سایت خبری تحلیلی 19دی آنلاین

خامنه‌ای زنده باد! هاشمی پاینده باد! چرا؟

مردم از اتهام زنی ها ، دشمن تراشی ها و بصیرت و مغفرت نامه فروشی ها خسته وکوفته شدند و به اعتدال ، عقلانیت ، احترام ، ادب ، صداقت و صمیمیت پناه آوردند. آینده انقلاب از آن اعتدال است که خمینی کبیر منادی آن بود.
خامنه‌ای زنده باد! هاشمی پاینده باد!
عبدالرحیم اباذری
شعار فوق و شعار هایی مانند: « درود بر سه یاور خمینی- هاشمی و دوسید حسینی » یادآور خاطره های تلخ و شیرین دوران دهه اول و دوم پیروزی انقلاب اسلامی ایران است، این دو شعار بخصوص در قبل از خطبه های نماز جمعه تهران ، راهپیماییهای 22بهمن و روز جهانی قدس ، نمود بیشتری داشت. این گونه شعار ها از یک سو، جایگاه خطیر و حیاتی این شخصیت ها (بهشتی ، خامنه ای وهاشمی ) را در نظام اسلامی نشان می دهد که هر کدام به نوبه خویش از بنیانگزاران به شمار می آیند، از سوی دیگر به نوعی به چگونگی ارتباط ، هم فکری و یک دلی آنها نظر دارد ولازم است هر از چند گاهی مورد توجه و تجزیه و تحلیل قرار بگیرد.
اخیرا طی سفری هایی که آیت الله هاشمی رفسنجانی به استان های کرمانشاه و کرمان داشتند و مورد استقبال با شکوه اقشار مختلف مردم و جوانان پرشور قرار گرفتند و شعار « خامنه ای زنده باد ، هاشمی پاینده باد » در فضای این استان ها طنین اندار شد. لذا در آستانه سی و پنجمین سالگرد پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی و دهه مبارک فجر ضمن یاد آوری شعار ها ی ماندگار انقلاب به سیر تاریخی وعمق ارتباط این دوشخصیت بزرگ اشاره می شود:
دوستی دیرینه و طولانی
ارتباط، علاقه و ارادت متقابل مقام معظم رهبری، آیت الله خامنه‌ای (مدظله العالی) با آیت الله هاشمی رفسنجانی (حفظه الله تعالی) به اوائل دوران طلبگی بر می‌گردد. دهۀ سی (شصت سال پیش) این دو طلبۀ جوان و پرشور، اولین بار همدیگر را در درس مرحوم آیت الله محقق داماد (رحمه الله علیه) یافتند. این دیدار منتهی به دوستی مستمر و دیرینه شد. هر چه از آن زمان گذشت به همان اندازه بر عشق و علاقه به یکدیگر در وجودشان شعله‌ورتر گردید.
سال‌های 41-1340 همراه هم به زیارت عتبات عالیات مشرف شدند و با هم در درس‌های مراجع حوزه نجف حضور پیدا کردند و در کنار حرم علوی به عمق این ارتباط افزودند. (هاشمی، دوران مبارزه، ج1، ص222) گویا این دو طلبۀ جوان در جوار حرم امامان معصوم (علیهم السلام) با هم عهد و پیمان بستند که در نشر معارف اسلام و تشیع کوشا باشند و در دفاع از حریم اسلام و انقلاب و مردم لحظه‌ای از پای ننشینند.
از این تاریخ ارتباط خانوادگی نیز آغاز شد. هر سفری که آقای هاشمی به مشهد مقدس مشرف می گشت اغلب به منزل آقای خامنه‌ای و برادرش (آقا سید محمد ) وارد می‌شد (همان، ص223) بعدها به تهران آمدند و در یک « خانۀ مشترک» به زندگی و مبارزات ادامه دادند. این منزلِ دو طبقه در خیابان نایب السلطنه، کوچه رزاق‌نیا، نزدیکی تعمیرگاه پژو واقع بود. طبقه بالا آقای خامنه‌ای سکونت داشت، هم‌کف نیز آقای هاشمی می‌نشست. (همان و شرح اسم،ص233)
آن ایام آقای هاشمی وضع مالی خوبی داشت و به اکثر طلبه‌ها کمک مالی می‌کرد، از جمله آقای خامنه‌ای نیز بیشترین قرض را از او می‌گرفت. (شرح اسم، ص88 و117) این دو به مدت بیش از دو دهه در کنار هم به مبارزه پرداختند. وقتی یکی زندانی می‌شد آن دیگری با خانواده به ملاقاتش می‌رفت. یک بار در اردیبهشت 1351 آقای خامنه‌ای با همسر به ملاقات هاشمی در زندان عشرت آباد رفت. چون فقط به خویشاوندان درجه یک اجازه ملاقات می‌دادند، بناچار ایشان همسرش را خواهرِ هاشمی معرفی کرد و با این «توریه» موفق به زیارت دوست دیرینش شد. (همان، ص124و457)
آن دو با هم و با سایر دوستان، جلسات سرّی تشکیل می‌دادند و پیرامون نهضت به تبادل نظر و هم‌اندیشی می‌پرداختند که یکی از محصولات آن ؛ تشکیل «جامعۀ مدرسین» شد (همان،ص156و168) به تعبیر خود آقای خامنه‌ای: « من با همه این آقایان مخصوصاً هاشمی خیلی رفیق بودم» (همان،ص161)
پس از پیروزی انقلاب اسلامی باز به همراه هم و دوستان دیگر چون، بهشتی، باهنر و موسوی اردبیلی حزب جمهوری اسلامی تشکیل دادند و دوشادوش یکدیگر به عنوان بازوان پرتوان امام در خدمت مردم و انقلاب بودند. در ماجرای غائله بنی‌صدر به حضرت امام نامه « بدون سلام » نوشتند و زیاده خواهی‌ها و انحرافات او را تذکر دادند. آقای هاشمی به خاطر نزدیکی خاصی که به امام داشت به این نامه بسنده نکرد، نامه بدون سلام دیگری هم به تنهایی نوشت. ( ر،ک: عبور از بحران، کارنامه وخاطرات سال 60 ، هاشمی رفسنجانی) به همین سبب آنان مورد حقد وکینه ایادی مستقیم وغیر مستقیم دشمنان قرار گرفتند وترور شدند. باهنر و بهشتیِ مظلوم با هفتاد ودو تن از یارانش به شهادت رسیدند، اما ترور خامنه ای و هاشمی نافرجام ماند.
پس از ختم این غائله ، آقای خامنه‌ای با سِمَت رئیس جمهور و آقای هاشمی به عنوان رئیس مجلس همچنان در خدمت امام و مردم تلاش می‌کردند. در هشت سال جنگ، خامنه‌ای به عنوان نمایندۀ امام در شورای عالی دفاع و هاشمی به عنوان فرماندۀ جنگ و قائم مقام فرماندهی کل قوا، هر دو حضور چشمگیر و تعیین کننده داشتند، البته نقش هاشمی در این مقطع پررنگ‌تر و قوی تر بود.

دفاع هاشمی از خامنه ای

وقتی ماجرای انتخاب نخست وزیری آقای میر حسین موسوی پیش آمد و در این مورد میان امام خمینی و رئیس جمهور وقت آقای خامنه‌ای اختلاف نظر یا به قول امروزی‌ها « زاویه » پدیدار شد، هاشمی در تقریب ، تعدیل و تلطیف این رخداد تاریخی تلاش‌های بسیاری کرد و خون دل‌ها خورد.
آن ایام، نمایندگان مجلس به دو گروه اقلیت 99 نفره و اکثریت مطلق تقسیم شده بودند. اکثریت از دولت آقای موسوی حمایت می‌کردند و امام نیز همین نظر را داشتند و تعویض و یا تضعیف دولت را به صلاح نمی‌دانستند. در مقابل، آقای خامنه‌ای نظر بر تعویض داشت و 99 نفر هم از ایشان حمایت می‌کردند. به همین سبب این 99 نفر از سوی رقبیان به گروه «محافظه‌کار و مروجان اسلام آمریکایی» نعوذ بالله معرفی می‌شدند. (ر.ک: روزنامه‌های آن روز و «هاشمی امید و دلواپسی» صص: 23و193و194و206و225و227و229و236و239و244و245)
در این ایام بعضی چپی‌های تندرو ( اصلاح طلبان امروزی ) تلاش می کردند آقای خامنه‌ای را به ناحق « ضد ولایت فقیه» ، « ضد امام » و... نشان داده و موقعیت او را تضعیف کنند که در این مرحله نقش آقای هاشمی در تعدیل فضای سیاسی کشور و به خصوص در دفاع جانانه از آقای خامنه‌ای بسیار ستودنی است. هاشمی در موارد متعددی چه در مجلس و خارج مجلس از مقام علمی و انقلابی ایشان تعریف و تمجید و دفاع کرد و در موردی به خصوص تاکید نمود: « ذکر ویژگی‌های سید علی خامنه‌ای در دوران حیات او مقدور نیست و پس از شهادت اوست که ارج و منزلتش عیان خواهد شد و ریاست جمهوری او مایه مباهات ملت ایران است. » (همان ،ص251)

عنایت امام به هردو

بعد ها نیز گاهی شبیه این مسائل پیرامون « حدود اختیارات ولایت مطلقه فقیه » و « توبه سلمان رشدی» تکرار شد، (صحیفه امام، ج20، ص451و455 و ص21،ص268) اما هیچ کدام این‌ها از عنایت و محبت خمینی به خامنه‌ای نکاست و خامنه ای نیز در مقام عمل پیرو رهبری شد.
حضرت امام به هر دوی این شخصیت نظر ویژه داشتند، می فرمود که « من این دو را بزرگشان کرده ام »، تعبیر نادری که فقط در مورد امام موسی صدر ، شهید بهشتی و صانعی بکار برده اند. (صحیفه امام ،ج15،ص201) هر کدام به مسافرت خارجی می‌رفت تا هنگام بازگشت و ورود به فرودگاه، امام مدام منتظر خامنه‌ای و هاشمی بود و مرتب سراغشان را می‌گرفتند، حتی معروف است یک موردی برای هاشمی قربانی نذر کردند تا سلامت برگردد. امام خیلی دوست داشتند. این دو همیشه در کنار هم باشند.

کنار هم و برای هم

البته این دو شخصیت نیز همیشه به حق کنار هم و برای هم بودند. به هم عشق و علاقه و ارادت خاص داشته و به محوریت یکدیگر اعتقاد و تاکید داشتند. در این مورد شواهد، قرائن و مستندات بسیاری می‌توان ذکر کرد. به عنوان نمونه وقتی فیلم مراسم تجدید نظر امام در وصیت نامه را مرور می‌کنیم، می بینیم با این که آقای خامنه‌ای رئیس جمهور و دومین شخص کشور است اما آقای هاشمی را مقدم بر خویش داشته و در این جلسه به صورت دو زانو کنار نشسته، هاشمی جلسه را مدیریت می‌کند. نمونه دوم چند روز مانده به رحلت امام، وقتی با هم به عیادت آن بزرگمرد می‌روند، آقای هاشمی جلوتر و آقای خامنه‌ای به دنبال او وارد اتاق می‌شوند، آقای هاشمی بالا سرِ امام و آقای خامنه‌ای پایین پا می‌نشینند. علاوه آقای خامنه‌ای نسبت به هاشمی کمتر صحبت می‌کنند. موارد بسیار دیگری هم وجود دارد که در همه آنها خامنه‌ای، هاشمی را بر خود مقدم داشته است.
از سویی می بینیم پس از رحلت امام، چون مجلس خبرگان برای انتخاب رهبر جدید تشکیل جلسه داد، ریاست جلسه در ظاهر اگر چه بر عهده مرحوم آیت الله مشکینی بود، ولی در عمل آقای هاشمی آن را مدیریت می‌کرد و آن گونه که فیلم این جلسات نشان می دهد نقش هاشمی در تعیین آقای خامنه ای به رهبری از همه اعضا بر جسته‌تر و جدی‌تر است .
با این که هاشمی حدود پنچ و شش سال از خامنه‌ای بزرگتر است و در زمان امام نیز همان طوری که مشاهده شد حداقل در ظاهر قوی‌تر و برتر ظاهر می‌شد، اما در دوران بیش از دو دهه رهبریِ آیت الله خامنه‌ای، هاشمی با کمال تواضع در کنار رهبری است و بیش از همه از ایشان ولایت پذیری دارد.

عنایت رهبری به هاشمی

یکی از اساتید درس خارج فقه و اصول که در آن زمان نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی بود نقل کرد: یکی، دو روز بعد از تعیین آیت الله خامنه‌ای به رهبری، شبانگاه به همراه چند نفر از نمایندگان به خدمت ایشان رسیدیم. پیرامون مسائل گوناگون از جمله چگونگی گزینش ایشان به رهبری سخن به میان آمد. آیت الله خامنه‌ای فرمود: همان شب اولی که این مسئولیت بر دوش من گذاشته شد از خدای متعال خواستم یک روزم را بدون هاشمی قرار ندهد. (قریب به این مضمون)
در اولین عید نوروز بعد از رحلت امام، چون آیت الله خامنه‌ای پیام نوروزی داد، همان شب امام را در خواب دید که از وی گلایه می‌کند که چرا در پیام نوروزی از هاشمی، رئیس جمهور وقت اسم نبردید. (هاشمی، خاطرات سال1369 ) فردای آن روز رهبر معظم انقلاب در دیدار با مسئولان کشوری و لشکری در مورد هاشمی چنین اظهار داشت:
« بحمدالله دولتی قوی، زمام امور را در دست دارد، این هم از نِعم الهی است که در رأس دولت، یک عالم، یک فقیه، یک مبارز سابقه‌دار، یک چهرۀ شناخته شده و محبوب و امتحان داده و مورد تایید و محبت دائمی امام، با همکارانی خوب، با برنامه‌ای محکم و امیدبخش و با حمایتی عمومی از سوی مردم قرار دارد. » (حدیث ولایت ، ج4، ص10)
قبلا هم در تنفیذ حکم ریاست جمهوری او را « از فرزندان اسلام و حواریون امام عظیم الشان، عالمی مجاهد و فقیهی اسلام شناس و سیاستمداری هوشمند و مدیری دردآشنا و دلسوز » معرفی کرده بود. (همان، ج2، ص21) چنانکه در آخر دوره دوم ریاست جمهوریِ آقای هاشمی، با جملۀ معروف « هیچکس برای من هاشمی نمی‌شود » او را بدرقه کرد.
در همین اواخر نیز ضمن خطبه های نماز در مورد او چنین شهادت داد: « من از سال 1336، یعنی52 سال پیش ایشان را می‌شناسم. آقای هاشمی از اصلی‌ترین افراد نهضت و از مبارزین جدی و پیگیر قبل از انقلاب بود و بعد از پیروزی از موثرترین شخصیت‌های جمهوری اسلامی در کنار امام بود و بعد از رحلت امام هم در کنار رهبری تا امروز. این مرد بارها تا مرز شهادت پیش رفته، قبل از انقلاب اموال خودش را صرف انقلاب کرد و به مبارزین می داد... بعد از انقلاب مسئولیت‌های زیادی داشت... در طول این مدت هیچ موردی را سراغ نداریم که ایشان برای خودش از انقلاب یک اندوخته‌ای درست کرده باشد... در حساس‌ترین مقاطع ایشان در خدمت انقلاب ونظام بوده... » ( خطبه های نماز جمعه ،29/3/1388)
روشن است که در کنار هم بودن این دو شخصیت بزرگ، ثمرات بسیاری برای انقلاب، نظام و مردم داشته و دارد و خواهد داشت. چرا که این دو ، جزو بنیانگزاران انقلاب و به تعبیری مادران واقعی آن هستند و بهتر از « دایه های مهربانتر» می توانند مصلحت و مفسده انقلاب را تشخیص بدهند. پیر جماران نیز به این مهم اهتمام ویژه داشتند، در مناسبت های مقتضی تذکر و هشدار دادند که مبادا « خناسان و شیاطین » میان شما فتنه کنند. (هاشمی، بازسازی و سازندگی ، ص145)

هشدار به خناسان
در هشت سال گذشته بخصوص ، افراطیون اصلاح طلب و اصولگرا و منحرفان دیگر، بسیار تلاش و تکاپو کردند تا میان خامنه‌ای و هاشمی جدائی افکنند، اما با هوشیاری هر دو طرف، شیطنت ها ناکام ماند و توطئه‌ها در نطفه خفه شد. اخیرا به ترفندهای عجیب و غریبی روی آوردند، گاهی این ترفند ها و تخریب ها در قالب خیرخواهی ، دفاع از رهبری و گفتمان انقلاب اسلامی ارائه می شود، در این راه از هر سوژه و از هر وسیله ای و لو نا مشروع بهره می جویند.
اخیرا به بهانه « ارتباط با آمریکا » بعضی مداحان را علیه ایشان عصبانی و تحریک کردند. حتی به خادم حضرت امام که پیرمرد محترمی است رحم نکردند؛ به سراغش رفتند و مطالب غیر واقعی را به نقل از آن مرد مومن انتشار دادند. در حالی که همه می دانند ارتباط یا عدم ارتباط با آمریکا وسیله ای بیش نیست و هدف اصلی تخریب و انزوای هاشمی است. اما باز هم ترفند ها از هم گسست. خناسان رسوا شدند و البته خبث باطنی ، حسادت و کینه ورزی بعضی ها نیز بیشتر آشکار شد.
استقبال پر شور و کم سابقه مردم از کاندیداتوری آقای هاشمی در خرداد ماه امسال نشان داد که مردم نیز بعد از سال ها به اهمیتِ اهتمام امامشان پی بردند و با تمام وجود دریافتند که هاشمی « شناسنامۀ انقلاب اسلامی » است. آنان با خلق حماسه سیاسی در 24خرداد 1392 و رای به کاندیدای مورد حمایت هاشمی، فریاد زدند همان طور که انقلاب منهای خامنه ای، پیکر منهای روح و جان می باشد، انقلاب بدون هاشمی نیز انحرافِ جبران نا پذیر است. چنانکه تخریب هاشمی ، تخریب رهبری است ، همان گونه که تضعیف رهبری ، بیقین تضعیف هاشمی نیز است.
آنانی که به هر توجیهی نمی خواهند این دو شخصیت در کنار هم باشند و هر روز به یک بهانه ای آب به آسیاب دشمن می ریزند، باید بدانند که :
اولا ، با این کارها فقط به اعتبار خود ضربه می زنند. به عنوان نمونه ، صدای وسیما که متاسفانه خود را در حد « جعبه سانسور » تنزل داده و مرتب در شبکه های خود در تضعیف و تخریب هاشمی هزینه می کند، اگر یک مقایسه و سنجشی میان ببیندگان خود با کاربران سایت هاشمی انجام دهد، متوجه خواهد شد که چقدر مشتاقان خبری خود را از دست داده است.
ثانیا ، افراط گران با این سیاسی کاری ها به امام ، انقلاب ، شهدا ، ایثارگران و مردم جفا می کنند. نسل های آینده و تاریخ آنها را هرگز نخواهند بخشید ، مگر این که از این وسوسه‌های شیطانی توبه کنند و به جمع خروشان ملت بپیوندند.
ثالثا ، آنهایی هم که به بهانه حمایت از هاشمی به رهبری طعنه می زنند و به خیال خود موقعیت ایشان را تضعیف می کنند دست کمی از افراطیون دسته مقابل ندارند. هر دو طرف بدانند ، این دو شخصیت بزرگ در کنار هم خواهند ماند ، چرا که این مهم ، خواسته امام امت و امت امام و نیاز امروز و آینده انقلاب و نظام است.
علاوه اتحاد و همدلی امت و تحقق خط اصیل انقلاب و امام ( دوری از افراط و تفریط ، پرهیز از ولنگاری و مقدس مآبی و امتناع از منور الفکری و تحجر ) نیز در سایه همین امر، میسر است. چنانکه تجربه های تلخ چند سال گذشته آن را تایید می کند. پس دو جمله « خامنه ای زنده باد ، هاشمی پایینده باد » تنها شعار نیست ، بلکه یک دنیا شعور و تعقل در آن نهفته است.
پیام این شعار به افراطیون هر دو طرف این است که سر جای خود بنشینند، دوره آنها سپری شده است. مردم از اتهام زنی ها ، دشمن تراشی ها و بصیرت و مغفرت نامه فروشی ها خسته وکوفته شدند و به اعتدال ، عقلانیت ، احترام ، ادب ، صداقت و صمیمیت پناه آوردند. آینده انقلاب از آن اعتدال است که خمینی کبیر منادی آن بود.
telegram 19dey.com
شامل تصویر کد امنیتی به صورت CAPTCHA.
فرخ    20 بهمن 1392 09:34
بسيار عالي بودۀجوابي دندانشكن براي افراطيون تازه به دوران رسيده اي كه نه در جبهه انقلاب بودند و نه در جبهه جنگ !اين افراد فقط در جبهه پول و قدرت بوده و هستند.

شبکه خبری

نسخه قابل چاپ:
تعداد نظرات: 1
همه مطالب تاریخ: ١٩-١١-١٣٩٢, ١٣:۴٣