کشاورزی ایران پیر شده است

فاطمه محمدی

۱۹دی: پنج میلیون نفر در حوزه کشاورزی کشور فعال هستند و امنیت غذایی ۸۰ میلیون نفر را برعهده دارند که رسیدگی به مشکلات پیش روی آنان تضمین کننده تغذیه سالم برای مردم کشور است.

اگر سنگ های بسیار بر سر راه کشاورزان برداشته نشود آینده نامعلوم از لحاظ سلامتی برای نسل های آینده را باید متصور بود که جای کار بسیار دارد.

در این خصوص با قاسم محمدی عضو هیات رئیسه و سخنگوی کارگروه کشاورزی مرکز امور نمایندگی ادوار مجلس شورای اسلامی و کارشناس و صاحب امتیاز و مدیر مسئول نخستین نشریه کشاورزی کشور که حدود ۲۰ سال است در حوزه کشاورزی فعال است به گفت وگو پرداختیم.

مشروح این گفت وگو را در ادامه می خوانید:

مطلع شدیم مرکز امور نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی پیگیر مشکلات کشاورزی است، چه اقداماتی را در دستور کار دارد؟
این مرکزحدود دو ماهی است که با حضور نماینده های بخش کشاورزی تشکیل شده به عنوان مجلس سایه پیگیر مسائل کشاورزی است.

 اولویت کار آسیب شناسی و تحلیل از وضعیت موجود بخش کشاورزی، کمک به افزایش راندمان و بهره وری آب، راهکارهای کاهش روند خشکسالی و مبارزه با آفات است.

بانک ها برنامه نظارتی بر تسهیلات ندارند

تاکنون به چه نتایجی رسیده اید؟
 در حوزه کشاورزی و طیور تولیدکنندگان در کشور آسیب های جدی را متحمل شدند و متاسفانه در حوزه پرداخت خسارات ها کمکی صورت نگرفته است؛ امروز کشاورزان و تولیدکنندگان روستایی مظلوم ترین بدهکاران بانکی هستند.

در کشور دو نوع بدهکار داریم بدهکاران بزرگ و بدهکارانی که متاسفانه منابع و تسهیلات بانکی را در اختیار گرفتند اما یا درجای خود و یا درست سرمایه گذاری نکردند.

آنان که سرمایه گذاری نکردند منابع و نقدینگی کشور را از مسیر اقتصاد سالم خارج کردند و در حوزه های سودآور اقتصادی مانند دلالی در حوزه های سکه و ارز و گاهی تاسیسات پنهانی و نیمه پنهانی بکار گرفتند.

برنامه هدایت و نظارت بر ارائه تسهیلات تا رسیدن به سرانجام در یک زمان بندی مشخص و نتیجه بخش، در بانک ها بویژه بانک های دولتی انجام نمی شود.

وضعیت بازپرداخت معوقات بانکی بسیار نگران کننده است

وضعیت برگشت یا بازپرداخت معوقات بانکی در این بخش به چه شکل است؟
بسیار وضعیت نگران کننده و وخیمی است؛ باید نظارت شود که این منابع به حوزه برنامه ریزی اقتصادی و مالی کشور برگردد و چرخش پول مثبت توام با بهره وری و ارزش افزوده اتفاق بیافتد.

ارائه تسهیلات در بخش کشاورزی بسیار قطره چکانی است و تسهیلات قابل توجهی که با آن کشاورز روی پای خود بایستد نیست، به این دلیل بازدهی محصول و برگشت پول را ندارد و بسیاری از کشاورزان بدهکار بانک ها بخصوص بانک کشاورزی هستند.

مدیران کشاورزی ایران اعتقادی به تحول ندارند

آسیب های بخش کشاورزی کشور چیست؟
 اعطای تسهیلات در مورد به روز کردن سیستم های آبیاری و تجهیز امکانات کشاورزان اتفاق نمی افتد و خلاء اساسی کشور این است که به کشاورزی به عنوان صنعت نمی نگریم که باعث می شود روستاهای ما خالی تر و انگیزه تولید و ماندن در روستا وجود نداشته باشد.

حدود پنج میلیون نفر در بخش کشاورزی فعال هستند که نداشتن پشتوانه بیمه ای، مالی و مهار خسارات انگیزه ای برای آنان نگذاشته است.

آسیب جدی تر در بخش مدیریت کشاورزی است؛ من به یقین رسیدم که متاسفانه مدیریت کشاورزی ایران در اختیار جمع بسیار محدود سنتی با میانگین سنی بالا است که هیچ اعتقادی به تحول، مدیریت تخصصی و جوان گرایی مهارتی ندارند و تفکرات قدیمی خود را به بدنه کارشناسی و مدیریتی تحمیل می کنند.

در بخش کشاورزی بخصوص در وزارت جهاد کشاورزی یک رکود، ایستایی، توقف و برخورد قهری را شاهدیم و با این بروکراسی کهنه و فرسوده نمی توان انگیزه و شور در بخش کشاورزی ایجاد کرد.

بی توجهی به نیروی انسانی، دلالی را پر رونق کرده است

کشاورزی نوین، علمی وپویا پس از گذشت ۴۰ سال از انقلاب چگونه محقق می شود؟  
نخست اقدامات جسته وگریخته باید کنار گذاشته شود و دوم اینکه امروز فارغ التحصیلان ما با فوق لیسانس مسافر جابه جا می کنند، دست فروشی می کنند یا سیگار می فروشند و بزه های اجتماعی متعدد آنان را تهدید می کند زیرا به سرمایه انسانی بخش کشاورزی بی توجه و وارد سیستم دلالی شده ایم.

مدیریت بخش کشاورزی با تفکر بسته، به بن بست جدی رسیده است

کشاورزی ایران به پیری رسیده و یک روح، تنفس و نگاه جدید می طلبد؛ برخی افراد خوبی هستند اما دیگر نفس نفس می زنند و توانایی مدیریت این بخش عظیم و آن جنب وجوش فکورانه و متعهدانه را ندارند انتظارات هم بالا و امروز در دنیا برای تغذیه سالم و امنیت غذایی رقابت جدی است.

مدیران علاقمند، تلاشگر و دارای تجربیات داخلی و خارجی، باید در بدنه و لایه های مدیریتی میانی حضور پیدا کنند زیرا مدیریت بخش کشاورزی ایران با یک تفکر بسته، امروز به بن بست جدی رسیده است.

سوم اینکه‌ بیمه پاشنه آشیل بخش کشاورزی است اما طبق دستورالعمل دولت، کشاورزان از یک سن به بالا نمی توانند مشمول بیمه تامین اجتماعی شوند.

در صورتی که میانگین سن کشاورزی در ایران بسیار بالاست وقانون حمایتی در بحث تامین اجتماعی به صورت پلکانی یا روش های دیگر باید همه را شامل شود.

توسعه نیروی انسانی در بخش کشاورزی نادیده گرفته شده و امکانات اجتماعی، درمانی، رفاهی و امنیت روانی برای توسعه نیروی انسانی مولد ناچیز است.