سایت خبری تحلیلی 19دی آنلاین

افراطیون، با مَرکَب«باطل» به «حق» می رسند؟!

گرچه بار‌ها بر مسلک و مرام خود پای فشرده، نتیجه عکس گرفته‌اند، اما باز هم با لجاجت و عناد، گام در‌‌‌‌ همان مسیری می‌گذارند که خطا بودنش را تجربه کرده‌اند.
افراطیون، با مَرکَب «باطل» به «حق» می رسند؟!

علی ورسه ای
انسان‌ها همواره در معرض خطر افراط و تفریط قرار داشته‌اند و در هر برهه از تاریخ، برخی گام در مسیر «افراط» نهاده، تند رفته‌اند و گروهی دیگر راه «تفریط» اختیار کرده و در انجام وظایف خویش کوتاه آمده‌اند. در حالی که از نظر قرآن کریم، انسان و به ویژه مسلمان باید در هر امری مسیر اعتدال و میانه روی را بپیماید و به جای دخالت دادن احساس و جهل و جمود، در تصمیم‌ها، انتخاب‌ها و تحلیل‌ها، از منطق و درایت بهره بگیرد.
امیر مؤمنان، علی (ع) در این زمینه فرموده‌اند: انحراف به چپ و راست هر دو غلط و گمراهی است و راه درست، راه میانه است؛ «الْیَمِینُ وَ الشِّمَالُ مَضَلَّةٌ وَ الطَّرِیقُ الْوُسْطَى هِیَ الْجَادَّةُ». آن حضرت همچنین ریشه و منشأ افراط‌گری را جهل و جمود شمرده، می‌فرماید: «لَا یُرَى الْجَاهِلُ إِلَّا مُفْرِطاً أَوْ مُفَرِّطاً»؛ «نادان و سطحی نگر را نبینی مگر در آن حال که: کاری را از اندازه فرا‌تر می‌کشاند و یا به آن حد که باید، نمی‌رساند.»
بدیهی است، به خاطر وجود بار معنایی منفی در افراط و تفریط، کسی حاضر نیست تحت این دو عنوان تعریف شود و همه می‌کوشند خود را «امت وسط»، «اعتدالی» و «منطقی و عقلانی» نمایش دهند اما واضح است که اعتدال تعریف مشخص و روشنی دارد و جریان‌ها و اشخاص هرگز نمی‌توانند به صرف ادعا و شعار، خود را از افراد معتدل و جزو امت وسط بشمارند.
اکنون بی‌آنکه تعیین مصداق کنیم و انگشت اتهام افراط گرایی را به سوی شخص یا جریانی بگیریم، نظری می‌اندازیم به برخی اوصاف و ویژگی‌ها که از شاخصه‌های بارز و برجسته افراط‌گری و تند روی شمرده شده‌اند و مصداق یابی را به خود شما خوانندگان وا می‌گذاریم:

افراطیون و تندرو‌ها:
* با اینکه کارنامه مبارزاتی و انقلابیِ چندان درخشانی ندارند و حتی برخیشان املایی ننوشته‌اند تا غلط داشته باشند! اما خود را انقلابی تمام عیار می‌خوانند.
* بسیار سهل و آسان همه را متهم می‌کنند و برای اثبات خواسته‌ها و اهداف خود به راحتی اخلاق را زیر پا می‌گذارند و در عین حال، خودشان را از همه مسلمان‌تر می‌نمایانند.
* عینکِ آن‌ها هرکسی را که در هتاکی همصدایشان نشود و در بحران سازی همراهیشان نکند، «شمر بن ذی الجوشن!» نشان می‌دهد.
* هرگز فضا و جوّ آرام را خوش ندارند و بر تحقّق اعتدال، وحدت ملی، و همدلی و برادری رضایت نمی‌دهند؛ چرا که در چنین محیطی حرفی برای گفتن ندارند و به راحتی در حاشیه قرار می‌گیرند.
* مصلحت اندیشی‌های جناحی و سیاسی و حبّ و بغض‌های شخصی و جریانی را مقدم بر قانون می‌شمارند و در جاهایی که پیاده شدن قانون به زیان آن‌ها است، به آسانی آن را دور می‌زنند و در مقابل قانون برای خود خط قرمز قائل‌اند.
* اگر بنا باشد مسابقه‌ای در هتاکی، فحاشی و تخریب برگزار شود، نمره این حضرات ۲۰ است و کسی توان برابری با ایشان را ندارد؛ زیرا از لحظه‌ای که با انقلاب همراه شده‌اند، کارشان همین بوده و فقط در همین رشته مهارت و تجربه اندوخته‌اند!
* در رفتار و گفتار خود بی‌ثبات‌اند و تعادل ندارند؛ به طوری که در تعریف و تمجید، شخصی را اگر با آن‌ها باشد، به عرش می‌برند و در توهین و تحقیر، شخصی دیگر را که با آن‌ها نیست، به حضیض ذلت می‌کشانند.
* به جهت داشتنِ حبّ ذات و خود حق پنداری افراطی، دریچه‌های گوش‌ها و مغز خود را به روی هر سخنی می‌بندند.
* اعتبار خود را در بی‌اعتباری و مخدوش کردن چهره رقیب جستجو می‌کنند.
* وقتی از ایشان پرسیده شود: «آیا هدف وسیله را توجیه می‌کند و برای رسیدن به هدفِ درست و مقدس می‌توان از هر حربه حرام و وسیله نا‌مقدس استفاده کرد؟» محکم و قاطع پاسخ منفی می‌دهند اما در عمل از ابزار نامقدس؛ مانند دروغ و تهمت و حرمت شکنی و غیبت، بیشترین بهره را می‌برند!
* جلو‌تر از نوک بینی را نمی‌بینند و از این رو، هرگز بر افقهای دور نمی‌اندیشند.
* گرچه بار‌ها بر مسلک و مرام خود پای فشرده، نتیجه عکس گرفته‌اند، اما باز هم با لجاجت و عناد، گام در‌‌‌‌ همان مسیری می‌گذارند که خطا بودنش را تجربه کرده‌اند.
* هرگز با منطق و نقد منصفانه به مصاف رقیب نمی‌روند بلکه برای شکست او از ابزار تخریب و حربه‌های حرام کمک می‌گیرند.
* در واقع و عمل مردم را به رسمیت نمی‌شناسند اما در شعار و حرف بیش از همه داد مردم می‌زنند.
* جمعیتی قلیل و اندک دارند اما انعکاس صدایشان بسی بلند است و زود‌تر از صدای بقیه به گوش‌ها می‌رسد.
* در میدانهای سخت حضور نمی‌یابند، اما به هنگام عافیت، می‌کوشند تمام جایگای‌ها و مناصب را صاحب شوند.
* با برخوردهای سلیقه‌ای و رفتارهای تنگ نظرانه،‌گاه موافقان نظام را تبدیل به منتقد و منتقدان را تبدیل به مخالف و حتی معاند کرده‌اند، در صورتی که چنین رفتاری در تضاد با سیره و روش انبیا و راهنمایان دین است.

* با اینکه در ایستگاههای آخر سوار قطار انقلاب شده اند، اما به جهت روحیه «زیاده خواهی» که دارند، نقش مسافران اصلی را نادیده گرفته، مشغول پیاده کردن آنان، یکی پس از دیگری هستند؟!

و...

اکنون بمناسبت سی‌وپنجمین سالروز شهادت متفکر ژرف‏ اندیش، استاد شهید آیت الله مرتضی مطهری (رضوان الله تعالی علیه) مطلب خود را با سخنی از آن اندیشمند فرزانه به پایان می‌بریم که فرمود:
«... برای (رسیدن به) حق، باید از حق استفاده کرد... ما‌‌‌‌ همان طور که هدفمان باید مقدس باشد، وسایلی هم که برای این هدف مقدس استخدام می‌کنیم باید مقدس باشد؛ مثلاً ما نباید دروغ بگوییم، نباید غیبت کنیم، نباید تهمت بزنیم؛ نه فقط برای خودمان نباید دروغ بگوییم، به نفع دین هم نباید دروغ بگوییم؛ یعنی به نفع دین هم، نباید بی‌دینی کنیم، چون دروغ گفتن بی‏دینی است؛ یعنی به نفع دین دروغ گفتن، به نفع دین بی‌دینی کردن است. به نفع دین تهمت زدن، به نفع دین بی‌دینی کردن است. به نفع دین غیبت کردن، به نفع دین بی‌دینی کردن است. دین اجازه نمی‌دهد ولو به نفع خودش ما بی‌دینی کنیم...» (شهید مطهری، سیری در سیره نبوی، ص۱۲۹).
telegram 19dey.com
شامل تصویر کد امنیتی به صورت CAPTCHA.

شبکه خبری

نسخه قابل چاپ:
تعداد نظرات: 0
همه مطالب تاریخ: ١٣-٠٢-١٣٩٣, ٢١:٠٨