سایت خبری تحلیلی 19دی آنلاین

روحاني تنهاي تنهاي تنها

بروز شده : ٣-٠٣-١٣٩٣, ١٨:٢٢    نسخه چاپی    
اين نوع تنهايي، خاصِ روحاني است؛ چرا که ياران خاتمي هر کدام در قامت شخص خاتمي قادر به پيشبرد گفتمان دوم خرداد بودند و فشار وارده توزيع مي شد؛ در نتيجه درآن دوره گفتمان اصلاحات در مقابل فشارهاي وارده قدرت هماوردي داشت.
رو زنامه ابتگار در سرمقاله امروز خود تحت عنوان روحاني تنهاي تنهاي تنها نوشت:

دو سال پاياني دوره دوم رياست جمهوري در ايران همواره با سقوط آزاد منحني محبوبيت رؤساي جمهور همراه بوده است. نگاهي به منحني محبوبيت احمدي نژاد در هشت سال رياست جمهوري اش، در ميان هواداران خود، گواه اين موضوع است. در اين مقاله فرصت پرداختن به چرايي آن نيست؛ ولي روشن است روسا هر چه به پايان دو سال آخر نزديک مي شوند از تعداد يارانشان کاسته مي شود و سرعت ريزش همراهان بيش از سرعت رويش اوليه آنان مي باشد. به عبارتي کساني که در روزهاي اوليه رياست جمهوري احمدي نژاد با سرعت برق خود را در لايه اوليه همراهانش جاي دادند و ماراتن نفس گير نزديک شدن به وي را استارت زدند، در دو سال آخر معکوس آن عمل کردند و اين بار ماراتن فاصله گيري از وي را شروع کردند. زبان مدح و ستايش روزهاي اوليه به زبانش نکوهش و سرزنش تغيير يافت. وضع آنچنان شد که احمدي نژاد ماند و مشايي و تنهايي رقت بارش. آنان که از نردبانش بالا رفته بودند در همان بالا ايستادند و جار زدند که راه ما اين نبود و ما را با وي نسبتي نيست. البته تنها شدن احمدي نژاد با خاتمي متفاوت بود. احمدي نژاد نه فقط ياران و همراهان را از دست داد، که از نظر پايگاه اجتماعي نيز دستش خالي شد. او وقتي به پشت سر نگاه کرد، نه ياري در ميدان ديد و نه يک پايگاه مشخص اجتماعي که حامي اش باشد. تنها يار وفاداري که همچون سايه در کنارش ماند، مشايي بود. سيد محمد خاتمي هم در دو سال آخر پايان دوره اش گرفتار سير نزولي محبوبيت شد و ريزش ياران دامنش را گرفت؛ ولي پايگاه اجتماعي خاتمي ريزش ياران و همراهانش را جبران کرد و عامل ماندگاري و مصونيتش در ساحت سياست ايران شد. اکنون روحاني به شکلي ديگر گرفتار تنهايي زود هنگام شده است. هنوز زود است که گفته شود محبوبيت روحاني رو به کاهش است چرا که مردم همچنان اميد به تدبيرش دارند و نگاهشان به روزهاي آفتابي آينده است. ولي بي شک روحاني از نظر ياران هم گفتمان، تنها مانده است. از جمله دلايل تنهاييش اينکه خود مجبور شده يک تنه وارد صحنه شود و پاسخگوي سيل انتقادات،اعتراضات و فشارهاي مهندسي شده باشد. در ميدان رويارويي نفس گير و در مقابل فشار بي امان گروههاي خاص، هيچ صدايي به جز صداي شخص روحاني به گوش نمي رسد. گو اينکه دولت به تمامي در شخص خودش خلاصه شده است. او هم بايد پاسخگوي ضعف اجرايي تيم همکاران باشد و هم يک تنه در برابر عهد شکني غربيها بايستد؛ همزمان نيز بايد نگران وضعيت و موقعيت بدنه اجتماعي باشد.
باري، مي بايست خود به تنهايي در پشت صحنه در مقابل حملات، سينه سپر کند و بر روي صحنه نيز مدافع سياست هاي فرهنگي، اقتصادي، سياست خارجه وسياست داخلي دولتش باشد.
اين نوع تنهايي، خاصِ روحاني است؛ چرا که ياران خاتمي هر کدام در قامت شخص خاتمي قادر به پيشبرد گفتمان دوم خرداد بودند و فشار وارده توزيع مي شد؛ در نتيجه درآن دوره گفتمان اصلاحات در مقابل فشارهاي وارده قدرت هماوردي داشت. همراهي دستگاههاي مختلف نظام با احمدي نژاد در چهار سال اول نيز موجب شد تا احمدي نژاد گرفتار تنهايي زود هنگام نشود.
اما روحاني نه آن ياران هم قامت را دارد و نه آن همراهي دستگاههاي مختلف را. بخش مهمي از دولتمردان کنوني چنان در لاک خود فرو رفته و آن چنان بي رنگ شده اند که هيچ تفاوتي با دولتمردان دولت احمدي نژاد يا رقباي آقاي روحاني ندارند. هيچگونه تعصب، غيرت، وموضع گفتماني در بخش مهمي از دولتمردان فعلي مشاهده نمي شود.
مشي آنان، به بهانه اعتدال، آنچنان است که به آساني با هر گفتمان و پاد گفتمان ديگري نيز قابل جمع مي باشد. گر چه صداي حمايت آقايان هاشمي و خاتمي لاينقطع در دفاع از دولت روحاني تيتر روزنامه ها مي شود، ولي بي تفاوتي و بي تعصبي برخي از دولتمردان، تنهايي روحاني را تشديد کرده است.
روحاني يا بايد به مانند احمدي نژاد و خاتمي روي صحنه بازيگر باشد و يا بايد همچون هاشمي پشت صحنه نقش آفريني کند. او نمي تواند همزمان پشت صحنه بر سر شعارهايش بماند و آن ها را عملي کند و در عين حال روي صحنه هم ترکش ها را به جان بخرد. همکاران و تيم همراهش بايد ضربه گير روي صحنه باشند. او نبايست به تنهايي تمام اضلاع گفتماني اش را فرياد بزند.
هرکدام از وزرا، معاونين، استانداران و.... بايد ضلعي از گفتمان اعتدال را بر عهده گيرند و به پيش ببرند. اما واقعيت صحنه نشان مي دهد که او خود به تنهايي در جايگاه گفتمان سازي و همزمان مهندسي گفتمان و مجري نقش آفريني مي کند. به طور طبيعي اين وضع تداومي ندارد، چرا که انرژي وي محدود و هزينه اين تنهايي سرسام آور است. بخشي از بي رحمي و بالا گرفتن حملات مخالفين دولت، نتيجه تنها ماندن روحاني است.
به نظر نگارنده درمان اين تنهايي در دست خود روحاني است. او بايد براي برون رفت از شرايط کنوني، تدبيري بينديشد و هزينه سرسام آور ادامه راه را نپردازد و اين بار را يک تنه بر دوش نکشد. روحاني خوب مي داند که هنوز وقت باقي است.
او به درستي آگاه است که مردم صبور هستند و به او به شرط اصلاح مسير فرصت خواهند داد. مردم همچنان اميد به اعتدال و تدبير دارند و نمي خواهند که نا اميد شوند و البته دود نا اميدي مردم نسبت به روحاني به چشم همگان مي رود. پس بايد گفت آقاي روحاني به حرمت اميد مردم، کاري متفاوت و راهي اميد آفرين و نتيجه بخش پيشه کن.
telegram 19dey.com

تگها: وزرا, معاونين, استانداران

شامل تصویر کد امنیتی به صورت CAPTCHA.

شبکه خبری

نسخه قابل چاپ:
تعداد نظرات: 0
همه مطالب تاریخ: ٣-٠٣-١٣٩٣, ١٨:٢٢