سایت خبری تحلیلی 19دی آنلاین

عضو مجلس خبرگان رهبری در گفت وگو با ۱۹دی:

روحانیت نباید وارد بازی های سیاسی شود

هاشمی هر چه بود پیش پروردگارش رفت و ما مانده ایم و این کشور، نظام و انقلاب که باید فکر حفظ این ها باشیم وسخن از آقای هاشمی سخن از انقلاب، نظام، ولایت، کشور وسخن از ارزش ها، اندیشه ها و افکار است.

فاطمه محمدی

آیت الله هاشم هاشم زاده هریسی مجتهد و مولف معاصر و نماینده مردم آذربایجان شرقی در مجلس خبرگان رهبری است وی در کارنامه خود نمایندگی ادوار سوم و پنجم مجلس شورای اسلامی، ریاست کمیسیون اصول ۸۸ و ۹۰ مجلس شورای اسلامی و نمایندگی قوه مقننه در هیات نظارت بر مطبوعات کشور، عضو هیات نظارت بر اجرای قانون اساسی و ریاست کمیسیون ارتباطات هیات را دارا می باشد.

تخریب هاشمی تخریب نظام است

در سالگرد ارتحال آیت الله هاشمی رفسنجانی وی به خبرنگار ما می گوید: سخن از آقای هاشمی سخن از شخص نیست نه وی هم اکنون دیگر نیاز به دارد که در رابطه با مقام و خصوصیات وی سخن گفته شود و نه سودی برای جامعه دارد و نه به درد من می خورد و نه من صرفا می خواهم در رابطه با آقای هاشمی صحبت و از وی تمجید کنم.

وی هر چه بود پیش پروردگارش رفت و ما مانده ایم و این کشور، نظام و انقلاب که باید فکر حفظ این ها باشیم وسخن از آقای هاشمی سخن از انقلاب، نظام، ولایت، کشور وسخن از ارزش ها، اندیشه ها و افکار است.

به همین جهت ما باید در این مراسم سالگرد رحلت آیت الله هاشمی سخنانی مطرح کنیم که حمایت از نظام، انقلاب، شخصیت ها و استوانه های نظام باشد.

گفت وگوی خبرنگار 19دی را با وی می خوانیم:

مسئولان آرزوهای هاشمی را دنبال کنند

آیت الله هاشمی جزء معدود افرادی بود که سال های جلوتر را می دید و در یک سال پس از فوت وی، گویا دوراندیشی و آینده نگری ایشان در بسیاری از مسائل در کشور مغفول مانده، نظر شما چیست؟
من به جای این که بگویم آقای هاشمی برای این اسلام، نظام و انقلاب چه آرزویی داشته و چگونه فکر می کرد و چه می خواست، یک سال پس از رحلت وی از خودش برایتان می گویم.

آیت الله هاشمی در پیامی می نویسد «دلم می خواهد ایران اسلامی بماند، معتدل باشد، از نظر زندگی پیشرفته باشد، با دانش و تکنیک و با استفاده از منابع فراوانی که در ایران است مردم زندگی راحتی داشته باشند.

کشور ما کلکسیون منابع دنیا است یکی از بهترین منابع انرژی دنیا در ایران است، موقعیت جغرافیایی ایران بی نظیر است بین دو منطقه انرژی در خزر و خلیج فارس قرار داریم و می تواند بهترین راه های دنیا از اینجا بگذرد راه هوایی، راه زمینی، فیبر نوری، لوله های گاز و نفت در ایران زمینه دارند.

می توانیم کارهای زیادی در اینجا بکنیم و یک کشور مرفه و پیشرفته باشیم؛ یکی از اهداف ما فقر زدایی است که زندگی مردم ما زندگی خوبی باشد، بتوانند از منابع کشوری استفاده کنند، آزاد باشد، کسی به آن ها تحمیل نشود و کسی به آن ها تحمیل نکند و ایشان را محترم بشمارند و بگذارند به همان که قانون اساسی برایشان دیده است عمل شود.»

این آرزوها، دغدغه ها و مواضع آیت الله هاشمی بود و از روز اول که این حکومت اسلامی تشکیل و انقلاب پیروز شد تا روز آخر رحلت صادقانه و خالصانه همین آروزها را داشت و هیچ تغییری نداشت.

هاشمی برای انقلاب ومردم می خواست که فقر، اختلاف، افراط و تفریط و ظلم نباشد آزادی و ثروت باشد.

تازیانه اعتدال بر صورت هاشمی کوبانده شد

وی از افراط و تفریط ضربه دید وبا این که اهل اعتدال بود اما تازیانه اعتدال را بر روح و جسم وی کوباندند.

این ها تنها آرزو نیست؛ آقای هاشمی ظرفیت ایران را در این پیام کوتاه می شناسد و بیان می کند و پیام وی خطاب به مسئولان و ملت ایران است که از این ظرفیت ها برای پیشرفت و عظمت اسلام، نظام انقلاب اسلامی استفاده شود و این امر بدون بسترسازی مهیا نمی شود و این خواسته های بلند بدون بسترسازی مدفون می شود.

به جای این که از خود به جای وی بگویم از خودش برایتان گفتم.

هاشمی از شخصیت های برجسته جهان اسلام بود

§         چه دلیلی دارید که می گویید آقای هاشمی حافظ انقلاب بود؟

آقای هاشمی از نظر فکر، اندیشه، مجاهدت، شجاعت و کوشش و تلاش از شخصیت های استثنایی ایران و حتی جهان اسلام بود با این حال سختی ها و انتقادها را با جان و دل پذیرفت و سکوت کرد و حرفی نزد؛ خدا می داند همه به خاطر این بود که اسلام، نظام و انقلاب حفظ شود و خدشه ای به آن وارد نشود.

 می دانست که اگر حرفی بزند که موجب اختلاف شود انقلاب آسیب می بیند حاضر شد که خودش را هزینه کند و پاسخ مغرضان و کسانی که غیرمنصفانه حمله می کردند را ندهد تا انقلاب محفوظ بماند و ناآرامی در جامعه نباشد.

این صبر و این نوع افکار و مواضع آقای هاشمی واقعا پسندیدنی و قابل توجه و درس آموز است و ما باید بیاموزیم که چنین کنیم.

وی خیلی تحمل کرد و ظرفیت داشت؛ هاشمی آدم شجاع و نترسی بود همه می دانند از هیچ کس نمی ترسید اما عجیب است که نه تنها پاسخ نداد بلکه هر کجا رسید تشکر کرد.

در انتخابات مجلس بلایی به سر وی آوردند که وی برای حفظ وحدت جامعه خود را کنار کشید تا نگویند که انتخابات مخدوش بوده و تا استحکام، قدرت و قانونی بودن مجلس حفظ شود و در پیام ارزشمندی از همه اذیت کنندگان و کسانی که رای دادند و ندادند و تخریب کردند تشکر کرد و گفت با میل وعلاقه خود را کنار می کشم.

زمانی که صلاحیت وی را رد کردند حتی در حد اعتراض عمل نکرد برای حفظ وحدت جامعه تشکر هم کرد.

چه کسی این کارها را کرده؟ خدا می داند که اقداماتی که وی کرده هیچ کس نکرده که هیچ، نمی تواند بکند.

انقلاب فرزند هاشمی بود

§         به نظر شما چرا اینقدر صبر کردند؟

برای اینکه انقلاب و نظام نوزاد چنین افرادی است؛ در تاریخ هست که دو زن مدعی بودند که یک فرزند برای آنان است آنان را محضر امام علی(ع) آوردند تا قضاوت کند ایشان فرمودند یک شمشیر بیاورید تا فرزند را نصف کنیم و به هر کدام یک قسمت بدهیم اما زمانی که شمشیر را آوردند مادر بچه گفت من نمی خواهم بدهید به دیگری و مادر واقعی مشخص شد زیرا دلش نمی آید که فرزند وی دو قطعه شود و کسی که مادر واقعی نباشد حاضر بود که دو قطعه هم بشود اما نگوید مال من نیست.

این مسائل را باید بیان کنیم نه این که فقط بخواهیم از آقای هاشمی تعریف کنیم بلکه باید گفت تا افراد تلاشگر در نظام و انقلاب شناسایی شوند و این افکار در جامعه توسعه و آموزش داده شود.

باید نهادینه و فرهنگ شود که ما خودمان را فدای اسلام، انقلاب و نظام کنیم نه این که نظام و انقلاب را فدای خود، شخص یا گروهی که می خواهیم کنیم.

انقلاب اسلامی قائل به شخص نیست

§         خلاء وجود آیت الله هاشمی پس از گذشت نزدیک به یک سال در کدام بخش ها بیشتر احساس می شود؟

الحمدلله نظام ما انسان های وارسته، منصف، فداکار نظام و انقلاب، مدیر، معتدل و قدرتمند اعم از روحانی و غیرروحانی دارد که خلاء‌ها را پر می کنند و نظام، کشور و انقلاب ما قائم به شخص نیست.

شخصیتی مانند حضرت امام از دنیا رفت که واقعا آن زمان فکر می کردیم چه بلا و بلوایی بوجود می آید اما دیدیم که انقلاب همچنان پایدار ماند اما هر شخصیتی با خصوصیات برجسته را که از دست دهیم خلائی ایجاد و جای وی خالی می شود و در مسائل سخت و بحرانی این احساس پررنگ تر می شود زیرا وی مرد بحران ها بود که ما به این مرد بحران نیاز داریم.

آقای هاشمی آب به آتش می ریخت

§         اگر آقای هاشمی در این آشوب های اخیر در قید حیات بود، چگونه عمل می کرد؟

در این مسائل روحیه معتدل وی، آبی به آتش ها می ریخت وی بر آتش بحران ها بنزین نمی ریخت متاسفانه برخی واقعا به آتش بنزین می ریزند.

من چند روز پیش از این آشوب های اخیر و در روزهای اول این اغتشاشات اخباری از رادیو و تلویزیون و دیگر رسانه ها می شنیدم که واقعا احساس خطر می کردم؛ به خدا بنزین می ریزیم و کسانی که بنزین به آتش می ریزند بیش از کسانی هستند که آب به آتش می ریزند.

هاشمی آتشنشان بود اما بسیاری آتشفشان هستند

آقای هاشمی آتش نشان بود اما خیلی ها آتشفشان هستند، آتشفشان زیاد داریم آتش نشان کم داریم

 سخن وی حتما در این حوادث اخیر اثر داشت زیرا مردم اعتماد داشتند و با اعتدال، ظرفیت بالا و محوردانستن مردم در دل مردم رفته بود.

اما امان از آتشفشان ها که هیچ کس هم نمی گوید که تو آتشفشانی نکن این همه فریاد ما برای امر به معروف ونهی از منکر بلند است و این همه طرفداری می کنیم و حتی امر به معروف تند، که شاید جایگاهی هم نداشته باشد گاهی حمایت می شود اما در این مورد امر به معروف و نهی از منکر نمی شود.

از دو طرف هاشمی را زدند

§         گروه های سیاسی مختلف هر زمان از قدرت کنار بودند از آیت الله هاشمی استفاده کردند اما وقتی به قدرت رسیدند فراموش کردند چرا در کشور ما اینگونه است؟ این قضیه را چگونه تحلیل می کنید؟

آقای هاشمی به همه جناح ها کمک کرد و جلوی افراط، تفریط و حرف های ناشایست را گرفت تا توازن ایجاد شود.

همه مرهون هستیم اما همان ها که مرهون هستند از دو طرف وی را زدند هم اکنون هم دیگر فرصت حلالیت طلبیدن نیست.

آن گاه که آقای هاشمی قدرت داشت من حرمت وی را پاس می داشتم اما به دلیل اینکه لازم نمی دیدم هیچ کس نشنیده و ندیده که من از وی سخنی بگویم حتی به دیدار وی نمی رفتم زیرا نیازی به من نداشت اما پس از اینکه دیدیم از هر طرف نسبت به استوانه های انقلاب بی انصافی و افراط و تفریط و تخریب می کنند این تخریب ها را تخریب نظام و انقلاب دیدم و وارد عمل شدم.

تخریب چهره های انقلاب، نظام را فاسد می کند

زیرا این افراد مردان اسلام و نظام هستند اگر خراب یا فاسد باشند انقلاب خراب و فاسد می شود محصول افراد فاسد هم فاسد خواهد بود بدین جهت باید انقلاب با نام پدیدآورندگان آن حفظ شود.

گروه های سیاست زده درکشور ما مانند توپ فوتبال به وی می زدند این نتیجه خدمات وی بود چه جوابی در قبال این اقدامات و چه پاسخی در قبال سکوت خود از هاشمی می توانیم به خدا بدهیم؟ هر بار یک جناح هاشمی را می زد و وی از خود دفاع نمی کرد در صورتی که تخریب هاشمی، تخریب نظام، انقلاب، اسلام و روحانیت بود، هیچ کس دفاع نکرد هر کس هم که دفاع کرد هزینه شد اما همه کسانی که آرام نشستند و دفاع نکردند مسئول هستند زیرا تنها که آقای هاشمی نیست؛ روزی علیه شهید بهشتی در خیابان ها شعار می دادند و زمانی که می گفتند بیا از خودت دفاع کن می گفت «ان الله یدافع عن الذین آمنوا» خدا از بنده اش که ایمان آورده دفاع می کند و در نهایت شهید شد و روزی هم هاشمی از خود دفاع نکرد و مظلومیت را پذیرفت تا جامعه حفظ شود.

هاشمی می گوید «من آمدم خدمت کردم خطا هم کردم» بشر خطاکار است اما خطای غیرعمد با خطای عمدی متفاوت است.  

شکستن حرمت افراد ارزشی انقلاب را به فراموشی می کشاند

·         حفظ اصول و حرمت افراد انقلابی چه میزان حائز اهمیت است؟

اگر این اصول ارزشمند و با حرمت و عزت بماند و یاد این افراد فراموش نشود انقلاب و نظام هم می ماند و هر گاه این اصول و افراد در جامعه ارزش، عزت و حرمت خود را از دست دادند و فراموش شدند انقلاب هم به تدریج فراموش می شود و تغییر هویت می دهد.

دغدغه و نگرانی من نظام، اسلام، انقلاب و استوانه ها و شخصیت های انقلاب و دفاع از این هاست و تا اینکه در جامعه مظلومیت ها تکرار نشود وشخصیت های انقلاب مظلوم واقع نشوند. 

شهید بهشتی مظلوم از دنیا رفت و هنوز هم مظلوم است و حرفی از وی نیست آقای هاشمی مظلوم از دنیا رفت و در این یک سال کمترین حرف از وی زده شده است.

اگر از طریق بیان خدمات نیروهای انقلابی به این هدف عالی رسیدیم که احیا و زنده کردند شخصیت های نظام و قوی کردن استوانه های نظام و حمایت از نظام و انقلاب هدف نهایی باشد این سخن ها در پیشگاه خداوند عبادت محسوب خواهد شد.

اعضای خبرگان در مورد شناساندن هاشمی قدم پیش بگذارند

§         شما هم در مجلس خبرگان رهبری بودید؛ نقش آقای هاشمی را در این مجلس چگونه دیدید وی به چه شکل عمل می کرد و نظر اعضای این مجلس نسبت به وی چطور بود؟

آقای هاشمی در مجلس خبرگان خدمات زیربنایی و اساسی دارد و نباید فقط به این دلیل که هاشمی عضو و مدتی رییس خبرگان بوده از وی تجلیل شود بلکه اعضای مجلس خبرگان رهبری باید در پژوهشگاه در رابطه با این که وی در تمام شئونات این مجلس نقش داشته در مورد شخصیت و خدمات وی قدم پیش بگذارند و ویژگی های مثبت وی را برجسته کنند.

زیرا پیش از تشکیل این مجلس برخی با تاسیس آن مخالف بودند و آن را تضعیف رهبری می دانستند اما با رایزنی های وی با امام این مجلس شکل گرفت و از آن روز تاکنون در آن حضور داشته و هم اکنون هم دوره وی به عنوان نماینده خبرگان تمام نشده است.

آقای هاشمی ابتدا نائب رییس اول مجلس خبرگان رهبری بود من آن زمان در مجلس خبرگان بودم و آقای مشکینی رییس بود و به هاشمی اصرار داشت که تو داری مجلس را اداره می کنی چرا خودت رییس نمی شوی اما آقای هاشمی قبول نکرد و گفت شما وزنه خبرگان هستیتید.

 آقای مشکینی استاد علما و حتی برخی مراجع کنونی بود شخصیت والایی از نظر علمی و تقوایی داشت و آقای هاشمی صبر کرد و پس از وی رییس این مجلس شد و واقعا تعادل را حفظ می کرد و موضع گیری نکرد که برخلاف یا به نفع یا به ضرر یک جناح یا شخص باشد وی مجلس را فراجناحی و مقتدرانه مدیریت می کرد.

با این حال عجیب است داخل خبرگان هم برخی وی را اذیت کردند و پشت تریبون نقدهای زیادی به وی وارد می کردند اما با اینکه تریبون دستش بود گوش می داد اما پاسخ نمی داد واقعا اشک آدم فرومی ریزد.

البته بسیاری از اعضا برای وی ارزش و شخصیت قائل بودند به وی رای می داند اما آن ها هم جرات دفاع نداشتند.

سکوت کشور را به تباهی می کشاند

§         چرا می ترسیدند که دفاع کنند، یعنی از لحاظ امنیتی موانعی داشتند؟

 نه؛ زیرا هر کسی از آبروی خود می ترسد واقعا جوی در جامعه ایجاد می کنند که کسی اگر از مساله ای خوشش هم نمی آید نمی تواند دفاع کند زیرا خودش هم هزینه می شد و چاره ای جز سکوت نبود.

سکوت ها مساله را به اینجا کشانده است اگر هر کس خلاف یا حرف باطل و ناحقی را مشاهده می کرد می گفت کسی جرات خلاف و ناحقی پیدا نمی کرد.

§         خودشان چرا دفاع نمی کردند؟

 نمی خواستند آرامش جامعه بهم بریزد.

§         چرا به خبرگان حداقل جواب ندادند؟

اگر انسان از خودش دفاع کند می شود دعوا و در دعوا هر کس حرف بدتری می زند و فایده ای ندارد و با دفاع کردن، قانع نمی شدند.

 برخی جرات دفاع نداشتند یا صلاح نمی دانستند یا می گفتند خودش دفاع نمی کند چرا ما دفاع کنیم.

بسیاری هم قدر و شخصیت هاشمی را می دانستند به وی رای دادند اینگونه نبود که همه علیه وی باشند زیرا آقای هاشمی یک شخص معتدل بود و کسی را نرجانده و اذیت نکرده بود.

احمدی نژاد زاییده تندوری ها بود

§         مسئولان چگونه باید راه وی را در صبر و حمایت از نظام بیاموزند؟ مانند آقای احمدی نژاد نباشند که پس از کنارگذاشته شدن از قدرت برای قدرت طلبی یا هر دلیل دیگر اسرار نظام را فاش کنند؟

والله چه بگویم می گویند که «اسب تو فربه شود سرکش شود» آن را هم خودشان کردند آن هم زاییده تندروی ها بود روزی با تندروی کسی را به آسمان ببریم و نظر کرده امام زمان بدانیم و یک روز هم زمین بزنیم.

باید از افراط و تفریط ها عبرت بگیریم حتی در دوستی ها و حتی در دشمنی ها زیرا دوستی، دشمنی، حمایت و تخریب اندازه دارد اگر اندازه نگه نداریم چنین می شویم.

احمدی نژاد خیلی درس بزرگی برای مسئولان نظام ما بود آقای هاشمی همین را پیش بینی کرد و گفت آسیاب به نوبت است.

سیاست زدگی پدر انقلاب را درآورده است

§         چگونه می شود سیاست ورزی در کشور ما جای خود را به سیاست بازی ندهد، بخصوص زمان انتخابات ها اخلاق و قانون حاکم باشد؟

سیاست زدگی پدر نظام و انقلاب ما را درآورده و دین و اخلاق ما را فاسد کرده است.

ما سیاست بازی و سیاست زدگی را از سیاست اسلامی جدا و تعریف نکردیم.

من روزی گفتم روحانیت نباید وارد سیاست بازی ها شوند خدا می داند چه الم شنگه و داد و بیدادی راه انداختند و به من سفارش کردند بروید کتاب روحانیت امام را بخوانید که توصیه می کند روحانی باید سیاسی باشد.

سیاست اخلاقی باید سیاست بازی جدا شود

چرا اینگونه عمل کردند؟
زیرا ما سیاست اسلامی و سیاست بازی را تعریف نکردیم؛ سیاست بازی گناه و ناحق است و سیاست اسلامی ثواب و حق است.

سیاست صحیح اسلامی به معنای تدبیر، برنامه ریزی، مدیریت و ارتقاء جامعه و کمال انسانیت و خوشبختی در دنیا و آخرت و مدیریت کردن انسان ها در مسیر خوشبختی و سعادت است که از دیانت جدا نیست.

سیاست بازی و شیطنت های سیاسی نباید آمیخته با سیاست اسلامی باشد وقتی از هم  جدا نکردیم مخلوط می شود و هم اکنون مشخص نیست که سیاست اسلامی و سیاست بازی و بازی های سیاسی چیست.

هر کس شعار و فریاد بلندی دارد و تهمت و افترا بزند و داد و بیداد کند می شود سیاسی و هر کسی به اعتدال و آرامش دعوت کند بگوید تهمت نزنید و آرامش داشته باشید سیاسی نیست.

هم اکنون به این شکل است و در واقع سیاست در جامعه ما تقطیع شده و معنای حقیقی خود را از دست داده است.

من حدود ۳۰ مورد از حقایق که معانی ارزنده، آموزنده وتربیت کننده دارد اما تحریف و موجب بدآموزی شده را در کتاب «حقایق تحریف شده» جمع آوری کردم که ادامه آن یک دایره المعارف می شد آنجا متاسفانه سیاست را مطرح نکرده بودم الان همین را اضافه می کنم یکی از حقایق تحریف شده مساله سیاست است.

جامعه و انقلاب ما سیاست اسلامی نیاز دارد اما ما آن را از بازی های سیاسی جدا نکرده ایم

معنای صحیح سیاست از معنای غیرصحیح و تحریف شده آن جدا نکردیم و به مردم آموزش ندادیم تا متوجه شوند چه کسی سیاستمدار و چه کسی بازیگر سیاسی است.

دین و اخلاق سیاسی، دین و اخلاق را فاسد می کند

نکته مهم اینجاست که آنقدر در این مساله کار نکردیم که حتی مفاهیم و کلمات را هم عموما غلط به کار می بریم به عنوان مثال می گوییم دین سیاسی و اخلاق سیاسی هر دو غلط است زیرا این دو نباید سیاسی باشد اخلاق نباید سیاسی باشد بلکه سیاست اخلاقی و سیاست دینی صحیح و این دو مفهوم از زمین تا آسمان با هم متفاوت است.

زیرا دین سیاسی به معنای است که نماز خواندنبه نماز جماعت یا جمعه رفتن و حتی سلام کردن و شعاردادن سیاسی است یعنی دین ابزار و در چنبره سیاست است سیاست هر چه بگوید و باید دین و اخلاق آنگونه معنا و تفسیر شود.

اخلاق سیاسی نیر به این معناست که سلام کردن دوست داشتن تهمت زدن می زنیم زیرا سیاست این را می گوید.

این دین و اخلاق سیاسی فساد ایجاد می کند یعنی اخلاق تحت فرمان و در اختیار سیاست است و اگر سیاست هر چه افتضاح کند باید اخلاق را آنگونه تفسیر کنیم.

اما برعکس سیاست دینی و اخلاقی یعنی دین و اخلاق محور است نه سیاست؛ سیاست ما تابع و بر اساس اخلاق است غیر از این باشد دین و اخلاق فاسد می شود.

telegram 19dey.com

اخبار مرتبط

شبکه خبری

نسخه قابل چاپ:
تعداد نظرات: 0
همه مطالب تاریخ: ٢۴-١٠-١٣٩۶, ١١:٢٢

   

پر مبحث ترین ها