سایت خبری تحلیلی 19دی آنلاین

تنها قدرتی که می‌تواند داعش را نابود کند

بروز شده : ٩-٠٣-١٣٩۴, ١٠:١٨    نسخه چاپی    
دیپلماسی ایرانی به نقل از نیویوروپ نوشت: در سال 1978، سال انقلاب ایران، دولت کمونیست ویتنام، کامبوج را که با نسل کشی خمرهای سرخ روبه رو شده بود، اشغال کرد. این اشغال به سرعت روابط استراتژیک جهانی را قطبی کرد و اتحاد جماهیر شوروی از ویتنام در برابر فشارهای سیاسی، اقتصادی و نظامی ایالات متحده، متحدین سنتی اش و چین، حمایت کرد.


در فوریه 1979، چین، ویتنام را اشغال کرد، اما پس از مدت کوتاهی که روستاها و شهرهای مرزی بمباران شدند، عقب نشینی کرد. اما ویتنام به عنوان کشوری منفور دیده شد، چون به یک همسایه حمله کرده است. قطب بندی استراتژیک غرب علیه ویتنام، چشم بسیاری از تحلیلگران و سیاستمداران را به روی این که کمونیست ها که خودشان هنوز توتالیتر و سرکوبگر بودند و به تازگی با ویتنام که جهان را از شر خمرهای سرخ نجات داده، متحد شده بودند، بسته بود.

تا سال 1990 که ویتنام نیروهایش را از کامبوج خارج ساخت، چین حملات به مرزهای شمالی ویتنام را متوقف کرده بود و اتحاد جماهیر شوروی مداخله اسراتژیک در جنوب شرق آسیا را پایان بخشیده بود. برقراری صلح برای کل منطقه به خاطر تلاش های دیپلماتیک به رهبری استرالیا بود که به طور رسمی در سال 1991 امضا شد.

درس هایی از این داستان برای غرب و این که چه رویکردی برای مقابله با جنگ های دائمی در جنوب غرب آسیا داشته باشد، وجود دارد. داعش می تواند خمرهای سرخ جدید باشد و ایران هم ویتنام جدید است که با استفاده از نیروهای رزمی اش، تنها قدرت زمینی است که می تواند جلوی نسل کشی های دشمن (داعش) را بگیرد.

برخی از جنبه های موازی سیاست ایالات متحده در مقایسه با آن دوران گسترش یافته است. در سال 1978، به خاطر سندرم ناشی از جنگ دردناک ویتنام، هیچ نیروی زمینی درگیر در جنگ نداشت. در سال 2015، اوضاع تا حدودی مشابه همان زمان است. ایالات متحده، پس از جنگ های طولانی مدت نیروهای عملیاتی اش را از عراق و افغانستان خارج کرده است. این ایده که به ایران برای شکست داعش بر روی زمین نیاز است، چندان برای کشورهایی همچون ایالات متحده خوشایند نیست، چون ایران حداقل یک دهه و در بعضی موارد چندین دهه است که به عنوان دولتی منفور دیده می شود.

البته چندین دلیل هم وجود دارد که نشان می دهد تشابه خالصی هم در این زمینه وجود ندارد. نقشه استراتژیک جنوب غرب آسیا با چندین بازیگر نظامی (اسرائیل، عربستان سعودی، امارات متحده عربی، ترکیه و مصر) پیچیده تر از جنوب شرق آسیا در دهه 1980 است. بازیگرانی که رقابت دیپلماتیک با یکدیگر دارند و تحت فشار و یا در حال مقابله با تعدادی از نیروهای شورشی هستند.

علاوه بر این در سال 1990، کمونیسم یک ایدئولوژی بود (البته بین خمر سرخ و ویتنام از این لحاظ اشتراک وجود داشت) که در سراسر جهان در حال فروپاشی بود. در نقطه مقابل، تمایل به داعش و گروه های همفکر آن در سراسر جهان رو به افزایش است. این جنبش از دهه 1989 آغاز شد، یعنی زمانی که مجاهدین افغان و اسامه بن لادن توانستند محبوبیت پیدا کنند و تا سال ها بعد از آن بهره می بردند.

در چنین شرایطی، بسیار بعید است که دیپلماسی قدرت های بزرگ بتواندجنوب غرب آسیا را همانند جنوب شرق آسیا در 25 سال پیش براساس راه حل های سیاسی مرتب کند. قدرت های بزرگ خارجی نمی توانند در این منطقه صلح به وجود آورند. جنگ های اینجا توسط نقشه های رویایی که در واشینگتن، تل آویو، ریاض و تهران کشیده می شود، برنده ندارد.

صلح فقط از طریق مجموعه ای از اصول مشترک برای امنیت که مورد توافق قدرت های بزرگ منطقه ای قرار گرفته است، تامین می شود. برای دستیابی به صلح یا حداقل خشونت های کمتر، مردم جنوب غرب آسیا و دولت هایشان نیازمند پیمان امنیت جمعی منطقه ای هستند. این باید یک اولویت دیپلماتیک برای همه باشد.

telegram 19dey.com

تگها: داعش, نابود, قدرت

شامل تصویر کد امنیتی به صورت CAPTCHA.

شبکه خبری

نسخه قابل چاپ:
تعداد نظرات: 0
همه مطالب تاریخ: ٩-٠٣-١٣٩۴, ١٠:١٨