سایت خبری تحلیلی 19دی آنلاین

حجت الاسلام والمسلمین نوراللهیان:

کشتی انقلاب را نباید به دست کم خردان داد

همه باید دست به دست هم دهیم و نگذاریم دوباره مردان بزرگی مانند هاشمی ها گرفتار دام نخبه کشی شود و مردان کوتوله ای بر صندلی ریاست یک کشور شایسته هر گونه بزرگی تکیه برنند.

 

فاطمه محمدی

حجت الاسلام محمد رضا نوراللهیان رییس سابق سازمان حوزه ها و مدارس علمیه خارج از کشور و از علاقمندان به آیت الله هاشمی رفسنجانی معتقد است آیت الله هاشمی یک آینده نگری بود که با تیزبینی، تیزهوشی، درستی دقت و مشاوره و جلب آراء دیگران آینده را می دید.

وی با ابراز ناراحتی از جفایی که به هاشمی شده بود می گوید: همه باید دست به دست هم دهیم و نگذاریم دوباره مردان بزرگی مانند هاشمی ها گرفتار دام نخبه کشی شود و مردان کوتوله ای بر صندلی ریاست یک کشور شایسته هر گونه بزرگی تکیه برنند.

نواللهیان در سالگرد رحلت هاشمی در گفت وگوی مشورحی با روزنامه 19دی پاسخ داد. مشروح این گفت وگو را می خوانیم.

▪        آیت الله هاشمی جزء معدود افرادی بود که سال های پیش رو  را می دید و گویا پس از یک سال از رحلت وی آن دوراندیشی و آینده نگری ها در بسیاری از مسائل در کشور کمرنگ شده، نظر شما چیست؟

اینکه در قرآن و روایات ما آمده که اگر انسانی تقوا داشته باشد خداوند به او فرقان اعطا می کند یعنی یک نورافکنی در ذهن و اندیشه او ایجاد می کند که دوردست ها را ببیند و قوه تمیز بین درست و نادرست پیدا کند و اینکه دربیانی آمده مومن با نور خدا می بیند این صفات به نوعی در شخصیت آیت الله هاشمی رفسنجانی به شکل مطلوب متبلور بود.

ایشان یک آینده نگری بود که با تیزبینی، تیزهوشی، درستی، دقت،و مشاوره و جلب آراءدیگران آینده را می دیددید، این صفت اولیاء خداست.

 از دید من که از نوجوانی با وی آشنا بودم آقای هاشمی آینده نگر بود و افق هایی جلوی دیدگان تحلیل گر وی باز می شد واین هوش را داشت که یافته ها را قطره قطره باید به دیگران تزریق کرد.

▪        خاطره ای از سال ها نزدیکی فکری با آقای هاشمی دارید؟

روزی جنوب شرق آسیا رفته بودم برخی مسلمانان که به اندیشه شیعه نزدیک بودند، می گفتند وقتی دیدیم که آیت الله هاشمی با ماهاتیر محمد در کوالالامپور ملاقات کردند احساس دیگری به ما دست داد و متوجه شدیم که ایران بااین سیاستمدار مسیر توسعه را  صحیح طی خواهد کرد.

به آفریقا(سنگال) رفته بودم آنجا رهبران طرق صوفیه وعرفاء مسلمان بودند

شبی که آیت الله ازپایتخت به شهرطوبا رفته بودند چنان باشکوه وعزت ازهیلکوپتر که دراین سفرازایران برده بودند پیاده می شوند ومورد استقبال عظیم قرارمی گیرند که دریاد بزرگان وعالمان زنده و ماندگار مانده بود.

خاطره دیگر من، این بود که شبی که امام خمینی(ره) می خواست حکم نخست وزیری مهدی بازرگان را درمدرسه رفاه بدهند؛ آقایان هاشمی، بازرگان و ابراهیم یزدی کنار امام راحل نشسته بودند و ۴۰۰ خبرنگار از سراسر جهان آمده بودند.

نخستین اقدام امام خمینی درآغازین ساعات تشکیل دولت اسلامی بود و همان روزها بود که سخنرانی مهم را در مورد بختیار کردند، آن روز از بین همه یاران، آقای رفسنجانی را انتخاب کردند.

امام خود مصداق بارز روشن بینی بود و از برج بلند، همه جوانب را می دید و تصمیم می گرفت و در آن روز این تشریفات مهم را امام به عهده آقای هاشمی گذاشته بود که نشان می داد جنس وی با بقیه متفاوت است.

همان هاشمی که وقتی ترور می شوند امام می گویند هاشمی زنده است چون انقلاب زده است و هر سفری که می رفته ذبیحه نذر می کرد، امام خوب یاران خود و تیزهوشی و نگاه واقع بین و دورنگری آنان را ومقام ایثارشان را می شناخت.

یک بار هم  آقای هاشمی اوایل انقلاب دقیقا ۳۸ سال پیش به سوریه رفتند و در آنجا حدود۴۰۰ عالم معمم عرب زبان و بزرگان سوریه و لبنان نشستی تشکیل دادند، آقای هاشمیِ جوان با موهای سیاه تنها معمم شاخص شیعه حاضر در جلسه بود و باید مبانی انقلاب را بیان می کرد و آنان می خواستند بدانند که پیام انقلاب ایران چیست.

یک نفر بلند شد و شعر بلندی را خواند که ترجمه یک مصرع  آن این بود که: «تحلیل گران می گفتند که از عمامه آقایان و علما کاری برنمی آید و جاپای شاه محکم است و آمریکا و غرب پشت سرش هستند و به نفت شاه احتیاج دارند و این ها نمی توانند پیروز شوند اما دیدند که این عمامه به گردن نظام ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی افتاد و آن را در اسارت خود گرفت و آن نظام را از ریشه کند و نظام دیگری را بوجود آورد»

آیت الله هاشمی از موفق ترین چهره های انقلاب بود

▪        چرا به برخی صحبت ها و پیش بینی های وی در ایران توجهی که باید نشد؟

بالاخره ببینید سیاست همیشه اینگونه نیست که به دیدگاه ها، آگاهی دادن ها و برداشت های مردان بزرگ عمل شود مگر به اندیشه های نورانی و بلند علی بن ابی طالب(ع) عمل شد؟ مگر گذاشتند به اندیشه های شهید بهشتی جامع عمل پوشانده شود؟ خب به آقای هاشمی حسادت می شد تا روز آخر عمرشان هم این حسادت بود اما وی از موفق ترین چهره های انقلاب ما بود که نام وی خواهد ماند.

آیت الله هاشمی جنگ و صلح را مدیریت کرد

وی جنگ و صلح را خوب مدیریت کرد و این هر دو از یک نفر ساخته نیست؛ یکی در حضور آیت الله از فقر مردم زاهدان، سیستان وبلوچستان و بشاگرد می گفت اشک در چشم وی جمع می شد و زمانی که باید با قدرت تصمیم می گرفت مانند پذیرش قطعنامه ۵۹۸ با قاطعیت عمل می کرد.

وی سیاستمدار، عالم و نویسنده و مبتکر تفسیر راهنما در ۳۰ جلد بود که اقدام بزرگی بود، درست است که گروهی به ایشان کمک کردند اما وی در زندان تا روزی ۱۲ ساعت با عشق کار می کرده است.

شاگرد علامه طباطبایی و امام راحل بود و محضر آیت الله عظمای بروجردی را درک کرده بود و یک مسافرت طولانی به اروپا داشته وحدود شش ماه سفر به آمریکا در اوایل جوانی به دلیل تحصیل برادرشان، یک دید بلندی از واقعیت ها به وی داده بود.

زمانی که کمالات در کسی جمع می شود مشخص است که وی با یک نگاه متعالی و دوراندیشی منحصر به فردی می تواند در جایگاه ذعامت و اداره کشور قرار بگیرد.

آیت الله هاشمی انقلاب را سرپا نگه داشت

در زمان حیات امام، فرمانده جنگ و رییس مجلس شورای اسلامی و زمان ممات وی رییس جمهور شد و با کابینه قوی مشکلاتی که کشور را از جنگ هشت ساله زمین گیر کرده و انقلابی که رکود و خرابی هایی را بوجود آورده بود کشور را سرپا نگه داشت.

▪        اصلاح طلبان و اصولگرایان در دوره های مختلف تا زمانی که از قدرت کنار بودند و هر وقت احساس خطر کردند از آقای هاشمی استفاده کردند اما وقتی به قدرت رسیدند قدردان نبودند، این قضیه را چگونه تحلیل می کنید؟

من این نگاه را صحیح می دانم؛ در دوره دوم ریاست جمهوری وی آنقدر اصولگرایان آقای هاشمی را اذیت کردند و در برابر وی کسی را علم کردند که داستان خود را دارد و هم اصلاح طلبان اذیت های خود را داشتند.

نخبه کشی را باید از کشور دور کرد

 در نهج البلاغه شریف آمده که جاهل یا تندرو یا آنقدر کندرو است که هیچ گاه نخواهد رسید این جهل را باید در جامعه مان درمان کنیم و نخبه کشی و از بین بردن مغزها و اندیشه های بزرگ را با کارهای کوچک و کودکانه انجام ندهیم.

جامعه ما با قاضی کردن کلاه خود بنگرد از ناحیه تضعیف هاشمی چه کسی ضرر کرد؟ آیا غیر از این است که انتخاباتی که آقای هاشمی نفر اول بود به دور دوم کشیده شد و در یک هفته فرصت آنقدر سی دی علیه وی در سطح کشور پخش شد که یکی از آنان مدعی شد یک میلیون سی دی توزیع کرده و همه کار کسانی بود که خود را اصولگرا خواندند و آقای هاشمی را به عنوان جنگ فقر وغنا معرفی کردند و گفتند هاشمی مجسمه ثروت و سرمایه داری و آقای احمدی نژاد نماد مردمی بودن و پا برهنه ها است.

کشور این شد که به نظر من ۴۰ سال آینده هم خرابی های این دولت بی خرد که بهره ای از مدیریت یک کشور تمدنی و فرهنگی بزرگ مانند ایران را نداشت و مغز دانا و فهمیده ای در آنان نبود جبران نمی شود و معاونان اول آن یا در زندان یا در آستانه زندان رفتن هستند حالا دیگر ببینید انتخاب های دیگر چگونه بود.

جامعه ما باید بیدار شوند

این ها معلول این نکته است که شما می گویید که جامعه باید بیدار شود نمی شود کاپیان کشتی انقلاب به این بزرگ، ثروتمند و دارای هویت، فرهنگ و تمدن عظیم کسانی شوند که با کم خردی ما را به قهقهرا ببرند.

تازه اگر اقدام آنان به همین جا ختم شود وهر روز یک بازی جدیدی را در کشور راه نیندازند

هاشمی گرفتار دام نخبه کشی شد

همه باید دست به دست هم دهیم و نگذاریم دوباره مردان بزرگی مانند هاشمی ها گرفتار دام نخبه کشی شوند و مردان کوتوله ای بر صندلی ریاست یک کشور شایسته هرگونه بزرگی تکیه بزنند.

§        آیت الله هاشمی گفته بود سینه من صندوق اسرار نظام، مردم و گروه ها است با این حال اسرار را حفظ می کرد این برای مسئولان نظام ما سخت است گویا این اقدام را نیاموخته اند به نظر شما ایشان چگونه به این شکل عمل می کردند؟

والله ببینید آقای هاشمی صفات حمیده ای داشت از جمله این که هر روز ثبت خاطرات کرد که ما نفر دوم در مسئولان کشور تا امروز نداریم.

خداترسی آیت الله هاشمی باعث شد که اسرار نظام را فاش نکند

خصلت دوم این بود که این همه اطلاع و آگاهی وی توام با خدا ترسی بود «انما یخشی الله من عباده العلماء» اگر کسی عالم شد از خداوند می ترسد و خشیت اللهی باعث می شود که اسرار یک فرد را که ممکن است باعث صدمه به او شود را فاش نکند چه رسد به اسرار یک نظام.

با این که خاطرات با اهمیت وی در دسترس همه قرار گرفت مسائلی که برای حفظ نظام اهمیت داشت را برای یک بار بازگو نکرد تا نظام صدمه نبیند وبه جایی هم نسپرد که بگوییم نزدیک ترین افراد به وی روزی آن ها را بازگو می کند.

مردان بزرگ همواره اینگونه خود را سپر می کنند برای این که ملتی در پرتو از خود گذشتگی آنان در امنیت و آرامش باشد.

اما آن آقایی که از ابتدا گفت بگم بگم تا الان هم می گوید و تهدید هم می کند؛ خب این ها دلبستگی به این انقلاب ندارند دراین انقلاب نبودند برای این انقلاب جبهه و زندان نرفتند، سیلی نخوردند و برای اسلام شکنجه نشدند.

آقای هاشمی بارها مورد شکنجه های طاقت فرسا قرار گرفت اما حافظ اسرار بود؛ ساواک بزرگان ما مانند هاشمی را با پرونده سازی تا پای اعدام می بردند اما آنان طاقت می آوردند و باوجود شکنجه، اسرار را فاش نمی کردند. 

آن همه اسرار از ابتدای انقلاب و حتی پیش از آن در سینه وی بود اما هاشمی مرد هوای نفس نبود که آن ها را فاش کند او مرد وظیفه و تکلیف بود.

باید اعتراف کنیم که در حق وی کوتاهی داشتیم خداوند ایشان را در اعلی علیین با روح مطهر امام و شهدا مانوس کند و به ما توفیق دهد که دیگر مردانی به این بزرگی را دست کم نگیریم وجامعه ما مانند آیت الله امینی و آیت الله جوادی آملی به آقای هاشمی نگاه کند این لازمه یک جامعه انقلابی است.

مسئولان به وصیت نامه امام عمل کنند

▪        مسئولان چگونه باید راه وی را در صبر و حمایت از نظام بیاموزند که در مقابل اتفاقات مختلف و قدرت طلبی بتوانند تحمل داشته باشند؟

مسئولان به وصیت نامه امام عمل کنند امام مانند جدشان امیرالمومنین می فرمود که نخست خود را بسازید؛ کسانی که مسئولیت می پذیرند باید بدانند که مسئولیت یک امانت الهی است و سرنوشت مردم و جامعه در گرو خوب یا بد عمل کردن آنان است.

دوم همه باید از حب جاه بترسیم اینکه از هوای نفس تبعیت کنیم وبه هر قیمتی بخواهیم به قدرتی برسیم و نام ما مطرح باشد و دیگری که قد بلندتر و رساتری دارد را به زیر بکشیم تا خود بلند شویم همین مسائل را بار می آورد که ما امروز داریم.

 باید زمانی که در موضع ذعامت و مسئولیت بزرگ قرار می گیریم خودمان را فدای جامعه کنیم.

▪        علت اصلی بی پاسخ گذاشتن نقدها از سوی آقای هاشمی پس از فوت وی صبر تلقی شد، به نظر شما دلیل دیگری هم داشت؟

بزرگ منش بود وقتی انسانی بزرگمنش باشد عمر خود را صرف پاسخ دادن به این و آن نمی کند

روزی من به شهید هاشمی نژاد گفتم شما به دیدار آقای بهشتی می روید از وی بپرسید می گویند آقای طالقانی را تو کشتی چرا از خود دفاع نمی کنی؟ شهید هاشمی نژاد پس از برگشت گفت من به آقای بهشتی گفتم و ایشان پاسخ داد که من وظیفه ندارم که از خود دفاع کنم «ان الله یدافع اللذین آمنو» خدا از من دفاع می کند و دفاع خدا شایسته است.

انشاءالله همه وقتی به مسئولیت می رسیم بتوانیم با تعلیمات سازنده نهج البلاغه و معارف بلند صحیفه سجادیه راه درست ادای مسئولیت را بشناسیم و به آن پایدار باشیم.

telegram 19dey.com

اخبار مرتبط

شبکه خبری

نسخه قابل چاپ:
تعداد نظرات: 0
همه مطالب تاریخ: ١٩-١٠-١٣٩۶, ١١:٠٨

   

پر مبحث ترین ها