سایت خبری تحلیلی 19دی آنلاین

ماهیت و پیامدهای واقعی بیانیه سوئیس

دوستان منتقد مدعی شده اند که عبارت تعلیق در متن بیانیه سوئیس در خصوص تحریمها ذکر شده است که اساسا صحت ندارد و هیچ جای بیانیه مشترک سوئیس عبارت تعلیق موجود نیست.

 بازهم مذاکرات هسته ای به نتیجه ای رسید و باز هم بعضا بازی همیشگی برخی گرایشهای سیاسی و بازهم فراموش کردن منافع ملی در عرصه یک رقابت سیاسی توسط برخی افراد و جناح های سیاسی، آیا هنوز زمان آن نرسیده است که همگی تلاش نمائیم با نگاهی واقع بینانه منافع ملی را بر منافع جناحی ترجیح دهیم و جائی که پای مقابله با رقبا و دشمنان این مرزو بوم درمیان است هم صدا با دشمن کهنه این مرزو بوم نشویم و صحبتهای مخالفین خارجی را به نوعی دیگر در این زمینه پژواک ندهیم و به صورت غیر مستقیم حامی اهداف آنها در تخریب تلاشها برای رسیدن به توافق نشویم؟ آیا زمان آن نرسیده است که به دور از هرگونه ذوق زدگی با توجه به منافع ملی یک رخداد را مورد بررسی قرار دهیم و از ایجاد فضاهای کاذب و ساختگی با روش قهرمان سازی موقت احساسی و هیجانی، بدون توجه به نتیجه واقعی مذاکرات بپرهیزیم.
واقعیت این است که با تلاشهای گسترده و شبانه روزی تیم مذاکراتی، زمانی که همه در حال استراحت و استفاده از تعطیلات نوروزی بودند یک تحول تاریخی شکل گرفت و آن تحول این بود که بعد از بیش از 18 ماه مذاکره در حد مقامات عالی بین کشورهای 1+5 و ایران، چشم اندازی برای رسیدن به راه حلهای مورد تائید دو طرف پیدا شد و اصطلاحا نور در پایان تونل نمایان شد و تصویر یک توافق جامع از دور، رخ نمائی کرد. یک قدم اساسی به توافق جامع نزدیک شدیم و همین نزدیک شدن به توافق از یک طرف باعث خوشحالی بسیاری از مردم طالب شادی و غرور ایران، حتی بدون بررسی متن و محتوای توافق شد، از طرف دیگر برخی حلقه های مخالف توافق بد را تحریک کرد تا بعضا تلاش نموده، به موشکافی کلمه به کلمه بیانیه سوئیس پرداخته و با ارائه تفسیرهای بعضا نادرست از وضعیت، سعی نمایند نگرانی خود را از برخی جنبه های توافق اعلام نمایند.

بیانیه سوئیس مانند نتیجه هر متن مذاکراتی دیگری که بر اساس اجماع منتشر می شود دارای نقاط قوت و ضعفی است. با توجه به طرح انتقادات و ارائه برخی پاسخها در سطح مطبوعات و صدا و سیما که هر دو بیشتر مبتنی بر گرایشهای سیاسی و با جهت گیریهای کلان و متعارض هستند، تصویر واقعیت بیانیه سوئیس به فیل داستان مولوی تبدیل گردید و هر کسی بخشی از آن را با توجه به برداشت خود روایت می کند. لذا بر حقیر واجب شد که به بررسی دقیق و کارشناسی بیانیه سوئیس و دستاوردهای آن بپردازم و هم نظرات منتقدان و هم طرفداران بیانیه سوئیس را مورد واکاوی قرار دهم باشد که مردم فهیم ایران قضاوت نمایند که بیانیه سوئیس چه ماهیت و پیامدهائی دارد .

1- ماهیت سند سوئیس چیست؟ منتقدان معتقدند که این سند یک «موافقتنامه» است و دولت دارد موضوع را از مردم پنهان می کند. در پاسخ باید گفت که اولا عنوان سند منتشر شده در سوئیس کاملا گویای این موضوع است و هرکسی که آشنائی مختصری با ادبیات روابط بین الملل داشته باشد می داند که بیانیه مشترک Joint Statement به هیچ وجه نمی تواندماهیت یک «موافقتنامه» به خود بگیرد. بیانیه مشترک برای توصیف آخرین تحولات و ثبت آخرین تفاهمات است تا تصویر موجودیت در حال شکل گیری بیشتر روشن شده و نشان دهد که آیا اساسا امکان رسیدن به یک توافق وجود دارد یا خیر.


در بیانیه سوئیس تصویر کلی راه حلهای مشترک برای حل و فصل موضوع هسته ای بعد از 18 ماه مذاکره ثبت شده است. هنوز هیچ «موافقتنامه ای» تدوین نشده و قرار است مذاکرات روی تدوین متن برنامه جامع اقدام مشترک ظرف هفته های آینده آغاز شود. تیم مذاکره کننده هسته ای کشورمان در راستای رهنمودهای مقام معظم رهبری تفاهم بر روی جزئیات و کلیات برنامه جامع اقدام مشترک را به مذاکرات تدوین برنامه اقدام مشترک موکول نمود.

 


 

اما بیانیه ای که در پایان اجلاس سوئیس توسط خانم موگرینی و آقای ظریف قرائت شد تنها تصویرکلی از توافق جامع را ارائه می کند تا بر اساس یک درک مشترک کار تدوین متن تفاهم جامع آغاز گردد. بر این اساس بیانیه نشان می دهد که برای همه موضوعات اصلی در برنامه جامع آتی برای تیرماه راه حلهای مشترک وجود دارد و متن تفاهم جامع نیز بر اساس این را ه حلها تدوین خواهد شد.

بیانیه مشترک مطبوعاتی منتشر شده برای ثبت درک مشترک دو طرف روی راه حلها است وصرفا نشانگر پیشرفت در انجام مذاکرات و روشن شدن تصویر نهائی متن توافق جامع است. هیچ سند حقوقی الزام آوری که حاوی تعهد حقوقی باشد وبین دو طرف مبادله شده باشد، وجود ندارد، چرا که چنانچه چنین سندی وجود داشت دیگر نیاز به مذاکره برای تدوین متن تفاهم جامع در چند ماه باقیمانده بی معنا بود. بنابر این به نظر می رسد واقعیتی از مردم پنهان نشده است و القای این مطلب ممکن است تشویش اذهان عمومی برای رسیدن به اغراض سیاسی تلقی گردد. 

2- ادعای توافق دو مرحله ای دوستان منتقد موضوع قابل بررسی است. لذا تلاش کردم دریابم آیا می توانم دلیلی برای اثبات وجود دو توافق پیدا کنم یا نه که تلاشهایم در این زمینه بی نتیجه ماند چون همانگونه که صراحتا در متن بیانیه مشترک ایران و 5+1 اذعان شده است تنها و تنها یک توافق وجود خواهد داشت و آن متن برنامه جامع اقدام مشترک است که در صورت به نتیجه رسیدن مذاکرات و حصول توافق در تیر ماه، منتشر می شود و مذاکراتش در آینده نزدیک شروع می شود.


به نظر می رسد تیم مذاکراتی وسواس زیادی داشته است که توافق یک مرحله ای و با بررسی همه جزئیات باشد موضوعی که مد نظر مقام معظم رهبری بوده است. بر همین اساس هم آقای صالحی در مذاکرات حضور داشتند و با حضور ایشان و تیم فنی سازمان انرژی اتمی همه جزئیات لازم مورد مذاکره قرار گرفت تا ابتدا بررسی شود که آیا با وجود همه این جزئیات و پیچیدگیها، آیا اساسا امکان توافق در خصوص برنامه اقدام جامع وجود دارد یا نه. بیانیه سوئیس از این نظر مهم است که نشان داد که امکان رسیدن به توافق در یک مرحله و درقالب توافق جامع وجود دارد. بیانیه سوئیس تنها گامی در راستای توافق جامع است و به هیچ وجه به معنای دو مرحله ای کردن آن و یا عدم بررسی جزئیات نیست. کلیات و جزئیات برنامه جامع اقدام مشترک پس از نهائی شدن در قالب مذاکرات آینده در یک مرحله در متن تفاهم جامع تدوین خواهند شد.

3- با توجه به ادبیات سازی غرب در قطعنامه های شورای امنیت علیه سایت فردو، راه حل پیدا شده برای سایت فردو را شاید بتوان راهکاری مطلوب دانست چرا که بر خلاف ادعای دوستان منتقد، اولا تحقیق و توسعه فعالیتهای غنی سازی هرگز در سایت فردو انجام نشده است که حالا هم بخواهد ادامه یابد، بلکه تحقیق و توسعه غنی سازی کشورمان تنها در سایت نطنز صورت می گیرد. ثانیا هرچند که دوستان منتقد تلاش کرده اند بین1- تحقیق و توسعه در زمینه هسته ای و 2- تحقیق و توسعه در زمینه غنی سازی خلط مبحث ایجاد نماید اما این تلاشها کمکی به پیشبرد منطق آنها نمی کند. چرا که با یک بررسی کارشناسی، تفکیک این دو عرصه کاملا روشن می شود. ثالثا این سایت خط قرمز کشورهای غربی و آمریکا بوده است و تعطیلی آن تا آخرین مراحل مذاکرات مهمترین هدف طرف مقابل بوده است.

تیم مذاکره کننده کشورمان نه تنها به تعطیلی این سایت تن نداده بلکه با تلاش به عمل آمده موفق شد بیش از 1000 سانتریفیوژ را در آن حفظ نماید که از این میان 2 آبشار آن در حال چرخش خواهد بود. رابعا با راه حل پیدا شده برای سایت فردو ارزش استراتژیک این سایت به مراتب بیشتر از گذشته می شود و حفظ فعالیت آن تضمینی برای تداوم فعالیتهای غنی سازی کشورمان خواهد بود. خامسا همزمان این سایت به یک مرکز پیشرفته مجهز فیزیک هسته ای و فناوری هسته ای تبدیل می شود که بر اهمیت آن می افزاید. بنابر این می تواند به تحقیق و توسعه کشورمان در زمینه هسته ای جدای از تحقیق و توسعه در زمینه غنی سازی کمک نماید.

4- ادعای دوستان منتقد در خصوص وجود 20 هزار سانتریفیوژ فعال کاملا نادرست است چرا که تعداد سانتریفیوژهای فعال کشورمان حدود 9100 تا است. باید توجه نمائیم که تعداد زیادی از سانتریفیوژهای مستقر در نطنز تنها در آن تاسیسات نصب شده اند و کاملا راه اندازی نشده اند. دوستان بزرگوار منتقد می پرسند که چرا فعالیت سانتیفیوژهای پیشرفته نوع 2، 4، 5،6، و 8 متوقف و یا محدود شده است. این موضوع نیز از اساس دچار اشکال است چرا که اولا ماشین عملیاتی موجود در برنامه غنی سازی ایران، سانتریفیوژ نسل 1 است. ثانیا نسلهای پیشرفته تر سانتریفیوژ در حد تحقیق و توسعه هستند و هنوز عملا کار صنعتی خود را شروع نکرده اند. ثالثا تحقیق و توسعه روی نسلهای پیشرفته سانتریفیوژ کما کان ادامه می یابد و هیچ محدودیتی در زمینه تحقیق و توسعه روی نسلهای پیشرفته تر سانتریفیوژ توسط کشورمان پذیرفته نشده است و مراحل مربوط به تحقیق و توسعه در خصوص نسلهای جدید در سایت نطنز تداوم خواهد یافت.


 


 

5- مطلب ارائه شده از سوی دوستان منتقد در زمینه کاهش ذخایر اورانیوم غنی شده کشور، از سوی برخی کارشناسان، مصداق وارونه جلوه دادن حقایق و یک سویه نگری نسبت به یک موضوع پیچیده فنی است. سوال مهم این است که هدف ما از غنی سازی و ذخیره این مواد چیست؟


آیا ما مواد را غنی می کنیم که صرفا آنها را در انبار نگه داریم و یا اینکه هدف ما همانطور که اعلام کرده ایم برای تولید سوخت هسته ای است. همانطور که بیاد داریم در راه حلی که در مذاکرات دولت قبل مطرح شده بود و مورد حمایت ترکیه، برزیل و آفریقای جنوبی نیز قرار داشت، قرار بود همه این مواد از کشور خارج شود و ضمن اینکه کل این ذخایر به خارج از کشور منتقل می کردند همه این مواد دور از دسترس کشورمان در انباری تحت نظارت آژانس بین المللی نگهداری می شد. این موضوع در آن زمان با حمایت دوستان منتقد فعلی جشن گرفته شد، اما به دلیل تحولات بعدی در صدور قطعنامه شورای امنیت عملی نشد.


حالا تیم مذاکره کننده کشورمان با یک راه حل جدید که به نظر می رسد فوایدی بیشتر از راه حل قبلی دارد، اجازه نداده است که بر خلاف خواست غربیها، ماده ای از دسترس کشورمان خارج شود. لذا چرا نباید آنرا به صورت واقع بینانه مورد بررسی قرار دهیم. حقیقت این است که را ه حلی که تیم مذاکره کننده در این موضوع پیدا کرده است این امکان را فراهم می کند که کشورمان بتواند به عنوان یک کشور دارای غنی سازی صنعتی یا این مواد را به مجتمع سوخت تبدیل نموده و در نیروگاه هسته ای خود بکارگیری نماید و یا اینکه این مواد غنی شده را در بازارهای بین المللی مواد غنی شده در سطح و طراز کمپانیهای بزرگی مانند یورودیف و یورنکو به قیمت تجاری و با محاسبه واحد غنی سازی (سو) بفروشد و در عوض آن اورانیوم طبیعی وارد کشور نموده و فرآیند غنی سازی را ادامه دهد. شایان توجه است که صادرات اورانیوم غنی شده و واردات آن در شرایط فعلی برای کشورمان ممنوع است و چنانچه این راه حل عملیاتی شود، شاید این روش زیرکانه ترین روش برای تکمیل فرآیند غنی سازی در سطح مجتمع های سوخت و یا ورود به بازارهای سوخت هسته ای بدون ایجاد نگرانی در مورد برنامه غنی سازی کشورمان است.

بنابراین با لحاظ جمیع جهات، راه حل تفاهم شده در این زمینه را شاید بتوان گزینه خوبی در این زمینه دانست که کمک کننده در جهت حرکت در راستای تثبیت نقش کشورمان در زمینه غنی سازی صنعتی است.

6- عبارات کلیشه ای برخی دوستان منتقد در توصیف تعهدات طرف مقابل قابل انتظار بود. اما واقعیت این است که کاش دوستان منتقد یکبار به صورت کامل و دقیق متن بیانیه سوئیس را می خوانند تا برای آنها کاملا مشخص شود که تعهدات طرف مقابل صریح، روشن و بدون هیچ ابهامی است. اتحادیه اروپا متعهد شده است که به محض اجرای توافق همه تحریمهای اقتصادی و مالی مربوط به موضوع هسته ای را خاتمه دهد و آمریکا هم متعهد شده است که اجرای این تحریمها را متوقف نماید. در هیچ کجا صحبت از تعلیق نشده است. دلیل تفاوت در عبارات مربوط به آمریکا و اروپا وجود دو نوع تحریم در آمریکا است یکی تحریمهای ناشی از بخشنامه های اجرائی که بلافاصله لغو می شوند و دیگر قانون مصوب سنا که تا طی مراحل داخلی لغو آن اجرای آن توسط رئیس جمهور متوقف می شود.


علاوه بر این تمامی قطعنامه های تحریمی شورای امنیت نیز با صدور یک قطعنامه جدید که متن توافق جامع را مورد تائید قرار می دهد کاملا خاتمه می یابد. دوستان منتقد مدعی شده اند که عبارت تعلیق در متن بیانیه سوئیس در خصوص تحریمها ذکر شده است که اساسا صحت ندارد و هیچ جای بیانیه مشترک سوئیس عبارت تعلیق موجود نیست. بلکه همانطور که در بالا ذکر شد عبارت خاتمهTerminate برای تحریمهای اتحادیه اروپا و شورای امنیت و عبارت توقفthe application cease برای تحریمهای آمریکا بکار رفته است. این موضوع که لغو تحریمها قرار است ظرف 10 تا 15 سال انجام شود هم تنها ادعای دوستان منتقد است و سندی برای آن نیست . چون تفاهم مشترک بدست آمده این است که لغو همه تحریمهای هسته ای به صورت کلی و همزمان با اجرای تعهدات کشورمان در خصوص توافق جامع انجام می شود.

7- به نظر می رسد که دوستان و اساتید منتقد، نقش آژانس در مورد تائید اقدامات انجام شده از سوی کشورمان در قالب برنامه اقدام مشترک جامع را با موضوعات پادمانی اشتباه گرفته اند و همین اشتباه مبنای ادعاهای بعدی شده است که در نهایت کل ارزیابی به خطا رفته است. باید توجه داشت که منظور از اینکه اجرای اقدامات هسته ای آینده ایران «مورد راستی آزمائی آژانس قرار گیرد» این نیست که آژانس صلح آمیز بودن برنامه هسته ای کشور را مورد تائید قرار دهد که بعد از آن موضوع به سوابق تعاملات ما با آژانس، یا PMD مربوط باشد بلکه مقصود تائید انجام تعهدات کشورمان طبق برنامه اقدام مشترک جامع است . یعنی همین تعهداتی که در قالب توافقنامه جامع از سوی ایران پذیرفته می شود. برخلاف تصور دوستان منتقد، آژانس قبلا این کار را درزمینه توافق ژنو به خوبی انجام داده است و سابقه خوبی از خود به جا گذاشته است به نحوی که شروع کار ظرف یک هفته بود و هر ماه بطور منظم آژانس اعلام داشته است که ایران تعهدات خود را در این زمینه انجام داده است.


درگیر کردن آژانس، برای اهداف پادمانی نیست بلکه چون آژانس تنها نهاد ذیصلاح بین المللی در زمینه نظارت بر مواد و تجهیزات هسته ای است و تعهدات ایران در زمینه توافق جامع ماهیت هسته ای دارد چاره ای نیست جز اینکه این نهاد اجرای تعهدات هسته ای کشورمان را در زمینه توافق جامع تائید نماید. موارد مندرج در خصوص مباحث موشکی و مطالعات ادعائی ناشی از خلط مبحث در استنباط منتقدان دراین زمینه است. جمهوری اسلامی ایران از ابتدا همواره بر عدم موافقت خود در خصوص طرح مباحث موشکی در مذاکرات هسته ای به عنوان یک خط قرمر تاکید کرده است و تیم مذاکرات هسته ای نیز تا پایان بر همین موضع استوار مانده است. اشاره به اینگونه مباحث که زائیده ذهن اساتید محترم منتقد است را شاید بتوان مصداق بارز آب ریختن به آسیاب دشمن تلقی کرد. گویا دوستان داخلی تلاش دارند به طرفهای خارجی یادآوری نمایند که چرا از طرح مباحث موشکی در مذاکرات غفلت کرده اید.

8- منتقدان بیانیه سوئیس در تلاشی هدفمند با اقداماتی که بعضا می تواند بوی سفسطه دهد تلاش نموده اند که وجود فعل توافق کردن « agree » در متن بیانیه را معادل توافقنامه «legal agreement»جلوه داده و نتیجه گیری نماید که سند منتشر شده یک توافقنامه حقوقی است. اولا عبارتی که برخی دوستان بزگوار منتقد ادعا می کند صراحتا در متن وجود ندارد. ثانیا گویا هراس دوستان از توافق هسته ای به حدی است که از این به بعد دیگر حتی نباید از فعل «توافق کردن» حتی در بیانیه های مطبوعاتی هم استفاده کنیم. سوال اینجا است که اگر بخواهیم درک مشترک روی موضوعات را ثبت کنیم از چه فعلی که در قاموس دوستان مطلوب باشد استفاده نمائیم.

به هرحال خواهش حقیر از دوستان منتقد این است که چنین مطلب سستی را پایه منطق خود برای وارونه جلوه دادن ماهیت بیانیه مطبوعاتی مشترک سوئیس قرارندهند چون به هیچ وجه نقشی در تغییر ماهیت بیانیه مشترک ایفا نمی کند . این بیانیه کماکان همانطور که خود دوستان منتقد هم اذعان کرده اند ماهیتی سیاسی دارد.

telegram 19dey.com

تگها: بیانیه لوزان, مذاکرات هسته‌ای, ماهیت و پیامدها

شامل تصویر کد امنیتی به صورت CAPTCHA.

شبکه خبری

نسخه قابل چاپ:
تعداد نظرات: 0
همه مطالب تاریخ: ١٩-٠١-١٣٩۴, ٢٣:۴۵