سایت خبری تحلیلی 19دی آنلاین

موسویان: آمریکا ناگزیر به تغییر سیاست است

به‌نظر من در مورد داعش چهاردلیل ریشه‌ای وجود دارد که باید به آنها پرداخت: اولی ایدئولوژی است، داعش عده‌ای تروریست که یک‌شبه درست شده باشند نیست، اینجا بحث ایدئولوژی است، با ریشه‌ای عمیق در کشورهای عرب و میلیون‌هانفر که درگیر فعالیت‌های تروریستی نیستند، اما از نظر ایدئولوژیکی با داعش، در یک گروه قرار دارند. دوم، حکمرانی بد در خاورمیانه برای یک‌دهه. سوم، فقدان یک سکوی منطقه‌ای به همراه مداخلات خارجی. چهارم، روند صلح، رفتار اسراییلی‌ها در قبال فلسطینی‌ها برای 60-50 سال.
بیست‌وسومین کنفرانس سالانه شورای ملی روابط آمریکا و اعراب برگزار شد. سیدحسین موسویان عضو سابق تیم مذاکره کننده ایران در جمع 1000دیپلمات و اقتصاددان آمریکایی و عرب در شورای ملی روابط آمریکا و اعراب به سخنرانی پرداخت.

به گزارش شرق، متن سخنرانی موسویان را می‌خوانید:

فکر می‌کنم در این مورد بحثی نباشد که طی 35سال گذشته از انقلاب1357، آمریکا و اکثر کشورهای عرب سیاست دوسویه‌ای در قبال ایران پیش گرفته‌اند، جهت اول تغییر رژیم و اگر این جهت به جایی نرسید، جهت دوم تضعیف و منزوی‌سازی ایران. با این وجود در هر اجتماع، مصاحبه، جلسه‌ یا کنفرانسی در میان اعراب که حاضر شوید، آنها قدرت و نفوذ ایران در 35‌سال گذشته را نفی نمی‌کنند، بنابراین فکر می‌کنم برای آمریکایی‌ها و اعراب واضح است که سیاست اجبار سه‌دهه گذشته در قبال ایران شکست خورده است. آنها هر کاری که از دستشان برمی‌آمده را امتحان کرده‌اند؛ از حمله نظامی تا استفاده از سلاح‌های کشتار جمعی؛ از تحریم‌های اجباری تا جنگ پنهان و چیزهای دیگر. اما با این وجود، امروز ایران باثبات است، اگر باثبات‌ترین نباشد، قدرتمند است، اگر قدرتمندترین نباشد، تاثیرگذار است، اگر تاثیرگذارترین ملت هم در منطقه نباشد. بنابراین من به آمریکایی‌ها، اعراب و همچنین ایران پیشنهاد می‌کنم تغییری در روابط خود ایجاد کنند. حداقل ژئوپلیتیک بودن، پویایی و تغییرات منطقه این موضوع را به ما دیکته می‌کند، اگر ما به اتحادیه عرب نگاه کنیم، در عمل اتحادیه عربی وجود ندارد، اتحادیه عرب فروریخته و موضوعیت ندارد. وقتی ما به جهان عرب نگاه می‌کنیم، دولت‌های ناکام بسیاری را می‌بینیم، متحدان آمریکا مانند مبارک و بن‌علی سقوط کرده‌اند، خدا را شکر در این مورد ایران را مقصر نمی‌دانند؛ از آنجا که ایران دخالتی نداشته و برخی کشورهای ناکام مانند لیبی که باز هم ایران دخالتی در آنجا نداشته است. متاسفانه امروز در جهان عرب رهبری وجود ندارد. ایران در مورد روند صلح از دو، سه‌دهه پیش معتقد بوده اسراییلی‌ها در این مورد جدی نیستند و حداقل پس از 23سال روایت ایران عینیت پیدا کرده و شاهد هستیم روند صلح و طرح دو کشور مستقل شکست می‌خورد و همه می‌دانند این مشکل ایران نیست، این مشکل بی‌بی (نتانیاهو) است که در مقابل طرح دو کشور مستقل مقاومت کرده است. سیاست آمریکا چه بخواهیم و چه نخواهیم - از کشورهای خلیج‌فارس و خاورمیانه گرفته تا آسیا - در حال تغییر است و تغییر می‌کند، حتی اگر آمریکایی‌ها نخواهند این کار را انجام بدهند. آنها منابع و ظرفیت لازم برای ادامه‌دادن سیاست سنتی حمله به کشورها یا سرمایه‌گذاری به سبک 20 یا 30سال گذشته را ندارند. گرچه من می‌گوییم اگر آنها سرمایه‌گذاری هم بکنند، قادر به مدیریت خاورمیانه نخواهند بود. دلیلش این است وضعیت کنونی منطقه دلیل کافی برای ناتوانی آمریکا برای مدیریت بحران در خاور‌میانه است. ایران و عراق دیگر رقابتی ندارند و در حال حرکت به سوی متحدشدن هستند،

مصر - اصلی‌ترین رقیب ایران - درگیر مشکلات داخلی است و حداقل برای یک‌دهه قادر نخواهد بود نقش خود را در منطقه بازی کند. ترکیه نه متحد ایران، نه متحد اعراب، نه متحد آمریکا، نه متحد سوریه است و کسی نمی‌داند ترکیه رو به کدام سمت در حال حرکت است، چون آنها هم در حال حمایت از حماس، اخوان و جبهه‌النصره و هم به طور همزمان عضو ناتو هستند.

از سویی همه پس از بحران اوکراین فهمیدند روسیه موضوع متفاوتی در منطقه و در عرصه بین‌المللی خواهد بود و ایجاد اجماع بین‌المللی علیه ایران دیگر ممکن نیست. همچنین داعش خطر و تهدیدی بزرگ علیه همه ایرانی‌ها، اعراب، منطقه، آمریکایی‌ها، اروپایی‌ها و روس‌هاست. اما باید به دلایل ریشه‌ای داعش بپردازیم. سیاست کنونی آمریکا یعنی تنها حملات هوایی موثر نیست و نخواهد بود، فکر می‌کنم همه این موضوع را فهمیده‌اند.

به‌نظر من در مورد داعش چهاردلیل ریشه‌ای وجود دارد که باید به آنها پرداخت: اولی ایدئولوژی است، داعش عده‌ای تروریست که یک‌شبه درست شده باشند نیست، اینجا بحث ایدئولوژی است، با ریشه‌ای عمیق در کشورهای عرب و میلیون‌هانفر که درگیر فعالیت‌های تروریستی نیستند، اما از نظر ایدئولوژیکی با داعش، در یک گروه قرار دارند. دوم، حکمرانی بد در خاورمیانه برای یک‌دهه. سوم، فقدان یک سکوی منطقه‌ای به همراه مداخلات خارجی. چهارم، روند صلح، رفتار اسراییلی‌ها در قبال فلسطینی‌ها برای 60-50 سال. اینها دلایل ریشه‌ای ایجاد گروه‌هایی تروریستی شبیه داعش هستند. ما برای مواجهه با داعش نیازمند ائتلافی فراگیر هستیم، ما نیازمند تمرکز روی تضعیف داعش در سوریه، عراق و منطقه هستیم. ما نیازمند استفاده از فرصت ایجاد دوستی میان شیعه و سنی هستیم؛ زیرا این خطر، هم تسنن و هم تشیع را تهدید می‌کند.
مورد بعدی سوریه است، معتقدم در سوریه به یک سیاست دوسویه نیاز داریم، اول همکاری با اسد برای ممانعت از سقوط سوریه به‌عنوان سوریه، به‌عنوان یک دولت، به‌عنوان یک کشور و به‌عنوان یک ملت. برای ممانعت از سقوط تاسیسات امنیتی و نظامی، نه مانند اشتباهاتی که در عراق رخ داد بلکه برای حفظ تمامیت ارضی سوریه، برای زدودن تروریست‌ها از مرزهای سوریه، برای پایان‌دادن به جنگ فرقه‌ای در سوریه و بعد درعین‌حال در یک دوره‌ گذار یک دولت جدید براساس سیستم تقسیم قدرت با نظر اکثریت ایجاد شود.

سوالی که اینجا مطرح می‌شود این است که امروز باید چگونه با خاورمیانه رفتار کنیم؟ من می‌گویم اول باید بگوییم چگونه با اسلام و اسلامگراها رفتار کنیم، زیرا خاورمیانه مسلمان است و فکر می‌کنم غرب برای پرداختن به اسلامگراها، استراتژی ندارد، ما به یک استراتژی بزرگ نیاز داریم تا از میانه‌روها در مقابله با تندروها حمایت کنیم. دوم ایجاد سکویی برای ایجاد ائتلاف منطقه‌ای؛ فاز اول در خلیج‌فارس بین ایران، اتحادیه همکاری خلیج‌فارس و عراق است و فاز دوم خاور‌میانه گسترده‌تر با حضور چهار قدرت خاورمیانه، یعنی عربستان، ایران، ترکیه و مصر.

موضوع بعدی در مورد نهایی‌کردن توافق هسته‌ای با ایران است که معتقدم توافق هسته‌ای تا 24نوامبر می‌تواند حاصل شود، من صددرصد مطمئن هستم که قدرت‌های جهانی می‌خواهند توافقی را در چارچوب قوانین بین‌المللی امضا کنند. در این مورد «ان‌پی‌تی» شاخص است، مقررات «ان‌پی‌تی» تمهیدات شفاف‌سازی است، اگر قدرت‌های جهانی واقعا خواستار امضای توافق هستند ایران موارد موجود در «ان‌پی‌تی» را امضا می‌کند. از نظر بین‌المللی چیزی فرای این توافق وجود ندارد. اما متاسفانه موضوعاتی که هم اکنون آمریکا و قدرت‌های جهانی در حال مذاکره در مورد آنها هستند فرای «ان‌پی‌تی» و قوانین بین‌المللی است. سقف غنی‌سازی، سقف انبارها، سقف تعداد سانتریفیوژها و تبدیل فنی در آب سنگین اراک همه فرای «ان‌پی‌تی» است. مسایلی که هم اکنون آنها در حال مذاکره با ایران هستند ربطی به قوانین و مقرارت بین‌المللی ندارد.

ایرانی‌ها آماده هستند در بسیاری از این موارد همکاری کنند اگر آمریکایی‌ها زیاده خواهی نداشته باشند. در مورد مساله فلسطین، نباید فراموش کنیم که بحران فلسطین-اسراییل موضوع کلیدی خاورمیانه است و در پایان مجبور‌کردن اسراییل به دست‌کشیدن از سلاح‌های هسته‌ای‌اش برای تحقق خاورمیانه عاری از سلاح هسته‌ای. در مورد ایران اما فکر می‌کنم ایرانی‌ها آماده هستند مصالحه بیشتری با کشورهای منطقه و کشورهای شورای همکاری خلیج‌فارس داشته باشند. مادامی که بین ایران، کشورهای شورای همکاری خلیج‌فارس و عراق همکاری وجود نداشته باشد، صلح و ثباتی نیز در خلیج‌فارس وجود نخواهد داشت، جایگزین دومی هم وجود ندارد. کشورهای شورای همکاری خلیج‌فارس می‌دانند که آنها نمی‌توانند هم‌وزن ایران باشند، آنها بیش از سه‌دهه است که از قدرت آمریکا استفاده می‌کنند تا قدرت ایران را متعادل کنند. چرا ما یک سیستم همکاری منطقه‌ای مانند اتحادیه اروپا نداشته باشیم، جایی که قدرت‌های بزرگ مانند آلمان درگیر یک همکاری منطقه‌ای شده‌اند و کشورهای کوچکی مانند نروژ، دیگر ترسی از آلمان ندارند. چرا ما نتوانیم چنین کاری در منطقه خاورمیانه انجام دهیم؟ اما ما واقعا نیازمند این هستیم که به حقوق و منافع مشروع منطقه‌ای ایران احترام بگذاریم و آنها را به رسمیت بشناسیم.

«شورای ملی روابط آمریکا و اعراب» در یک نگاه

«شورای ملی روابط آمریکا و اعراب» در سال1983 تاسیس شده است. هدف این سازمان «آموزشی، غیرانتفاعی، غیردولتی» اصلاح و بهبود دانش و درک آمریکاییان از جهان عرب اعلام شده است. این شورا از طریق دفتر خود در واشنگتن و از طریق فارغ‌التحصیلان برنامه‌های آموزشی‌اش، خود را در سراسر ایالات‌متحده گسترش می‌دهد. برای این منظور این شورا نقش هدایتگر برگزاری جلسات منظم میان کشورهای عربی و آمریکا را بازی می‌کند. در این جلسات و همایش‌ها، پیرامون مسایلی مثل بحث در مورد استراتژی، اجتناب از تلاش‌های تکراری و تشخیص و پیگیری فرصت‌ها برای همکاری‌های بیشتر، بحث و گفت‌وگو می‌شود.

حامیان این شورا برخی افراد و موسسات در آمریکا و جهان عرب هستند. بنابر آنچه در پایگاه اینترنتی این نهاد مدنی منتشر شده، هدف این شورا، ایجاد یک رابطه محکم و پایدار میان ایالات‌متحده و شرکا، دوستان و متحدان عرب و تقویت و گسترش روابط راهبردی، اقتصادی، سیاسی و همکاری‌های دفاعی از اهداف این سازمان است. دیدگاه این شورا این است که افزایش سرمایه‌گذاری‌های مشترک باعث ایجاد منافع مشترک و احترام متقابل به میراث و ارزش‌های طرف مقابل می‌شود.

در بیست‌وسومین کنفرانس سالانه این شورا که با حضور بیش از هزار سیاستمدار فعلی و سابق از جهان عرب و آمریکا حضور داشتند، سخنرانی سیدحسین موسویان به‌عنوان تنها مدعو در قامت مقام سابق ایران پس از 23سال واکنش‌های جنجالی در این اجلاس را به‌همراه داشت.

این کنفرانس سه‌روزه که در واشنگتن تشکیل شده بود، مهم‌ترین کنفرانس عمومی اعراب و آمریکا به‌شمار می‌رود. این کنفرانس از روز 28 اکتبر آغاز شد. در این اجلاس «دیوید بوش»، رییس هیات‌مدیره شورای‌ملی روابط آمریکا و اعراب و دکتر «جان‌دوک آنتونی»، موسس این شورا سخنرانی کردند.

از دیگر سخنرانان میهمان این کنفرانس می‌توان از شاهزاده «ترکی‌الفیصل»، رییس مرکز مطالعات‌وتحقیقات اسلامی در ریاض و سفیر سابق ریاض در لندن و واشنگتن که سال‌ها سمت وزارت اطلاعات عربستان را برعهده داشت نام برد. «چس‌فریمن جونیور» سفیر سابق آمریکایی و از اعضای شورای سیاستگذاری خاورمیانه، دکتر«پل سالیوان» استاد اقتصاد دانشگاه دفاع ملی آمریکا و استادیار مطالعات امنیت در دانشگاه جورج‌تاون، دکتر «انس‌الحاجی» اقتصاددان ارشد و استاد سابق اقتصاد دانشگاه اوکلاهما، دکتر «جو دان» استاد و رییس بخش تاریخ و سیاست کالج کانورس و عضو بنیاد کارنگی، «کریستوفر بلانچارد» متخصص در امور خاورمیانه، در امور خارجه، دفاع، بازرگانی و خدمات تحقیقاتی کنگره آمریکا، «مارک‌تی کیمیت» معاون سابق وزیر امور خارجه آمریکا، «استفان سچ» سفیر سابق آمریکا در یمن، دکتر «عبدالله‌الشیدی» استاد روابط بین‌الملل و رییس بخش مطالعات آمریکای دانشگاه کویت و دکتر «عبدالخالق عبدالله» استاد دانشگاه قطر از دیگر سخنرانان نشست بودند.
telegram 19dey.com

تگها: موسویان, آمریکا, خاورمیانه, داعش, تغییرسیاست

شامل تصویر کد امنیتی به صورت CAPTCHA.

شبکه خبری

نسخه قابل چاپ:
تعداد نظرات: 0
همه مطالب تاریخ: ١۴-٠٨-١٣٩٣, ١١:١٢