سایت خبری تحلیلی 19دی آنلاین

متهم به قتل بنیتا: سه ماشین دارم!

بنیتا دختر هشت‌ماهه صبح پنج‌شنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۶، در حالی که درون خودروی پراید پدرش بود، ربوده شد و پس از شش روز، در بامداد ۴ مرداد، جسد او پیدا شد.
اولین جلسه رسیدگی به پرونده عاملان قتل بنیتا دختر 8 ماهه در روز دوشنبه در شعبه 9 دادگاه کیفری استان تهران برگزار شد و در آن جلسه مقرر شد؛ جلسه دوم محاکمه در روز چهارشنبه برگزار شود.
 
به گزارش ایلنا، جلسه دوم رسیدگی به پرونده بنیتا صبح امروز با حضور متهمان، خانواده بنیتا و وکلای آنها در شعبه نهم برگزار شد.
 
مادر بنیتا: به متهم بگویید به سمتی که ما نشستیم نگاه نکند
پس از ورود متهمان به دادگاه مادر بنیتا با صدای بلند گفت: به متهم بگویید به سمتی که ما نشستیم نگاه نکند. قاضی پس از اینکه این جمله از سوی مادر بنیتا چندین بار تکرار شد به او تذکر داد و گفت:‌ اگر یک بار دیگر در جلسه اخلال ایجاد کنید، از دادگاه اخراج می‌شوید.
 
در ادامه جلسه «ا. د» به عنوان مطلع که روز گذشته و بنا به اطلاع قاضی شهریاری دستگیر شد و چهارمین و‌ آخرین متهم پرونده بنیتا است در جایگاه حاضر شد.
 
قاضی کشکولی خطاب به او گفت: به گزارش کلانتری و آگاهی و همچنین طی صحبت‌های دو متهم دیگر شما در صبح روز چهارشنبه به محل ربایش ماشین به این دلیل که ماشینتان اشکال فنی داشت، همراه آنها نرفته‌اید و راهی آرایشگاه شده‌اید، این حادثه اتفاق افتاده است؛ لطفا اطلاعات خود را در رابطه با آشنایی با این دو نفر و سرقت ماشین و فرزند صاحب ماشین ارائه دهید.
 
با م. ش در زندان آشنا شدم
«ا. د» پس از ادای سوگند گفت: با م. ش در زندان آشنا شدم، اما زودتر از او آزاد شدم. او شب حادثه با من تماس گرفت من در خاوران بودم و با من در میدان آقانور قرار گذاشت، مهدی به همراه محمد آمد و سوار ماشین من شدند، قرار بود چیزی را از دوستش بگیریم، در راه بهانه آورد من به مهدی گفتم که می‌خواهم به خانه بروم.
 
وی افزود: من نه احتیاجی به دزدی دارم و نه مال حرام این را همه می‌دانند، کسی حرف از سرقت بزند من او را از این کار منع می‌کنم. صبح روز حادثه برای رفتن به آرایشگاه از آنها خداحافظی کردم بعد از اتمام کار مهدی با من تماس گرفت و گفت کجا هستم؟ سه هزار تومان پول نیاز داشت تا به پیک موتوری بدهد از بقالی کنار آرایشگاه سه هزار تومان پول گرفتم و او پول را به پیک داد و از من درخواست کرد او را به خانه برسانم.
 
«ا. د» در ادامه گفت: در طول مسیر متوجه شدم که مهدی تلفنی با محمد حرف می‌زند و بحث آنها در خصوص دزدی بچه است.
 
این متهم در پاسخ به سوال قاضی که آیا مهدی با محمد تماس گرفته است یا خیر؟ گفت: بله مهدی با محمد تماس گرفت، از مهدی پرسیدم چه شده که گفت؛ محمد ماشین روشنی را دید پشت ماشین نشست و فرار کرد.
 
38 روز در کمپ ترک اعتیاد بودم
وی افزود: اطلاع بیشتری ندارم، چرا که 38 روز است در کمپ ترک اعتیاد هستم حتی با این افراد سلام و علیک نکردم.
 
قاضی گفت: وقتی گفت‌وگوی آنها را شنیدید، دقیقا چه می‌گفتند؟
 
این متهم گفت: سارق ماشین داد می‌زد بچه در ماشین بوده است و من وقتی این را شنیدم، مهدی را از ماشین پیاده کردم با هم تا نزدیک قیام دشت رفتیم.
 
قاضی گفت: حرف‌های شما با ادعای احمد و مهدی در تعارض است.
 
«ا. د» گفت: من اصلا با آنها نبودم من فقط مهدی را تا قیام دشت رساندم، حتی بچه را ندیدم مطمئن باشید که ماشین را ندیدم اصلا در سرقت مشارکت نداشته‌ام.
 
سریعا خودم را معرفی کردم
قاضی گفت: وقتی مطلع شدید بچه در ماشین است، چرا کاری نکردید، متهم گفت: اصلا نمی‌دانستم اظهارات آنها راست یا دروغ است، بعد از خداحافظی با مهدی یکسره به خانه رفتم و دو روز بعد در کمپ بودم؛ اصلا تماس تلفنی نداشتم به خانواده‌ام قول داده بودم مواد را ترک کنم به همین خاطر به کمپ رفتم. دیروز با خانه‌ام تماس تلفنی داشتم تا برایم وسیله بیاورند که خواهرم گفت ماموران شاهپور به اینجا آمدند و برای این مساله به دنبال من هستند و من هم سریعا به خانه آمدم و خودم را معرفی کردم.
 
در ادامه جلسه «طالب .ن» به عنوان مطلع در جایگاه قرار گرفت و گفت: از سرقت خودرو اطلاع نداشتم با متهم بنا به درخواست او با موتور به سمت حوضچه برای عکس گرفتن رفتیم و در طول این مدت اصلا درباره سرقت خودرو با من حرفی زده نشد. در روز دوشنبه برادرم مسعود به من گفت که فکر می‌کنم سرقتی که انجام شده مربوط به سرقت خودرو در مشیریه است که یک کودک هم در آن بوده است پس از مطلع شدن برادرم مسعود شماره خانواده متهم را پیدا کردم و با آنها تماس گرفت.
 
استفاده از تمام امکانات برای شناسایی سارقان
در ادامه جلسه سرهنگ فلاح به عنوان مطلع در جایگاه حاضر شد و گفت: به محض دریافت اخبار موضوع در دستور کار قرار گرفت و بلافاصله تیم حادثه به محل سرقت اعزام شد و با توجه به اینکه موضوع از حساسیت ویژه‌ای برخوردار بود از تمام امکانات برای شناسایی سارقان استفاده شد.
 
با بررسی فیلم هویت سارق برای ما محرز شد
سرهنگ فلاح گفت: در مسیر سرقت یک دوربین قرار داشت که کیفیت مطلوبی نداشت، اما با بررسی فیلم آن هویت سارق برای ما محرز شد که همین مساله موجب دستگیری سارق شد.
 
وی افزود: پس از اینکه خودروی رها شده در کنار جاده شناسایی شد به محل اعزام شدیم و خودرو را زیر یک درخت که کنار یک ساختمان بود، مشاهده کردیم متاسفانه درب‌های ماشین کاملا بسته و شیشه‌های آن بالا بود.
 
قاضی مستشار گفت: در گزارشات آمده است که یک مامور راهور خودروی سرقتی را در زمان تردد مشاهده کرده است، چرا در این خصوص اقدامی نشده است.
 
بازگشت خودروی متهم در دوراهی قیامدشت به سمت تهران
سرهنگ فلاح گفت: بنا بر گزارشات یک مامور راهور خودرو را در مسیر مشاهده می‌کند و موضوع را گزارش می‌دهد این مشاهده 10 دقیقه قبل از اعلام پلیس مبنی بر سرقت خودرو بوده است، اما مامور راهور خودرو را تعقیب کرده که به خاطر اینکه خودروی سرقتی نسبت به تعقیب پلیس حساس نشود با کمی فاصله از آن حرکت می‌کرده، اما خودروی متهم در دوراهی قیامدشت به سمت تهران باز می‌گردد.
 
در ادامه جلسه قاضی کشکولی گفت: «ا. ح» فردی است که با «م. و» به محل پارک ماشین مسروقه می‌رود و بدون اینکه از خودرو پیاده شود، او را که یک کیسه پلاستیکی با خود حمل می‌کرد، سوار خودروی خود می‌کند. این فرد به اتهام خرید و فروش مواد مخدر و تحصیل مواد مسروقه به دادگاه انقلاب و کیفری 2 ارجاع شده است و امروز فقط به عنوان مطلع در جایگاه حضور دارد.
 
رئیس دادگاه در ادامه گفت: دادگاه خطاب به احسان. ح به عنوان مطلع به شما مجازات کتمان حقیقت به شما تفهیم می‌شود، مراقب اظهارات خود باشید و سوگند یاد کنید جز حقیقت چیزی نگویید.
 
دو سابقه کیفری دارم
«احسان. ح» که به عنوان مطلع در جایگاه قرار گرفت، گفت: متولد 65 و مجرد هستم. دو سابقه کیفری دارم که هر دوی آنها مربوط به مواد مخدر است.
 
«م.و» راجع به سرقت و بچه هیچ حرفی نزد
وی گفت: «محمد. و» دوست قدیمی من است. با من تماس گرفت و از من خواهش کرد که به دنبال او بروم من از ماشین دزدی می‌ترسم از هر وسیله دزدی هراس دارم و به خاطر اینکه دیدم ماشین برای محمد نیست جلوتر از خودرو ایستادم اصلا به ماشین نزدیک نشدم. محمد فقط یک کارت هدیه به من داد و جز یک تی شرت سفید که آن هم در کیسه بود چیزی ندیدم از محمد پرسیدم که در ماشین چیست و من ضبط می‌خواهم، اما او گفت که ضبط ماشین را به مهدی داده است. او راجع به سرقت و بچه هیچ حرفی نزد.
 
قاضی گفت:‌ آیا شما متوجه حضور بنیتا نشدید؟
«احسان. ح» گفت: وقتی من را به آگاهی شاهپور منتقل کردند، متوجه قضیه شدم.
 
قاضی گفت: برای چه کاری به منزل خود رفتید؟
«احسان. ح» گفت: اول با هم به سوپرمارکت نزدیک خانه‌ام رفتیم تا کارت هدیه را خالی کنیم و در ازای 50 هزار تومان که هم پول یک گرم شیشه و بقیه حساب و کتاب‌های گذشته‌ام با محمد بود، کار خرید انجام شد.»
 
مستشار دادگاه خطاب به احسان ح. گفت: آیا وقتی کارت را تحویل گرفتید، سوالی پیش نیامد که از کجا آمده است؟
 
«احسان. ح» گفت:‌ از محمد پرسیدم و او گفت که مشکلی نیست، کارت هدیه جای پول نقد است و پیگیری نمی‌شود. محمد اصلا راجع به سرقت خودرو صحبت نکرد تا آخر شب با هم در منزل ما بودیم و بعد او را در خیابان پیشوا پیاده کردم تا موقعی که فهمیدم دستگیر شده، هیچ تماسی با او نداشتم و از همسر صیغه‌ای او پرسیدم که همسرش اعلام کرد که محمد گیر کرده است.
 
در ادامه جلسه قاضی کشکولی گفت: با توجه به جرم واقع شده نماینده دادستان تشخیص داده است که بر اساس قانون این پرونده باید در شعبه تخصصی خود که مربوط به قتل عمد است، ارجاع شود و علت اصلی این ارجاع تخصصی بودن شعبه 10 بازپرسی بوده است.
 
هدف از حضور «احمد.د» در سر صحنه دریافت اخبار بوده‌است
در ادامه جلسه، کوشا وکیل اولیای دم در جایگاه قرار گرفت و با اشاره به اینکه نسبت به دو موضوع سوال دارد، بیان داشت: چگونه امکان دارد که در روز دوشنبه جلسه اول برگزار شود و روز  سه‌شنبه متهم دیگر این پرونده شناسایی، دستگیر و امروز در دادگاه حاضر شود، چرا تا الان موفق به دستگیری این متهم نشده بودند؛ ولی در این دو روز بازداشت شده است.
 
وی افزود: احمد. د که به عنوان متهم در دادگاه حضور دارد بعد از ظهر حادثه در سر صحنه حاضر می‌شود، هدف او از این کار دریافت اخبار بوده است.
 
کوشا گفت: با توجه به صحبت‌ها، این فرد در جریان سرقت خودرو بوده است و اگر به موقع این موضوع را گزارش می‌داد شاید جان کودک نجات پیدا می‌کرد سوال من از سرهنگ فلاح این است که اقدامات پلیس برای کشف سارق و کودک تا روز سه شنبه چه بوده است؟
 
کوشا خطاب به نماینده دادستان بیان داشت: نماینده دادستان در جلسه قبل دادخواست را قرائت کرد، اما به آن ایراد شکلی وارد است، چرا که وی آنچه در روی کاغذ نوشته بود را می‌خواند بدون اینکه تحلیل کند.
 
مصرف مواد مخدر باعث شد موکلم کودک را تحویل ندهد
در ادامه وکیل متهم ردیف اول در جایگاه قرار گرفت و در دفاع از متهم ردیف اول گفت: مصرف مواد مخدر و سابقه سرقت باعث شد که موکل من کودک را تحویل ندهد. او تمام سعی خود را کرده بود.
 
وی گفت: جرائم ناشی از مواد مخدر و روانگردان نیازمند فکری اساسی است. من لایحه دفاعیه را به دادگاه تقدیم و شفاها نکاتی را بیان می‌کنم به استناد بند پ ماده 290 قانون آیین دادرسی کیفری در موضوع قتل عمد موکلم صرفا قصد سرقت داشته است بر اساس اظهارات او محل پارک ماشین پرتردد بوده است و متهم با فرض اینکه در آن حوالی خودرو کشف می‌شود این کار را انجام داده که متاسفانه این اقدام منجر به قتل کودک شد.
 
وکیل متهم ردیف اول در ادامه گفت: خودرو زیر سایه و بدون بنزین و با دریچه باز کولر بوده است، بنابراین وی قصد داشته که جان کودک به خطر نیفتد.
 
در ادامه وکیل متهم ردیف دوم در دفاع از موکل خود گفت: پس از صدور قرار نهایی توسط بازپرس در خصوص اتهام موکل من قرار منع تعقیب مبنی بر قتل عمد صادر شد. همچنین در خصوص معاونت در سرقت توسط موکلم باید گفت او در این سرقت دارای وحدت قصد نبود و به نوعی در عمل انجام شده قرار گرفت ارتباط موکل من با متهم ردیف اول صرفا اعتیاد به مواد مخدر بوده است، اگر چنین موضوعی وجود نداشت؛ اصلا در آنجا حاضر نمی‌شد. همچنین در خصوص خودداری موکلم از کمک به کودک باید اعتیاد وی به شیشه و آثار آن را مدنظر داشت و اینکه موکل من از متهم ردیف اول درخواست کرده بود که کودک را به آژانس تحویل دهد.
 
اشد مجازات را در کیفرخواست برای متهمان درخواست کرده‌ایم
در ادامه قاضی شهریاری به عنوان نماینده دادستان در جایگاه قرار گرفت و در دفاع کیفرخواست صادره گفت: اشد مجازات را در کیفرخواست برای متهمین درخواست کرده‌ایم، البته باید موضوع پیشگیری‌های رشدمدار را در نظر گرفت، چرا که به آن توجه نمی‌شود. باید از این تریبون به خانواده‌ها اعلام کنم که بیش از گذشته نسبت به موارد پیشگیرانه حساس باشند و آن را رعایت کنند.
 
وی افزود: آخرین سابقه سرقت متهم مربوط به سال 95 است که به مدت 14 ماه در بازداشت بوده که بیشتر از مهلت قانونی بوده است در نهایت او با یک وثیقه 200 میلیونی آزاد می‌شود. اگر در این خصوص اعتراضی وجود دارد باید به قانون باشد نه مجری قانون. بر اساس قانون هر کس قصد ارتکاب جرم داشته باشد و شروع به جرم کند باید متناسب با آن مجازات شود. متهم در اظهارات خود گفته است که قصد سرقت خودرو را داشته است، اما این سرقت مقرون به آزار شده است. چون پدر بنیتا برای جلوگیری از سرقت خود را به جلوی ماشین می‌اندازد، اما متهم با دنده عقب گرفتن و انجام حرکات مارپیچ از محل متواری می‌شود و به پدر بنیتا نیز آسیب می‌رساند.
 
وی افزود: در گزارش پزشکی قانونی اعلام شده است که علت فوت کودک گرمازدگی و عوارض ناشی از آن است و عنصر مادی جرم زمانی اتفاق می‌افتد که متهم خودرو را در کنار خیابان رها کرده است.
 
حکم دستگیری «احمد. د» از قبل صادر شده بود
قاضی شهریاری در رابطه با دستگیری احمد. د گفت: حکم دستگیری از قبل صادر شده بود و مربوط به روز دوشنبه نبوده است. وی در حال حاضر به عنوان مطلع در دادگاه حاضر شده و پرونده اتهامی وی در دادسرا مفتوح است.
 
قاضی شهریاری در خصوص امضا شدن قرار منع تعقیب توسط اولیای دم گفت: بازپرس قرار منع تعقیب را برای اولیا ابلاغ و آنها هم امضا کردند.
 
در ادامه جلسه کوشا، وکیل اولیای دم با حضور در جایگاه گفت: وقتی که متهم اقدام به سرقت می‌کند؛ صاحب خودرو خود را روی کاپوت می‌اندازد و حدود 50 متر روی زمین کشیده می‌شود، در واقع این اقدام شروع به قتل بوده است با توجه به اینکه این کودک مظلوم واقع شده است؛ آمده‌ایم که حق این کودک را بگیریم، حتی اگر والدین قرار منع تقیب را امضا کرده باشند، مدعی‌العموم باید نسبت به وقوع جرم قتل عمد اقدام کند. بنابراین اظهارات نماینده دادستان مبنی بر اینکه والدین بنیتا در نگهداری این طفل اهمال کرده‌اند، درست نیست.
 
در ادامه جلسه متهم ردیف اول با حضور در جایگاه آخرین دفاعیات خود را مطرح کرد.
 
قتل را قبول ندارم
وی گفت: قصد سرقت نداشتم، مهدی از من خواست سوار ماشین شوم من سه ماشین دارم چه لزومی دارد که سرقت کنم، قتل را قبول ندارم. قصدم قتل عمد نبوده و قصد سرقت هم نداشتم. چون از ساعت 2 بعد از ظهر تا 11 شب بازجویی می‌شدم، اظهارات درستی نکردم.
 
در ادامه جلسه متهم ردیف دوم در جایگاه حاضر شد و آخرین دفاعیات خود را ارائه داد.
 
وی گفت: به محمد گفتم که بچه را تحویل بدهد، می‌خواستم به خانواده بچه کمک کنم، اما بیشتر از این بلد نبودم. حداقل قاتل بچه را به خانواده‌اش تحویل دادم، بیشتر از این نمی‌توانستم کمک کنم.
 
قاضی گفت: آیا صحبت‌های طالب، مسعود. ن و احسان ح را قبول دارید؟
 
متهم ردیف دوم گفت: بیشتر از این نمی‌توانستم کمک کنم به محمد گفتم که هر طور شده بچه را به خانواده‌اش برساند بعد از اینکه از احمد جدا شدم به سمت قیام دشت رفتم.
 
قاضی گفت: احمد. د آیا اظهارات مهدی را تایید می‌کنید؟
 
احمد. د گفت:‌ خیر در آرایشگاه بودم و هیچ کدام آن را ندیدم، من فقط او را تا قیام دشت رساندم و او منتظر محمد بود.
 
دوستانم پشتم را خالی کردند
 
متهم ردیف دوم گفت: نمی‌دانم چرا دوستانم پشتم را خالی کردند. نیسان دارم و شبی سه هزار تومان آشغال جمع می‌کنم تا نان حلال برای خانواده‌ام ببرم. من معتاد بودم اما دنبال دزدی نرفتم مادرم سکته کرده است و زنم درخواست طلاق داده است من فقط یک بند کیف برداشتم از خداوند می‌خواهم که خانواده این طفل به حق خود برسد.
 
یکشنبه هفته آینده رای صادر خواهد شد
 
بر اساس این گزارش، قاضی کشکولی ختم رسیدگی به دادگاه را اعلام کرد و گفت: یکشنبه هفته آینده پس از شور با همکاران رای صادر خواهد شد.
telegram 19dey.com

اخبار مرتبط

شبکه خبری

نسخه قابل چاپ:
تعداد نظرات: 0
همه مطالب تاریخ: ٢٢-٠۶-١٣٩۶, ٢١:۵٧

   

پر مبحث ترین ها