سایت خبری تحلیلی 19دی آنلاین

گزارش لحظه به لحظه از قيام19 دي

غروب غمباري است، بوي باروت فضاي شهر را پر کرده است، احساس مي‌کني در شهر حکومت نظامي است، از هر طرف مي‌روي با ماموري ‏برخورد مي‌کني، خيابان صفاييه، کوي آمار، کوچه ممتاز، ارم و حجتيه مملو از کفش، عمامه و عبا است،
19‌دي، روزي است كه روزنه‌ها را به عاشورا گشود وكل يوم عاشورا وكل وارض كربلا رادرقم رقم زد، روزي که برگ زرين و سرنوشت سازديگري را در تاريخ انقلاب اسلامي گشود، برگي که حادثه ساز شد و توانست طومار 2500 ساله رژيم ‏شاهنشاهي را از تاريخ ايران برچيند.‏
در اين نوشتار سعي شده است با الهام از خاطرات و مشاهدات نويسنده و اسناد مرکز اسناد انقلاب اسلامي، ‏گوشه‌هايي از مجاهدت و اهداف متعالي حماسه سازان 19‌دي را بدون تجزيه وتحليل به تصوير کشیده شود، هر چند که قلم از تبيين و تصوير شرايط خفقان و‌ترس و ‏دلهره آن زمان عاجز است.
عصر 17دي
روز 17 دي است معمولا ساعت چهار و 30 دقيقه تا پنج بعد‌ازظهر روزنامه اطلاعات در قم توزيع مي‌شود ولي هيچ کس از توطئه رژيم خبر ندارد. پاسي از ‏غروب مي‌گذرد، در روزنامه فروشي‌ها شاهد فضاي غريبي هستيم، برخي آهسته پچ پچ مي‌کنند و مطلبي را نشان هم مي‌دهند و با ناراحتي سر ‏خود را تکان مي‌دهند و با سرعت رد مي‌شوند. افراد جديدي را مي‌بيني که روزنامه مي‌خرند، براي روزنامه فروش هم هنوز اين سؤال وجود ‏دارد مگر در روزنامه اطلاعات چه نوشته شده است، حدود ساعت هفت شب است،،‌ از طلبه‌اي که تا حدودي مرا مي‌شناسد موضوع را مي‌پرسم، مقاله ارتجاع سرخ و سياه به قلم رشيدي مطلق که ‏مشخص است مستعار است را نشانم مي‌دهد.‏
با خواندنش آتش به جانم مي‌افتد، از اين همه بي‌شرمي و توهين به آقاي خميني سخت متأثر مي‌شوم. اين نامه، از آقاي خميني به عنوان ‏فردي ماجرا جو، بي اعتقاد، وابسته و سر سپرده به مراکز استعماري، جاه طلب، مجهول‌الهويه، عامل ارتجاع سرخ و سياه، عامل واقعه ننگين ‏‏15 خرداد، سيد هندي و... نام برده بود.‏هر كس به فكر اين است كه كاري بكند.
جلسه مدرسين
پاسي از شب گذشته، مدرسين سطوح عالي حوزه همه به نحوي از موضوع با خبر شده‌اند در اين ميان آيت‌الله يزدي و حجت‌الاسلام سيد حسين موسوي تبريزي ‏سخت در تکاپوي برپايي جلسه مدرسين حوزه هستند.
نيمه شب جلسه مدرسين حوزه علميه براي تصميم‌گيري عليه اين ‏اقدام ننگين در منزل آيت‌الله نوري همداني برپا مي‌شود، سرعت عمل مدرسين براي تصميم‌گيري از نکات مهم و مورد توجه است.‏
در اين جلسه آقايان مشکيني، طاهري خرم‌آبادي، مؤمن، صانعي، يزدي، وحيد خراساني، مکارم، سبحاني، محمدي گيلاني، نوري همداني ‏و... همه جمع هستند، به اتفاق تصميم مي‌گيرند در اعتراض به درج اين مقاله توهين‌آميز، فردا هيجدهم دي ماه، دروس حوزه علميه را تعطيل ‏کنند و در اين زمينه با مراجع تقليد نيز هماهنگي شود.‏
صبح 18دي
روز هيجدهم دي است‏، دروس حوزه تقريباً به طور کامل تعطيل شده و مراجع نيز درس‌هاي خود را تعطيل کرده‌اند. در مدارس حقاني، خان، رسالت، کرماني و ‏حجتيه، جنب و جوش خاصي به چشم مي‌خورد، در اغلب اين مدارس مقاله مذکور نصب شده و در پي نوشت آن با خودکار آبی نوشته شده است، ساعت هشت صبح منزل ‏آيت‌الله گلپايگاني.‏
ساعت هشت صبح، مدرسه خان شور ديگري دارد، حجت‌الاسلام فاکر بر روي پله‌ها با صداي بلند مقاله را مي‌خواند، همه ناراحتند، برخی گریه می کنند،عده‌اي فرياد «درود بر ‏خميني» سر مي‌دهند، هر لحظه بر طلاب مدرسه خان افزوده مي‌شود و تعداد آنها به بيش از 150 نفر مي‌رسد، با اينکه حرکت خود‌جوش ‏است ولي مثل اينکه به صورت غيبي هدايت مي‌شود. همه آرام به سوي منزل آيت‌الله گلپايگاني حرکت مي‌کنند.‏
سخنان آيت الله گلپايگاني
محوطه بيروني و دروني بيت ايشان پر مي‌شود، آقاي گلپايگاني خيلي زود مي‌آيند، چهره افسرده،‌ غمگين، ناراحت و نگراني دارند، تا شروع به ‏بسم‌الله الرحمن الرحيم مي‌کنند آيه استرجاع را مي‌خوانند انالله و انا اليه راجعون، بغض طلاب مي‌ترکد و صداي گريه از هر سو بلند مي‌شود، ‏ايشان مي‌گويند: ما هم از وارد شدن اين ضايعه بزرگ بر جامعه روحانيت و بر فقه و اجتهاد خبردار شديم، اينها اشتباه مي‌کنند اينها فکر نکنند ‏ما ديگر سکوت کرده‌ايم و چيزي نخواهيم گفت و دست بر مي‌داريم، اينها بايد بدانند که اگر سر نيزه را حتي به زير گلوي ما بگذارند، ما ‏حرفمان را مي‌زنيم. معظم‌له ضمن اينکه طلاب را به وحدت و ادامه اعتراض دعوت مي‌کنند تصريح مي‌کنند که علما همه با کار‌هاي رژيم ‏مخالفند.‏
سخنان حضرت آيت‌الله العظمي گلپايگاني طلاب را خيلي دلگرم مي‌کند و آنها را به ادامه مبارزه تشويق مي‌کند، همانجا اعلام مي‌شود ‏مقصد بعدي منزل آقاي شريعتمداري است.‏
‏ساعت حدود 5/10 صبح‏، جمعيت از منزل آيت‌الله گلپايگاني وارد خيابان چهارمردان مي‌شود. افضلي، افسر شهرباني به راننده گريدر دستور مي‌دهد که به سمت مردم حرکت ‏کند. از حرکات راننده گريدر عده‌اي از مردم روي يکديگر مي‌افتند. تني چند از طلاب با سنگ به سمت راننده و پليس حمله مي‌کنند و همين ‏باعث مي‌شود جمعيت به طور متفرق به سمت منزل آقاي شريعتمداري حرکت کند.
در منزل ايشان ابتدا اطرافيان با بيان اينکه آقا مريض هستند، ‏خودمان پي‌گيري مي‌کنيم سعي بر متفرق کردن جمعيت دارند، اما اصرار طلبه‌ها باعث مي‌شود بعد از يک ساعت آقاي شريعتمداري بيايند و بيان کنند: ما قبل از ورود شما مشغول فعاليت و پي‌گيري بوديم، باز هم دنبال مي‌کنيم و کار زيادي از دست ما بر نمي‌آيد. در پايان هم اعلام مي‌شود ساعت سه بعد از ظهر طلاب در حسينيه حضرت ‏آيت‌الله العظمي نجفي جمع خواهند شد.‏
عصر18دي
‏ساعت 4 بعد از ظهر روز هيجدهم دي ماه، حسينيه آقاي نجفي و کوچه مقابل مملو از جمعيت است، آيت‌الله العظمي مرعشي نجفي که سخت ناراحت به نظر مي‌رسند در پله دوم منبر قرار مي‌گيرند و مدتي به همراه طلاب گريه مي‌کنند و مي‌گويند: آيا شايسته است در يک روزنامه کثيرالانتشار به يک عالم ‏رباني و سيد جليل محترم توهين شود. بنده ايشان را مي‌شناسم و مقام حب او به ائمه اطهار و ولايتش و خلوص ‏نيتش و عباداتش و فضل و کمالش را من مي‌دانم. معظم له اضافه مي‌کنند: من اين مصيبت‌هايي که در اين دوران اخير ‏ديدم، در طول عمرم نديده بودم.‏
پس از سخنان آيت‌الله مرعشي نجفي جمعيت به سوي منزل آيت‌الله روحاني مي‌روند و در آنجا وي نيز اقدام رژيم را توطئه‌‌اي براي حوزه ‏دانسته و طلاب را به اتحاد دعوت مي‌کند.‏
از بعد ‌از ظهر روز هجدهم مردم قم به ويژه اصناف و بازاريان در اجتماعات شرکت ‏‏‌مي کنند. در مسجد اعظم (محل تجمع طلاب و اقشار مختلف مردم در آن زمان)، طلاب منتظر سخنان آيت‌الله حاج شيخ مرتضي حائري هستند. وي در سخن کوتاهي ضمن محکوم کردن اين حرکت رژيم با ‏بيان اينکه رژيم مي‌خواهد مسجد اعظم را هم مانند فيضيه کند از ادامه سخن گفتن باز مي‌ايستد.‏
صبح 19دي
در روز نوزدهم، بازار قم به نشانه حمايت از حوزه و محکوم کردن اقدام رژيم در درج مقاله موهن در روزنامه اطلاعات تعطيل مي‌شود، تعطيلي بازار جريان ‏مبارزات را خيلي داغ مي‌کند، دروس حوزه نيز همپاي تعطيلي بازار تعطيل مي‌شود.‏
طلاب و بازاريان ‏ساعت 9 صبح جلوي مسجد نوميدان آستانه‏ اجتماع و پس از آن به سوي مسجد اعظم حرکت مي‌کنند. در مسجد اعظم با تعطيل شدن درس آقاي شريعتمداري جمعيت چندين ‏برابر مي‌شود.‏
در اين روز تا حدود زيادي‌ترس مردم ريخته است، اقشار مختلف مردم، رفتن به منازل آيات را پي مي‌گيرند. صبح روز نوزدهم به‌ترتيب ‏آقايان‌هاشم آملي، علامه طباطبايي، آيت‌الله يزدي، آيت‌الله وحيد خراساني و آيت‌الله مکارم سخنراني مي‌کنند و نزديک ظهر اعلام مي‌شود ‏بعد از ظهر تظاهرکنندگان به سوي منازل آيت‌الله نوري همداني و آيت‌الله مشکيني خواهند رفت.‏
عصر19دي
ساعت 3 بعد از ظهر، جمعيت بي‌سابقه‌اي در خيابان بيگدلي و منزل آيت‌الله نوري همداني اجتماع کرده‌اند. کل خيابان بيگدلي را بلند‌گو‌کشي کرده‌اند، و به نظر مي‌رسد ‏جمعيت شرکت کننده در اين مراسم بيش از 10 هزار نفر باشد که در شرايط کنوني غيرقابل تصور است.
‏ابتدا حجت‌الاسلام سيد حسين موسوي تبريزي سخنان شديد‌اللحني ايراد مي‌کنند، سپس آقاي نوري همداني در سخنانش با خواندن اين بيت که مه فشاند نور و سگ عو عو کند، مي‌گويد: خميني مانند ماه مي‌تابد و از عوعو کردن سگ نتيجه‌اي جز خسته کردن خويش، جز منفور کردن خودش چيز ديگري عايد نويسنده نخواهد ‏شد.‏
وي اضافه مي‌کند: هدفي که معظم له دارند هدف روحانيت و هدف همه ملت ايران است.‏
‏‏بعد از سخنراني آيت‌الله نوري‏همداني، شور وصف ناشدني در بين مردم ايجاد مي‌شود، شعار درود بر خميني و مرگ بر حکومت يزيدي چندين مرتبه از سوي تظاهرکنندگان سر داده مي‌شود که با تشويق ديگران جمعيت آرام مي‌گيرد و بدون شعار جمعيت جهت حضور در منزل آيت‌الله مشکيني به سمت چهارراه ‏بيمارستان حرکت مي‌کند.‏
آغاز درگيري
ساعت حدود 4 و نيم بعد از ظهر‏ است، در چهار راه بيمارستان مأموران شهرباني و ساواک آرايش ويژه‌اي گرفته‌اند، که نشان دهنده وقوع حوادثي خونين است.‏
تظاهرکنندگان آرام در حال پيشروي هستند، کنار بانک صادرات تحرک بيشتري به چشم مي‌خورد. يک‌دفعه شيشه‌هاي بانک با صداي مهيبي ‏فرو مي‌ريزد و افرادي که در آن نزديکي هستند، مي‌گويند: مأموري اقدام به شکستن شيشه‌ها کرده است.‏
اما مأموران رژيم ستم شاهي که به دنبال بهانه اي هستند، اين انفجار را بهانه مي‌کنند و با باتوم به جان مردم مي‌افتند، از گوشه ميدان جايي که رئيس شهرباني ايستاده است صداي تيري بلند مي‌شود و پس از آن صداي تيراندازي‌هاي متعدد ديگري به گوش مي‌رسد، هر کس ‏به طرفي مي‌دود، صحنه عجيبي به پا مي‌شود، مردم در زير دست و پا له مي‌شوند. سر و دست است که به وسيله باتوم‌هاي مأموران ‏شکسته مي‌شود.
شعار‌ها هر لحظه تندتر مي‌شود مردم در کوچه‌ها و مدرسه حجتيه سنگر مي‌گيرند و با پرتاب سنگ و آجر با مأموران درگير ‏مي‌شوند. فرياد و آتش و دود و خون درهم مي‌آميزد، خون حرکت ساز مي‌شود، هر گوشه‌اي شهيد و مجروحي افتاده است، هر کسي سعي ‏مي‌کند به نحوي مجروحين را کمک کند که به دست مأموران نيفتند.‏
گزارش لحظه به لحظه از قيام19 دي


شعار درود بر خميني، خميني عزيزم بگو تا خون بريزم. مرگ بر حکومت يزيدي، با انگشتان خون آلود مجروحين در حال نقش بستن بر در و ‏ديوار کوچه‌هاي منتهي به چهارراه بيمارستان است.‏
درگيري به داخل مدرسه حجتيه، خيابان ارم و گذر خان کشيده مي‌شود. در گذر خان مأموران يک بار ديگر مردم را به گلوله مي‌بندند و با ‏شليک گاز اشک‌آور و با باتوم به جان آنها مي‌افتند. در مدرسه حجتيه يکي از طلاب را با تير مي‌زنند خون او مدرسه را رنگين مي‌سازد، پير ‏مردي در داخل مدرسه آجر و سنگ براي جوانان مي‌آورد و...‏
غروب غمباري است، بوي باروت فضاي شهر را پر کرده است، احساس مي‌کني در شهر حکومت نظامي است، از هر طرف مي‌روي با ماموري ‏برخورد مي‌کني، خيابان صفاييه، کوي آمار، کوچه ممتاز، ارم و حجتيه مملو از کفش، عمامه و عبا است، بيمارستان آيت‌الله گلپايگاني، کامکار و ‏سهاميه پر از زخمي و شهيد است، در برخي بيمارستان‌ها مأموران زخمي‌ها را به تخت‌ها زنجير کرده‌اند، صحنه دلخراشي است، کارکنان ‏بيمارستان‌ها در صددند به نحوي آنها را فراري دهند.

گزارش لحظه به لحظه از قيام19 دي

بيمارستان آيت‌الله گلپايگاني تا حدود قابل توجهي امن است بنابراين زخمي‌ها را به آنجا ‏برده‌اند، هر کسي تعداد شهدا و زخمي‌ها را رقمي مي‌گويد که هولناک است. صحبت از 100 نفر و حتي 200 و 300 نفر است. حکومت تقريباَ نظامي ‏باعث شده خيلي‌ها نتوانند به خانه‌ها و حجره‌هايشان بروند، امشب، شب نگران کننده‌اي براي مردم قم است، خيلي‌ها از سرنوشت ‏فرزندان، پدران، برادران و دوستان خود هيچ خبري ندارند.‏
صبح روز بيستم دي، تحرکات بين علما، مراجع و مردم، حکايت‌هاي بسياري را نويد مي‌دهد، قيام 19‌ دي به بار نشسته است و مظلوميت شهدا، مردم و خون‌ها ‏حرکت ساز شده است، نهضت، آهنگ و شتاب تازه‌اي به خود گرفته، پيام تند و آتشين امام خميني(ره) به مناسبت فاجعه 19‌دي روح تازه‌اي در ملت مي‌دمد، اجتماع پشت اجتماع جلسه دنبال جلسه، هسته‌هاي مقاومت در منازل و محله‌ها شکل مي‌گيرد.
و اين نهضت نهضتي بود که به شهر‌هاي ديگر کشيده شد، ‏تبريز، يزد، جهرم، تهران، مشهد، قيام در پي قيام، هفته به دنبال هفته و چهلم در پي چهلم ايجاد شد، نهضت فراگير شد ... ثمر داد.... امام آمد ‏... 22 بهمن پديد آورد، آري اين چنين کرد قيام 19‌دي ... .

مرتضی داستانی
telegram 19dey.com

تگها: مرتضی داستانی, قيام19 دي, خميني, خون آلود, باتوم‌هاي مأموران

شامل تصویر کد امنیتی به صورت CAPTCHA.

شبکه خبری

نسخه قابل چاپ:
تعداد نظرات: 0
همه مطالب تاریخ: ١٩-١٠-١٣٩٢, ١٠:۴٠