سایت خبری تحلیلی 19دی آنلاین

پرونده هسته ای و دلواپسانی که اخلاق نمی فهمند!

سخن بر سر این است که به طرز واضحی در این میان، نه فقط منافع ملی که اخلاق زیر پا گذاشته می شود.

 پرونده هسته ای ایران با بیانیه سوئیس وارد مرحله جدیدی شده و چشم انداز توافق و مختومه شدن پرونده، بیش از هر زمان دیگری روشن و نزدیک است؛ هر چند که هنوز هیچ چیز نهایی نشده و طیف گسترده ای از رویدادها ، از شکست کامل مذاکرات تا توافق نهایی همچنان محتمل است.

بنابراین، نه باید با ذوق زدگی و خوش خیالی، پایان همه مشکلات را جشن گرفت و نه درهای امید را به روی خود بسته دید. مطلب حاضر نیز ناظر به اصل بیانیه و دورنمای آن نیست بلکه دغدغه مهم تری را نشانه گرفته است که بسیار بنیادی تر از مسأله هسته ای است و آن "اخلاق" است.
مروری بر واکشن های برخی افراد و جریان ها -که اتفاقاً داعیه شریعت مداری و اخلاق محوری شان گوش زمین و زمان را کر کرده است- به بیانیه لوزان ، نشان می دهد که دین و اخلاق، تا چه اندازه در جامعه ما مظلوم واقع شده است.

پرونده هسته ای و دلواپسانی که اخلاق نمی فهمند!


این که بیانیه لوزان باید نقد شود، سخنی است که تردیدی در درستی اش نیست  و مگر می شود بیانیه ای که به سرنوشت کل کشور مربوط می شود را بررسی نکرد و سخنان موافق و مخالفش را نشنید؟!

سخن بر سر این است که به طرز واضحی در این میان، نه فقط منافع ملی که اخلاق زیر پا گذاشته می شود. اگر جامعه به یک بنای آجری تشبیه شود، اخلاق، مانند سیمان بین آجرهاست که باعث می شود ساختمان محکم و پابرجا بماند و اگر نباشد، آجرها به سست بادی از هم می گسلند.

برخورد دوگانه و ریاکارانه با مذاکرات هسته ای ایران و 1+5 ، یکی از مصادیق این بی اخلاقی هاست. همین هایی که امروز، دادشان به آسمان است که بیانیه سوئیس منافع ملی مان را بر باد داد، اورانیوم غنی شده مان را از دست دادیم و می پرسند چه تضمینی وجود دارد که طرف مقابل به تعهداتش عمل کند، در دولت قبل و هنگام توافق با برزیل و ترکیه برای خروج 1200 کیلوگرم اورانیوم غنی شده از کشور و انتقال آن به ترکیه، نه تنها نگران نشدند بلکه جشن پیروزی هم گرفتند!
طبق آن توافقنامه، قرار بود 1200 کیلوگرم اورانیوم غنی شده ایران به ترکیه منتقل شود تا بعد از یک سال، سوخت لازم برای رآکتور تهران به ایران تحویل شود. در هیچ کدام از بندهای 10 گانه توافق، کوچکترین اشاره ای به این نشده است چه تضمینی وجود دارد که یک سال بعد از خروج اورانیوم غنی شده از ایران، سوخت رآکتور تهران را تحویل دهند یا اصلاً اورانیوم های خودمان را بازگردانند؟!
آیا آن موقع ، تضمین اجرایی مهم نبود و ناگهان در دولت بعدی آقایان یاد تضمینات اجرایی افتادند؟ آیا این یک بام و دو هوا، مصداق بداخلاقی نیست؟!
جالب اینجاست که طبق بیانیه سوئیس، ایران می تواند اورانیوم غنی شده اش را به سوخت تبدیل کند و نیز حق دارد بدون ممنوعیت های تحمیلی کنونی در بازارهای جهانی آن را بفروشد که در هر دو حال، سوخت یا پول آن ، به ایران می رسد و دیگر نیازی به انتطار یک ساله و مسائلی نظیر آن وجود ندارد.
یا این روزها، نگران رفع تحریم ها شده اند - که البته در اصل نگرانی درستی است - اما همین ها تا دیروز تحریم ها و قطعنامه های آن را "کاغذپاره" می دانستند و وقتی خودشان عهده دار مذاکرات هسته ای بودند، تلاش چندانی برای رفع تحریم ها نمی کردند.
به عنوان مثال، متن کامل بسته پیشنهادی آنها در دوران سعید جلیلی به 1+5 را بخوانید که از صدر تا ذیل آن، اشاره ای به لغو تحریم های ایران نشده است؛ کسی از دلواپسان امروز هم در آن روز از ایشان نپرسید که این چه بسته پیشنهادی است که در آن مسائلی از قبیل معنویت، عدالت محوری در جهان، حفظ کرامت انسان ها، لزوم پرهیز از خشونت، محیط زیست در عرصه بین الملل،ظرفیت سازی درباره کاهش فقر در جهان، مبارزه با مفاسد اقتصادی و ... آمده است ولی حتی یک کلمه نیز درباره لزوم، شرایط و زمان بندی لغو تحریم ها، در آن وجود ندارد؟

دروغگویی نیز یکی از بی اخلاقی هایی است که در این ماجرا به طرز واضحی شاهدش هستیم. آنقدر راحت دروغ می گویند که گویا نه در تربیت فردی شان کسی به آنها از بدی دروغ گفته و نه به تعالیم دینی مبنی بر حرام بودن دروغ اعتقادی دارند.

این دروغ بافی درست از لحظه انتشار بیانیه سوئیس توسط ظریف و موگرینی آغاز شد و مترجم همزمان صدا و سیما، دو کلمه کلیدی را از نزد خود به جملات موگرینی - که به انگلیسی بیان می شد -اضافه کرد. این دو کلمه ، طبیعتاً در متن فارسی که ظریف می خواند وجود نداشت.
دلواپسان همین امر را دستاویزی برای موج حملات شان به تیم مذاکرات ایران کردند که چرا متن ظریف با متن موگرینی متفاوت بود و وزیر امور خارجه کشورمان را متهم به تحریف و دروغگویی کردند. حال آن که اساساً هر دو یک متن را خوانده بودند و مترجم صدا و سیما، دو کلمه حساس و چالش برانگیز را به ترجمه حرف های موگرینی اضافه کرده بود.
یکی از همین ها در یک مناظره تلویزیونی، اصرار می کرد که بعد از طی دوران محدویت غنی سازی، ایران باید نزد آمریکا برود و با آمریکا درباره کمّ و کیف ادامه فعالیت های هسته ای اش مشورت کند. وقتی طرف مقابل از وی پرسید که از کجا چنین حرفی می زند؟ او با خونسردی تمام و قیافه ای حق به جانب، به کاغذی روی میز اشاره کرد و گفت: این در متن بیانیه سوئیس آمده است!
بیانیه سوئیس را بخوانید و ببینید که در هیچ کجای بیانیه چنین چیزی نیامده است ولی او در برابر چشم همه مخاطبانی که از سراسر کشور شاهد زنده مناظره بودند، به راحتی آب خوردن، دروغ گفت!
این قبیل تحریف ها و سپس بر اساس تحریف ها و دروغ های خودساخته، سخن گفتن و شایعه پراکندن، کاری است که در آن خبره و استاد شده اند و البته یادشان رفته که مردم می فهمند.
جالب این جاست که این طائفه، هر جا کم می آورند به حرف های مقامات آمریکایی و اسرائیلی استناد می کنند، گو این که بعد از سال ها شعارهای ضد غربی و ضد صهیونیستی، بناگاه آمریکا و اسرائیل و رسانه هایشان مرجع اینان شده اند!
همین ها که امروز علیه مذاکره کنندگان ایرانی، حتی از دروغ گفتن آشکار هم ابایی ندارند و در رسانه هایشان هر چه می خواهند می نویسند، زمانی که خود صاحب منصب بودند، رسانه ها را از نقد خود ممنوع کرده بودند و برخورد می کردند. مروری بر آرشیو رسانه های مکتوب و اینترنتی نشان می دهد که آن زمان تا چه اندازه رسانه ها در محدودیت بودند و نمی توانستند روند مذاکرات تیم قبلی با 1+5 را نقد کنند؛ مذاکراتی که نتیجه شان ، صدور قطعنامه های جدید علیه ایران و تنگ تر شدن حلقه تحریم ها بود ولی امروز که تیم مذاکره کننده جدید توانسته برای اولین بار در تاریخ دیپلماسی جهان، زمینه "لغو بدون اجرای قطعنامه های شورای امنیت" را فراهم کند، علیه آن این همه جوسازی می کنند ، حال بماند قدرشناسی که بخش مهمی از اخلاق انسانی است.
ای کاش نقدها ، تندتر و شدیدتر از این بود ولی به دروغ و دورویی آلوده نمی شد و اخلاق که شالوده جامعه است، این چنین قربانی دلواپسی های جناحی و فردی نمی شد.
telegram 19dey.com
شامل تصویر کد امنیتی به صورت CAPTCHA.

شبکه خبری

نسخه قابل چاپ:
تعداد نظرات: 0
همه مطالب تاریخ: ٢۶-٠١-١٣٩۴, ١١:۴١