سایت خبری تحلیلی 19دی آنلاین

قیام 19دی:

مرثیه ای که حماسه شد

نوزده دی که در میان روزهای انقلاب همچون خورشیدی در آسمان نیلگون می‌درخشد؛ افق روشنش به شهرهای دیگر نیز کشیده شد و نهضت را گرمایی دوباره بخشید.

هر گوشه و کنار شهرقم که می‌روی یادآور خاطره‌ایست، این کوچه‌ها قدم گاه آزادمردانی است که نخستین گام‌ها را در راه انقلاب برداشتند، کوچه‌هایی که شاهد ایثار و از خودگذشتگی کسانی بوده که در هر قدم شهادت را فریاد ‌کردند و فریادشان هنوز طنین انداز است.

   مدرسه فیضیه یکی از مکان هایی است که روزهای مهمی در تاریخ معاصر ما را به خویش دیده است، سه عامل اساسی در پیدایش قیام 19دی دخیل بود که شامل کشتار بی رحمانه طلاب این مدرسه در 15خرداد 42، شهادت مشکوک سید مصطفی خمینی که با برپایی مجالس ترحیم در شهرهای مختلف ایران بویژه تهران و قم به كانونی برای مخالفت علنی با رژیم شاه تبدیل شد و نامه توهین آمیز در روزنامه اطلاعات که آتش خشم مردم را برافروخته تر کرد.

   رژيم شاه که از اقبال مردم به امام خمينی حيرت‌زده شده بود، و از طرفی سفر كارتر به ايران و تجليل و ستايش فوق العاده او، باعث شد، که وی با اطمینان از حمایت آمریكا، و به گمان بی‌اعتبار نمودن امام در بین مردم، دست به ريسك بزرگي زند و اشتباه سیاسی - تاریخی خود را مرتكب شد كه این اشتباه نقطه عطف دیگری در تعمیق و گسترش نهضت اسلامی شد، و آن مقاله‌ای بود که به مناسبت روز كشف حجاب و نزدیكی سالگرد انقلاب سفید در روز شنبه،17 دیماه‏ 56 در قالب دو ستون، در سمت چپ هفتمین صفحه روزنامه اطلاعات شماره ،۱۵۵۰۶ در زیر تیتر سرخ رنگ «ایران و استعمار سرخ و سیاه» و با نام مستعار و جعلی شخص مجهول الهویه‌ای موسوم به «احمد رشیدى مطلق» به چاپ رسید، که این مقاله به دستور شاه در دفتر مطبوعاتي هويدا، وزير دربار، تهيه گرديد. و متن اوليه آن به دستور خود شاه تغيير يافت و به لحن تندتری نوشته، و هتاكي و بي‌احترامي را نسبت به امام به اوج رساند.

     عباس مسعودي، صاحب امتياز روزنامه، مفاد مقاله را باعث واکنش علما و روحانيون و براي آينده روزنامه خطرناک مي­دانست، اما در تماس با داریوش همایون (وزیر اطلاعات و جهانگردی كابینه جمشید آموزگار، نخست وزير وقت)، دريافت که برخي از مفاد تند و تحريک آميز آن به خواست شاه در مقاله آمده است.

در اين مقاله، بطور صريح، بي حجابي فضليت و حجاب، کهنه پرستي و ارتجاع معرفي و به ساحت مقدس امام خمینی، اهانت و قيام 15 خرداد 42، توطئه استعمار سرخ و سياه معرفي شده بود.

   هنوز يک هفته از نطق «جیمی کارتر» که ايران را به عنوان « جزيرة ثبات» ياد مي‌کرد نگذشته بود که با انتشار این مقاله، جزيره ثبات به آتشفشاني فعال مبدل شد، که می­توان آن را يكي از عوامل اصلي آغاز انقلاب اسلامي در ايران برشمرد که آتش انقلاب را روشن ساخت.

به این ترتیب سومین و مهم ترین عامل قیام 19دی مردم قم رقم خورد و نخستین واکنش­ها از شهر قم آغاز شد. مدرسين حوزه علميه قم دروس حوزه را در 18 دي به حمايت از امام و محکوميت اهانت به ساحت ايشان تعطيل اعلام کردند و طلاب با تشکيل اجتماع بزرگي تظاهرات خود را به سوي منزل آیت‌الله العظمی گلپایگانی آغاز کردند.

آیت‌اللّه العظمی گلپایگانی با خواندن آیه استرجاع (انا لله و انا الیه راجعون) در ادامه ­فرمود: «ما هم از وارد شدن این ضایعه بزرگ بر جامعه روحانیت و بر فقه و اجتهاد خبردار شدیم. این­ها اشتباه می­کنند؛ این­ها فکر نکنند، ما دیگر سکوت کرده­ایم و چیزی نخواهیم گفت و دست برمی­داریم.

مدتی است كه به دین و روحانیت جسارت می‏كنند دستگاه‌ها می‏گویند روحانیت ‏با ما بودند در صورتی كه همه مراجع با برنامه آن‌ها مخالف هستند و این را همه می‏دانند و حالا هم مخالف هستیم بعدا هم مخالف خواهیم بود، این­ها باید بدانند که اگر سرنیزه را حتی به زیر گلوی ما بگذارند، ما حرفمان را می­زنیم».

   بعد از ظهر روز 18دی ماه، آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی در حسینیه‌شان برای راهپیمایان سخنرانی نمودند. ایشان ضمن اشاره به سوابق آشنایی خود با امام و رد اتهامات مقاله، گفتند: «من در مدت عمرم این مصیبت‌هایی كه در این قرون اخیر، عالم روحانیت دید و ما متأثریم، در عمرم ندیده بودم. الآن در حدود هشتاد سالم هست، خدا گواه هست كه من یك همچون مصائبی كه متوجه به روحانیت باشد، هیچ یاد ندارم ... كجا یك همچو چیزی هست؟ در تمام این ممالك راویه دنیا ببینید نسبت ‏به روحانیت‏ یك همچو حركاتی هست؟ اگر شما پیدا كردید در یكی از روزنامه‌های خارجی كه یك عالمی از علمایشان به یك كشیشی به یك خاخامی به یك معبدی مثلا! روحانیت در هر مملكتی مقامی دارد، مقام مقدسی دارد، محترم است».

   در شب همان روز آیت‌الله شیخ مرتضی حائری در مسجد اعظم به ایراد سخنرانی اعتراض آمیز به دستگاه حاکم پرداخت.

   بالاخره روز 19دی فراررسید؛ صبح روز نوزدهم (برابر با بیست و نهم محرم 1398)، بازاريان قم با مشاهده حرکت حوزه علميه، تصميم به تعطيلي گرفتند. با تعطیل شدن بازار، و حضور اقشار مختلف، بعد از تجمع مقابل مدرسه خان، راهپیمایی به سوی منازل آیات و بزرگان پی گرفته شد؛ ابتداء به منزل آیت‌الله العظمی میرزا هاشم آملی رفته و ایشان ضمن دفاع از شخصیت امام خمینی، هیئت حاکمه را مورد نفرت ملت و روحانیت معرفی کردند.

 سپس جمعیت به طرف منزل علامه طباطبائی رفتند، علامه با وجود کسالت زیاد راهپیمایان را مورد ملاطفت قرار داده و به اشارت ایشان آیت‌الله محمد یزدی سخنرانی تندی ایراد نمودند. آنگاه با حضور در مدرسه امیرالمومنین، آیت‌الله مکارم شیرازی برای مردم سخنرانی مبسوطی داشتند. منزل آیت‌الله وحید خراسانی آخرین برنامه پیش از ظهر جمعیت بود. صبح روز نوزدهم تظاهرات بدون درگیری خشونت‏آمیز تمام شد.

   ساعت 15 بعداز ظهر، جمعیت از گوشه و کنار شهر به سوی منزل آیت‌الله نوری همدانی حرکت نمودند. پس از استماع سخنرانی معظم له، سیل جمعیت، بالغ بر ده هزار نفر، که در نظر داشتند به سمت منزل آیت‌الله مشکینی حرکت نمایند با عزمی راسخ و اراده‌ای پولادین بر آن بودند تا قدرت پوشالی نظام شاهنشاهی را در زیر گام‌های استوارشان خرد کنند؛ آرام راهپیمایی می‌کردند و فریادها در حنجره‌ها به دنبال راه گریزی می‌گشت. اما رژیم با دسیسه ساواک و به دنبال یک برنامه ساختگی، در چهار راه بیمارستان، شهدای کنونی، با شکستن شیشه بانک به سوی مردم بی­دفاع که حتی شعار هم نمی‌دانند، آتش گشودند. با مشاهده نخستین شهید، خشم و نفرت مردم نسبت به نظام بیش از پیش شد و ترس و وحشت از دل ها رخت بربست.

جمعیت با شعار «اللّه اکبر»، «لا اله الا اللّه» و با در دست داشتن سنگ و چوب به سوی عمّال شاه سرازیر شد و درگیری به اوج خود رسید.

غروب روز نوزدهم، شفقْ سرخ و گلگون بود و فضای شهر پر از غم و غربت شده بود. تنها چیزی که در منطقه درگیری به چشم می‌خورد عبا، عمامه و کفش‌هایی بود که از روحانیون و مردم به جا مانده و آغشته به خون بود.

مردم به خیابان‌های اطراف رفته، و فریادهای «از جان خود گذشتیم؛ با خون خود نوشتیم؛ یا مرگ یا خمینی» ماندگار شد.

   آن­گونه که از گفته­ها و نوشته­های شاهدان عینی برداشت می­شود خیلی از مجروحان از ترس ساواک به بیمارستان مراجعه نکرده بودند؛ زیرا در آن زمان، ساواک، تظاهرکنندگان زخمی را با زنجیر به تخت بیمارستان می­بست تا پس از بهبودی، آن‌ها را به ساواک منتقل نماید.

 در مورد شهدا نیز نام 7 نفر به نام‌های: حسین قاسمی؛ علی‏اصغر خمسه‏ای؛ غلامرضا همراهی؛ حیدر رضایی (دانش‏آموز 12 ساله)؛ علی‏اصغر ناصری؛ طلبه، متولد بابل؛ محمدرضا انصاری؛ طلبه، از خانواده روحانی، متولد تویسركان و مرتضی شریفی؛ طلبه، متولد رهنان اصفهان؛ به ثبت رسیده است.

   نوزده دی که در میان روزهای انقلاب همچون خورشیدی در آسمان نیلگون می‌درخشد؛ افق روشنش به شهرهای دیگر نیز کشیده شد و نهضت را گرمایی دوباره بخشید.

با برپایی نخستین چهلم، ابتدا تبریز قهرمان به خاک و خون کشیده شد و پس از آن حماسه چهلم‌هاي پي‌درپيِ مردمِ نقاط مختلف ايران، دامنه انقلاب را فراگير نمود و در نهايت با بازگشت امام خمینی به وطن، رژيم پهلوي سرنگون، و انقلاب اسلامی با آبیاری خون سرخ شهداء به ثمر نشست.

از آن پس مردم همیشه در صحنه قم این روز را گرامی داشته و برای تجدید میثاق با رهبری، هر ساله به دیدار رهبری می روند.

به این ترتیب قم داغ دید تا شروعی برای انقلاب باشد؛ مقام معظم رهبري در این باره فرموده اند: در نهضت عظیم انقلاب اسلامي ما دو نقطه شروع وجود دارد که یکی 19دي ماه و دیگري شروع مبارزات 1342 که هر دو مربوط به قم است؛ در نوزدهم دي ماه بار دیگر کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا  در شهر قم دیده شد، مشت هاي گره کرده روحانیون و مردم متدین این شهردر دفاع از ارزش هاي اسلامي به خون نشست و جرقه اي شد بر انبار خشم مردم تا هر آن چه طاغوت زمان بافته بود در شعله هاي این آتش بسوزد.

امام خمینی (ره) نیز در این باره مي فرمایند: کشتار بیرحمانه قم، ایران را به هیجان آورد و تبریز عزیز را به قیام همگاني مردانه در قبال ظلم و بیدادگري نشاند و کشتار دسته جمعي تبریز ملت غیور ایران را چنان تکان داد که در آستانه انفجار است. انفجاري که دست اجانب را به خواست خداي متعال براي همیشه قطع کند.

telegram 19dey.com
شامل تصویر کد امنیتی به صورت CAPTCHA.

اخبار مرتبط

شبکه خبری

نسخه قابل چاپ:
تعداد نظرات: 0
همه مطالب تاریخ: ١٩-١٠-١٣٩۵, ١١:١٨

   

پر مبحث ترین ها