سایت خبری تحلیلی 19دی آنلاین

توصيه‌اي سرراست براي مديران جديد رسانه ملي

کارنامه مديريت رسانه ملي در ده سال گذشته مي‌تواند نقشه راه مديران جديدي باشد که همين روزها بايد سکان اين کشتي طوفان زده را به دست بگيرند.
فضل الله ياري در سرمقاله ابتکار نوشت:

ده سال و نيم رياست عزت الله ضرغامي بر صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران بدون ترديد هر دستاوردي که داشته باشد اين يکي در شمار آنها نيست؛ «اعتماد مردم ايران به رسانه اي که هزينه آن را از جيب خود مي‌پردازند.»

اين موضوع البته يک اظهار نظر رسانه اي صرف نيست، که برخاسته از شواهد و قرائن بسياري است. از تحقيقات ميداني برخي پژوهشگران رسانه تا سخنان متخصصين امور فرهنگي و اجتماعي و سرانجام اعتراف هاي گاه به گاه برخي از مسئولان همين رسانه.

در سال هاي اخير رسانه اي که قرار بود پسوند «ملي» را بر خود داشته باشد با عناوين طنز آميزي چون «رسانه ميلي» و«سيماي ضرغامي» توصيف مي‌شد. اتفاقي که نشان مي‌دهد بخش بزرگي از مردم ايران شعارهاي اين رسانه فراگير را مبني بر ملي بودن و فرا جناحي عمل کردن نپذيرفته اند و از همين رو تصميم گرفتند که آنتن گيرنده هاي خود را به سمت فرستنده هايي بچرخانند که نه دغدغه مردم ايران را دارند ونه منافع ملي ما برايشان اهميتي داشته است.

نگاهي به امکانات گسترده مالي و سخت افزاري صدا و سيماي جمهوري اسلامي و تعدد افسار گسيخته شبکه هاي راديويي و تلويزيوني آن، از يک طرف و تاثير گذاري اندک و گاه معکوس پيام هاي ارسالي از جانب آن بر مخاطبان،از طرف ديگر، نشان دهنده عمق فاجعه اي است که شايد بتوان آن را با فرصت سوزي ها واتلاف منابع ملي درهشت سال گذشته مقايسه کرد و حتي کفه ترازو را در سمت مديريت رسانه ملي سنگين تر ديد. چرا که در اين ماجرا علاوه بر اتلاف سرمايه هاي مردم، اعتماد ملتي از بخش رسانه اي نظام سياسي کشور سلب شده است که در اين ميان هم ملت مغبون اند و هم نظام سياسي متضرر.

اگر بتوان ناتواني اين رسانه در جذب مخاطبان داخلي و تهيه برنامه هاي سرگرم کننده فرهنگي و اجتماعي تاثير گذار را به حساب ناکار آمدي مديريت آن گذاشت، اما يک موضوع را نمي‌توان ناديده گرفت که مديران اين رسانه فراگير و بي رقيب درکشور با عملکرد سياسي خود بخش بزرگي از منافع ملي کشور را به پاي تمايلات جناحي خود ريخته اند و از اين منظر چهره رسانه ملي را آن چنان مخدوش کرده اند که مي‌توان آن را ارگان رسانه اي جناحي خاص در کشور دانست.
دم دست ترين، واضح ترين و البته تکراري ترين شاهد براي اين موضوع،عملکرد صدا و سيما در اتفاقات پس از انتخابات خرداد 88 بوده است. در هيچ کدام از برنامه هاي راديو و تلويزيوني اين رسانه گروهي هيچ توجهي به ايجاد آرامش در التهابات سياسي کشور نشده بود و بالعکس جهت گيري برنامه هاي ارسالي از فرستنده هاي اين دستگاه عريض و طويل به منزله پاشيدن بنزين بر آتشي بود که خيمه منافع ملي را تهديد مي‌کرد. اتفاقي که گويي مديران اين رسانه را ناراضي از عملکرد خود به تشديد اين وضعيت در سال هاي اخير وادار کرده است. هجمه سياسي اين رسانه نسبت به يک جناح خاص، پنج سال پس از انتخابات 88 به همان شدتي است که چند روز پس از آن اتفاقات آغاز کرده بود. اين در حالي است که خردادماه 92در يک انتخابات پر شور بخش عظيمي از ملت ايران در واکنش به عملکرد يک طرفه مسئولان صداوسيما در چهارسال قبل از آن،سليقه سياسي خاصي را بر گزيدند که اتفاقاً در چند سال گذشته به شدت مورد هجمه يک طرفه مديريت اين دستگاه رسانه اي قرار گرفته بود.

کارنامه مديريت رسانه ملي در ده سال گذشته مي‌تواند نقشه راه مديران جديدي باشد که همين روزها بايد سکان اين کشتي طوفان زده را به دست بگيرند. آنها مي‌توانند ببينند که اين رسانه عليرغم امکاني که قانون در اختيارش گذاشته تا «بي رقيب» باشد و عليرغم آن که ديش هاي ماهواره از پشت بام ها جمع شد و با وجود پارازيت هايي که سعي مي‌کرد مخاطبان را پاي رسانه ملي نگه دارد،هنوز بخش زيادي از ايرانيان تلاش مي‌کنند تا اخبار خود را از رسانه هاي ديگر بگيرند و اوقات سرگرمي خود را رو به روي جعبه هاي جادويي سپري کنند که برنامه هاي توليدي شان هيچ تناسبي با فرهنگ ملي و مذهبي مردم ايران ندارند. کارنامه عزت الله ضرغامي در ده سال گذشته خود مي‌تواند درسي باشد براي فرا گرفتن و به کار بستن در حوزه منافع ملي. هرچه او کرد، به کار نبرند و در هرچه او به کارنبست، بکوشند.
telegram 19dey.com

تگها: صدا وسیما‏, توصیه, مدیران جدید

شامل تصویر کد امنیتی به صورت CAPTCHA.

شبکه خبری

نسخه قابل چاپ:
تعداد نظرات: 0
همه مطالب تاریخ: ١٧-٠٨-١٣٩٣, ١٠:٠٨