سایت خبری تحلیلی 19دی آنلاین

ازمخالفان تا مخالف تراشان ولایت فقیه؟

هرچند این تقسیم بندی نگاهی آسیب شناسانه به نظریه ولایت فقیه دارد ومی خواهد عوامل تهدید کننده ولایت فقیه را به افکارعمومی معرفی نماید ،ولی به نظر می رسد نقش گروهها وعواملی نیز دراین دسته بندی ازقلم افتاده است
آقای سید احمدخاتمی مورخه 19/10/92 در برنامه مربوط به سالروز شهادت امام حسن عسگری (ع) در مسجد مهدیه شهر همدان دربیاناتی مخالفان داخلی ولایت فقیه را به پنج دسته تقسیم کرده اند:

1- گروه اول فقیهانی هستند که نظر آنها با عدله ولایت فقیه مطابقت ندارد اما این افراد تضعیف نظام جمهوری اسلامی را حرام مي‌دانند.

2- گروه دوم نیز افرادی هستند که در ولایت فقیه شبهه دارند که باید به شبهات این افراد پاسخ داده شود

3- گروه سوم نیز اصل ولایت فقیه را پذیرفته اند اما با شخص ولی فقیه مخالف هستند که مقام معظم رهبری مخالفتی با این افراد ندارند.

4- گروه چهارم نیز کسانی هستند که علیه ولی فقیه مي‌باشند اما تا زمانی که به دنبال شبهه افکنی در دین و کشور نباشند نیز نظام با این افراد کاری ندارد.

5- گروه پنجم نیز افرادی هستند که به دنبال براندازی نظام هستند که باید با آنها برخورد شود.

هرچند این تقسیم بندی نگاهی آسیب شناسانه به نظریه ولایت فقیه دارد ومی خواهد عوامل تهدید کننده ولایت فقیه را به افکارعمومی معرفی نماید ،ولی به نظر می رسد نقش گروهها وعواملی نیز دراین دسته بندی ازقلم افتاده است که همین عوامل سهم بسزایی درچالشهای پیش رو برای نظام اسلامی داشته اند که بنده حقیر به عنوان یک وبلاگ نویس ارزشی ومعتقد به ولایت فقیه به پاره ای از این عوامل وجریانات اشاره می نمایم.



الف- گروههای تمامیت خواه:



منظورمن ازگروههای تمامیت خواه آنهایی هستند که با آسمان وریسمان بافی تلاش می نمایند نقش امامت ولی فقیه برتمامی آحادجامعه اسلامی را از رویکرد کلان به رویکرد خرد تبدیل نموده وبجای آنکه بگذارند رهبری متعلق به همه مردم ایران وبلکه شیعیان جهان باشد،تلاش می نمایند رهبری را منحصر به یک جناح وطرز فکرخاصی القاء نمایند،درحالیکه هم براساس قانون وهم ازرویکرد شرعی ،رهبری و ولایت فقیه متعلق به همه مردم می باشند.

گروه های تمامیت خواه باتفاسیر سلیقه ای درنهایت ولایت فقیه راچنان تجزیه می نمایند که حتی درداخل ایران اسلامی خودمان شامل یک جریان ویک جناح خاصی بشود واین گروهها ازباورمن خطرناکترین گروههای هستند که نظریه ولایت فقیه را تهدید می نمایند.(جماعتی که همه را میرانند تاخود صاحب خانه شوند)



ب-مبلغان والگوهای غیرمردمی وافراط مشرب:

دسته دومی که ولایت فقیه را بالاخص درسالهای اخیر به چالش کشیده اند افراد وجریاناتی بوده اند که دراصل پایگاه مردمی نداشته وندارند،ولی متاسفانه خودرا چنان به ولایت فقیه چسبانده اند که انگار همینها بوده اند همسنگر ویاردیرین رهبری نظام بوده اند،درحالیکه شخصیت شناسی موردی این افراد وجریانات براین گزاره صحه می گذارد که غالب این دوستان یا کوچکترین سهمی دربه ثمرنشستن انقلاب اسلامی و نظریه ولایت فقیه نداشته اند ویا اینکه بافرصت طلبی درگوشه وکناری مترصد فرصتی بوده اند تاخودرا کاسه داغتر ازآش جلوه دهند.

افراد وشخصیتهای افراط مشربی که غالبا" ازنگاه مردم نیز مطرود می باشند ،خود اینها به عنوان الگوهای معیوب بیشترین سهم را دربه چالش کشاندن رهبری نظام بازی کرده اند .



ج- گروهها وجریانات متملق:

دسته سوم تضیف کنندگان جایگاه عظمای ولایت ،گروهها وجریانات نقاب دار متملقی بوده اند که طیفی ازاین جماعت درنظام شاهنشاهی نیز نقش کدخدا رابازی می کردند وبا غلبه انقلاب اسلامی رویه عوض نمودند وشدند ثناگوی رهبری، درحالیکه حقیقتا" این جماعت متملق اعتقادی به ولایت فقیه ندداشته وندارند و ولی واقعی آنها نرخ روز نانشان می باشد ولاغیر.



د-گروه های فشار وافراط خودسریاهمان لات مذهبیها (شعبان بی مخهای قدیم):

افرادی هستند تصور می نمایند که باتوسل به هرروش غیراخلاقی می توان مدافع رهبری ونظام بود،درحالیکه الگوی حکومتی علوی وفرهنگ شیعی تحت هیچ شرایطی اجازه نمی دهد که منتقدان حتی ولایت ترورشخصیت شوند وخانه هایشان برسرشان خراب شود،یا درمساجد ومنابر مورد هتاکی قرار بگیرند وبه ادعای واهی ضد ولایت بودن آنها شایسته هرگونه تهمت وناسزا گردند.

دفاع ازولایت فقیه روشهای فرهنگی واخلاق مدارانه ای را نیاز دارد تا روح وروان انسانها منقلب شده باشد نه اینکه بازور ساکت نماییم تا آتش زیرخاکستری را فراهم نموده باشیم.

مدافعان ولایت بایستی انسانهای باتقوایی باشند که خود نمونه اخلاق وحسنه برای مردم بوده باشند واینکه جماعتی متحجر وبی فکر با ادعای دفاع ازولایت فقیه هرجنبده ای را برچسب ضد انقلاب وضد ولایت دهد ،این روشها که خود اصل براندازی کاملی می باشد وباوجود چنین مدافعانی نظریه ولایت فقیه قطعا" باچالشهای اجتماعی روبرو خواهد بود.



ه- گروههایی که خودراحق مطلق ودیگران را ناحق می پندارند:

خودعمارپندارهای که هیچ شباهت فکری وعقیدتی به عمار ندارند وتنها درنقاب عماری بودن خودرا حق مطلق وشاخص می پندارند،خوداین جماعت بیشترین ظلمها را به ولایت فقیه می نمایند ومردم را ازدین گریزان می کنند .

همچنانکه درمساجد به روی همه بایستی باز باشد ،درگاه ولایت نیز متعلق به همه مردم است وهرکسی بسته به توان فکری وظرفیتی که دارد ،حق دارد ازاین نعمت مدیریتی وآرامش بخش استفاده نماید،اینکه افرادی خودرا ریش سفید وشاخص مسجد جابزنند تا دیگران اکثریت نقش سیاهه لشگر را بازی نمایند ،خود روش ناکارامدی است که مردم را به ولایت بدبین می نماید.

و- دخالت ناشیانه نظامیانی که بافراموشی نقش سربازی خویش ،نقش ریاست بازی می نمایند:

هرقدر نظامیان درسیاست کمتردخالت کنند ویا درسایه مدیریت نموده باشند به همان اندازه تاثیر مثبتی در دفاع از جایگاه ولایت فقیه خواهند داشت ولی چنانچه ازپادگانها نظریه ولایت فقیه برای مردم تشریح بشود ،بامقاومت بیشتری روبرو خواهد بود،ولایت فقیه اصلی فقهی است وفقهای طراز اول مردمی می بایست مبین چنین نظریه ای برای مردم بوده باشند.



مخلص کلام اینکه : اگرمخالفان ولایت فقیه اعداد محدودی باشند،متاسفانه عوامل تخریب ولایت درحال کثرت می باشد وآنهاییکه واقعا" ولایت مدارند می بایست متوجه نقش آن عوامل وجریانات وگروهها یی نیز باشند که درتضعیف جایگاه ولایت نقش ویرانگری عامدانه یا سهوا" بازی نموده اند.



حسن فاتحی
telegram 19dey.com

تگها: ازمخالفان تا مخالف تراشان ولایت فقیه؟

شامل تصویر کد امنیتی به صورت CAPTCHA.

شبکه خبری

نسخه قابل چاپ:
تعداد نظرات: 0
همه مطالب تاریخ: ٢١-١٠-١٣٩٢, ١۴:۴٠