منوال است و توهين به بزرگاني نظير آيت‌الله هاشمي رفسنجاني، ناطق نوري، بيت معزز امام و.... ساير شخصیت­های معتدل اين طيف هيچ مدافعي و مدعي المعمول ندارد) و ولنگاري بعضي از روزنامه‌ها و سايت‌هاي وابسته همسو را با آزادي رسانه‌اي توجیه کنند، آنگاه كم كم اين شيوه نگارش، ادبيات رایج رسانه­ای مي‌شود و آنچه در گرد و غبار آن فراموش ‌شده و يا شكل عوض مي‌كند، باز هم فرهنگ اعتدال است. هرچند اغماض از بداخلاقي‌هاي جناح‌هاي سياسي همسو و تبعيض و برخورد دوگانه با منتقدين، شمشير دولبه اي است كه روزي دامن خود آنها را هم خواهد گرفت.

از سوي ديگر، اگر شخصيت تاريخي آيت‌الله هاشمي رفسنجاني براي انقلاب، شخصيت حقوقي ايشان در نظام اسلامي و تعابير بلند و بي نظير امام راحل و رهبري معظم انقلاب را براي او ناديده بگيريم و فقط حق شهروندي را مانند همه شهروندان ايران براي ايشان درنظر بگيريم كه براساس قوانين موجود مي‌توانست براي انتخابات رياست جمهوري اخير نام نويسي كند، مگر چه گناه ملي، ديني و قانونی، مرتكب شده است كه عده اي از روي عصبانيت از نقش سازنده ديروز ايشان و احتمال نقش آفريني مؤثرتر در انتخابات آتي مجالس شوراي اسلامي و خبرگان رهبري، تخريب ديروز، امروز و حتي فرداي او را «قربه الي الله» و انتشار مطالب تخريبي در روزنامه‌ها و سايت‌هاي خبری را «حي علي خيرالعمل» مي‌دانند؟!! ضمن اينكه به اعتراف دوست و دشمن، ایشان، با ثبت­نام در انتخابات و رد صلاحیت، بيشترين نقش را در خلق حماسه سياسي سال 1392 بر عهده داشتند كه البته از ديد اين جماعت افراطي، اين خود جرم كمي نيست!!

جای بسی شگفتي است كه بعضي ها، حتي به «نهي از معروف» هم بسنده نمي‌كنند و «امر به منكر» مي‌كنند!! و قلم را كه رسالتی متين و مقدس دارد، تا پايين‌ترين سطح عقده‌گشايي تنزّل مي‌دهند و بهتان را آزادي بيان مي‌خوانند!!

و آخر اينكه، هرچند حلم، بردباري، صبر و سکوت معنادار آيت الله هاشمي رفسنجاني و ديگر بزرگان و شخصیت­های معتدل نظام در برابر حجم تخریب­ها، اهانت­ها و عصبانیت اين طيف افراطی، زبانزد خاص و عام بوده و راز موفقيت و محبوبيت آنان نزد مردم نيز همين سكوت و بردباري و تحمل فحاشي‌ها و بداخلاقي‌هاي سياسي و باندي بوده است، ولي آيا نباید مدعي العمومی براي برخورد با اين حجم از عقده گشايي‌ها و تخريب‌هاي ناجوانمردانه پيدا ‌شود؟!!

والسلام
telegram 19dey.com

تگها: ایت الله هاشمی رفسنجانی, تخریب ها, طیف افراطی, مدعی العموم

شامل تصویر کد امنیتی به صورت CAPTCHA.

شبکه خبری

نسخه قابل چاپ:
تعداد نظرات: 0
همه مطالب تاریخ: ۵-٠۵-١٣٩٣, ٢١:٢٢